گفتوگو با مشاور خانواده درباره دلایل کاهش ازدواج
جوّ ضد ازدواج را بشکنیم
مشاوران خانواده به دلیل ماهیت شغلشان با افراد متعدد و متنوعی روبهرو میشوند که هر کدام از آنها نظرات و جهانبینی خاص خود را نسبت به ازدواج دارند. به همین خاطر شاید روانشناسان بهترین کسانی باشند که میتوانند درباره عوامل کاهش ازدواج در کشور صحبت کنند. دکتر مهدی دوایی روانشناس، متخصص تعلیم و تربیت و عضو هیأتعلمی دانشگاه در این گفتوگو به بررسی عوامل پایین آمدن نرخ ازدواج میپردازد.
محمد وفایی روزنامه نگار
بهتازگی یکی از نمایندگان مجلس از کاهش
۴۰درصدی آمار ازدواج در شش سال گذشته بهرغم ثابت ماندن جمعیت افراد آماده ازدواج در کشور خبر داد. به نظر شما مهمترین دلایل کاهش ازدواج در ایران چیست؟
طبیعتاً وضعیت نابهسامان اقتصادی واضحترین عامل این مسأله است و اگر دلایل روانشناختی و جامعهشناختی را بررسی میکنیم، به این معنی نیست که موضوع اقتصادی را مفروض نگرفتهایم. مطمئنا هرقدر وضعیت اقتصادی بهتر شود، انگیزه افراد برای ازدواج هم بالاتر میرود و بالعکس. این دو عامل همبستگی دارند. اما عوامل دیگری هم وجود دارد. ما تحت تأثیر زمینههایی هستیم که در آن زندگی میکنیم، این نظر «گشتالت درمانگرها»ست. زمینهها باعث بروز و نمود شکلها میشود. یعنی اگر الان صبح است، ستارهها در آسمان هستند، فقط چون زمینه روشن است، دیده نمیشوند. همین ستارهها با تاریک شدن زمینه، آشکار میشوند. جوی که درباره یک موضوع در جامعه ایجاد میشود، بسیار اثرگذار است و هم مردم و هم مسؤولان باید مراقب آن باشند. نباید اینطور باشد که مردم به هم بگویند مگر عقلت را از دست دادهای که میخواهی ازدواج کنی؟ این فضا نیاز به مراقبت دارد. همان طور که مثلاً در مدرسه اگر فضا خراب شود، وقتی یک نفر درس بخواند این تبدیل به ضدارزش میشود و بقیه او را تحقیر میکنند.
ولی زمانی که فضا درست باشد، درس خواندن و رقابت در تحصیل یک ارزش محسوب میشود. در مورد ازدواج این اتفاق دارد میافتد. برخی ضربالمثلهای ضدازدواج از قدیم بود، اما امروز با پررنگ شدن مشکلات اقتصادی و اجتماعی، جایگاه بالاتری مییابد. مثلاً اینکه ملانصرالدین وقتی پسرش به دنیا آمد همان موقع با دخترعمویش عقد کرد. گفتند چرا؟ گفت برای اینکه اگر عقلش برسد دیگر ازدواج نمیکند. در چنین مثلهایی شرط ازدواج، نداشتن عقل است. باید جوی ایجاد کنیم که یک جوان فکر نکند ازدواج برخلاف عقل است. مسؤولان هم باید مواظب این فضاها باشند. رسانهها نیز در این میان نقش مهمی دارند و در ایجاد جو مناسب تاثیرگذار هستند.
اینترنت و فضای مجازی چه نقشی در ازدواج جوانان ایفا میکند؟
به نظر من یکی دیگر از عوامل کاهش ازدواج، گسترش استفاده از فضای مجازی است. فضای مجازی باعث ارضای نیاز میشود. یکی از نیازهایی که باعث برانگیخته شدن افراد به ازدواج میشود، تعلق است. اینکه من مال تو هستم و تو مال من هستی. این جزو نیازهای آدمهاست. در فضای مجازی این نیاز به صورت کاذب ارضا میشود. فرد فکر میکند دارد این نیاز را با یک نفر برطرف میکند، اما در واقع هر کدام از طرفین متعلق به دو هزار نفر دیگر هم هستند! احتمال از دست دادن کسی که او را در فضای مجازی پیدا میکنید زیاد است و این از دست دادن باعث ایجاد آسیب روانی میشود. چندی پیش پژوهشی انجام دادیم و وضعیت روانی سه گروه را بررسی کردیم؛ کسانی که دوست جنس مخالف دارند، کسانی که دوست جنس مخالف داشتند و الان ندارند و کسانی که دوست جنس مخالف نداشتند و ندارند. فرض تحقیق این بود که گروه اول باید وضعیت روانی بهتری داشته باشد، اما نتیجه تحقیق این بود که از لحاظ دو عامل افسردگی و اضطراب، گروه سوم وضع بهتری از گروه دوم و گروه دوم وضع بهتری از گروه اول داشت. در تبیین یافتهها به این نتیجه رسیدیم که افراد گروه اول به دلیل از دست دادن مداوم حس تعلق، شکست خوردهاند و دچار آسیب روانی شدهاند.
چه دلایلی برای عقلانیت ازدواج وجود دارد؟
رشد اخلاقی تابعی از رشد عقلانی است. یکی از مواردی که میتواند رشد اخلاقی را ایجاد کند، مدیریت عواطف و هیجانها با ازدواج است. چه مسائل جنسی و چه مشکلاتی مانند خشم، با ازدواج وضعیت بهتری پیدا میکند. باید مراقبت باشیم در بحث رشد عقلانی جابهجایی ارزشها صورت نگیرد و به این نتیجه نرسیم که ازدواج نکردن عقلانی است. اگر تعریف عقلانیت عوض شود، نتیجهاش میشود این گزاره که آدم عاقل ازدواج نمیکند. این اتفاق خطرناکی است. آدم عاقل ازدواج میکند، چرا که آرامش باعث رشد عقلانی میشود. ما برآیند
چهار پنج نفری هستیم که با آنها زندگی میکنیم و ارتباط نزدیک داریم. اگر تعداد دور و بریهایمان که ازدواج نکردهاند زیاد شود، ما هم مثل آنها میشویم و ازدواج نمیکنیم. اما اگر ازدواج کنند، برانگیختگی من هم برای ازدواج بیشتر میشود.
یکی دیگر از مشکلات، بالا رفتن سن ازدواج است. به تأخیر انداختن ازدواج چگونه باعث کاهش آمار نهایی ازدواج میشود؟
ببینید وقتی ما ازدواج را عقب میاندازیم، در نتیجه برانگیختگی برای ازدواج کاهش مییابد. اینطور نیست که تشنگی افراد به ازدواج با بالا رفتن سنشان افزایش یابد. اینها رابطه مستقیم ندارند و رابطهشان مانند هوش و خلاقیت است، هر کس باهوشتر است، لزوماً خلاقتر نیست. تا یک جایی حدود ضریب هوشی ۱۳۰، هوش و خلاقیت همبستگی دارند، اما از آنجا به بعد ممکن است خلاقیت همراه با هوش بالا نرود. رابطه سن و ازدواج هم همین است، تا ۲6-۲5 سالگی شوق به ازدواج با سن بالا میرود، اما از آن به بعد رابطه معکوس میشود. جوانان و خانوادهها باید مراقب به تأخیر افتادن ازدواج باشند. خیلی از خانوادهها میگویند حالا دیر نمیشود، بگذار لیسانس بگیرد، فوقلیسانس بگیرد و... این باعث کاهش شوق ازدواج میشود. اگر پدر و مادرها دغدغه ازدواج فرزندشان را دارند، نباید او را به دیر ازدواج کردن تشویق کنند. اگر بخواهیم صبر کنیم تا همه شرایط درست شود، دیگر ازدواج فایده چندانی نخواهد داشت. با وجود همه دغدغهها و گرفتاریها، تشکیل خانواده باید در زمان خودش انجام شود.
۴۰درصدی آمار ازدواج در شش سال گذشته بهرغم ثابت ماندن جمعیت افراد آماده ازدواج در کشور خبر داد. به نظر شما مهمترین دلایل کاهش ازدواج در ایران چیست؟
طبیعتاً وضعیت نابهسامان اقتصادی واضحترین عامل این مسأله است و اگر دلایل روانشناختی و جامعهشناختی را بررسی میکنیم، به این معنی نیست که موضوع اقتصادی را مفروض نگرفتهایم. مطمئنا هرقدر وضعیت اقتصادی بهتر شود، انگیزه افراد برای ازدواج هم بالاتر میرود و بالعکس. این دو عامل همبستگی دارند. اما عوامل دیگری هم وجود دارد. ما تحت تأثیر زمینههایی هستیم که در آن زندگی میکنیم، این نظر «گشتالت درمانگرها»ست. زمینهها باعث بروز و نمود شکلها میشود. یعنی اگر الان صبح است، ستارهها در آسمان هستند، فقط چون زمینه روشن است، دیده نمیشوند. همین ستارهها با تاریک شدن زمینه، آشکار میشوند. جوی که درباره یک موضوع در جامعه ایجاد میشود، بسیار اثرگذار است و هم مردم و هم مسؤولان باید مراقب آن باشند. نباید اینطور باشد که مردم به هم بگویند مگر عقلت را از دست دادهای که میخواهی ازدواج کنی؟ این فضا نیاز به مراقبت دارد. همان طور که مثلاً در مدرسه اگر فضا خراب شود، وقتی یک نفر درس بخواند این تبدیل به ضدارزش میشود و بقیه او را تحقیر میکنند.
ولی زمانی که فضا درست باشد، درس خواندن و رقابت در تحصیل یک ارزش محسوب میشود. در مورد ازدواج این اتفاق دارد میافتد. برخی ضربالمثلهای ضدازدواج از قدیم بود، اما امروز با پررنگ شدن مشکلات اقتصادی و اجتماعی، جایگاه بالاتری مییابد. مثلاً اینکه ملانصرالدین وقتی پسرش به دنیا آمد همان موقع با دخترعمویش عقد کرد. گفتند چرا؟ گفت برای اینکه اگر عقلش برسد دیگر ازدواج نمیکند. در چنین مثلهایی شرط ازدواج، نداشتن عقل است. باید جوی ایجاد کنیم که یک جوان فکر نکند ازدواج برخلاف عقل است. مسؤولان هم باید مواظب این فضاها باشند. رسانهها نیز در این میان نقش مهمی دارند و در ایجاد جو مناسب تاثیرگذار هستند.
اینترنت و فضای مجازی چه نقشی در ازدواج جوانان ایفا میکند؟
به نظر من یکی دیگر از عوامل کاهش ازدواج، گسترش استفاده از فضای مجازی است. فضای مجازی باعث ارضای نیاز میشود. یکی از نیازهایی که باعث برانگیخته شدن افراد به ازدواج میشود، تعلق است. اینکه من مال تو هستم و تو مال من هستی. این جزو نیازهای آدمهاست. در فضای مجازی این نیاز به صورت کاذب ارضا میشود. فرد فکر میکند دارد این نیاز را با یک نفر برطرف میکند، اما در واقع هر کدام از طرفین متعلق به دو هزار نفر دیگر هم هستند! احتمال از دست دادن کسی که او را در فضای مجازی پیدا میکنید زیاد است و این از دست دادن باعث ایجاد آسیب روانی میشود. چندی پیش پژوهشی انجام دادیم و وضعیت روانی سه گروه را بررسی کردیم؛ کسانی که دوست جنس مخالف دارند، کسانی که دوست جنس مخالف داشتند و الان ندارند و کسانی که دوست جنس مخالف نداشتند و ندارند. فرض تحقیق این بود که گروه اول باید وضعیت روانی بهتری داشته باشد، اما نتیجه تحقیق این بود که از لحاظ دو عامل افسردگی و اضطراب، گروه سوم وضع بهتری از گروه دوم و گروه دوم وضع بهتری از گروه اول داشت. در تبیین یافتهها به این نتیجه رسیدیم که افراد گروه اول به دلیل از دست دادن مداوم حس تعلق، شکست خوردهاند و دچار آسیب روانی شدهاند.
چه دلایلی برای عقلانیت ازدواج وجود دارد؟
رشد اخلاقی تابعی از رشد عقلانی است. یکی از مواردی که میتواند رشد اخلاقی را ایجاد کند، مدیریت عواطف و هیجانها با ازدواج است. چه مسائل جنسی و چه مشکلاتی مانند خشم، با ازدواج وضعیت بهتری پیدا میکند. باید مراقبت باشیم در بحث رشد عقلانی جابهجایی ارزشها صورت نگیرد و به این نتیجه نرسیم که ازدواج نکردن عقلانی است. اگر تعریف عقلانیت عوض شود، نتیجهاش میشود این گزاره که آدم عاقل ازدواج نمیکند. این اتفاق خطرناکی است. آدم عاقل ازدواج میکند، چرا که آرامش باعث رشد عقلانی میشود. ما برآیند
چهار پنج نفری هستیم که با آنها زندگی میکنیم و ارتباط نزدیک داریم. اگر تعداد دور و بریهایمان که ازدواج نکردهاند زیاد شود، ما هم مثل آنها میشویم و ازدواج نمیکنیم. اما اگر ازدواج کنند، برانگیختگی من هم برای ازدواج بیشتر میشود.
یکی دیگر از مشکلات، بالا رفتن سن ازدواج است. به تأخیر انداختن ازدواج چگونه باعث کاهش آمار نهایی ازدواج میشود؟
ببینید وقتی ما ازدواج را عقب میاندازیم، در نتیجه برانگیختگی برای ازدواج کاهش مییابد. اینطور نیست که تشنگی افراد به ازدواج با بالا رفتن سنشان افزایش یابد. اینها رابطه مستقیم ندارند و رابطهشان مانند هوش و خلاقیت است، هر کس باهوشتر است، لزوماً خلاقتر نیست. تا یک جایی حدود ضریب هوشی ۱۳۰، هوش و خلاقیت همبستگی دارند، اما از آنجا به بعد ممکن است خلاقیت همراه با هوش بالا نرود. رابطه سن و ازدواج هم همین است، تا ۲6-۲5 سالگی شوق به ازدواج با سن بالا میرود، اما از آن به بعد رابطه معکوس میشود. جوانان و خانوادهها باید مراقب به تأخیر افتادن ازدواج باشند. خیلی از خانوادهها میگویند حالا دیر نمیشود، بگذار لیسانس بگیرد، فوقلیسانس بگیرد و... این باعث کاهش شوق ازدواج میشود. اگر پدر و مادرها دغدغه ازدواج فرزندشان را دارند، نباید او را به دیر ازدواج کردن تشویق کنند. اگر بخواهیم صبر کنیم تا همه شرایط درست شود، دیگر ازدواج فایده چندانی نخواهد داشت. با وجود همه دغدغهها و گرفتاریها، تشکیل خانواده باید در زمان خودش انجام شود.




