داستان یا واقعیت؟
فاطمه سلیمانی نویسنده
پیش از این از تفاوت زاویه دید و راوی سخن گفتیم. اما بین نویسندگان نوقلم و مخاطبان یك اشتباه دیگر هم رخ میدهد. اینكه به نظر آنها راوی و نویسنده یك نفر هستند. اما این تصور درست نیست. راوی كسی است كه از داخل یا خارج داستان، رویدادها را روایت میكند. حتی زاویهدید دانای كل هم با نویسنده متفاوت است. درست است كه نویسنده در اصل فاعل است و داستان توسط او نوشته میشود، اما او باید در جایی دورتر از داستان بایستد. هویت نویسنده باید با هویت راوی فرق داشته باشد. راوی كسی است كه نویسنده او را خلق میكند. البته گاهی استثنائاتی هم وجود دارد. مثلا در داستانهای پستمدرن نویسنده به عنوان شخص حقیقی وارد داستان میشود.
گاهی هم نویسنده با چنان مهارتی داستان را پیشمیبرد كه مخاطب به راستی گمان میكند كه راوی همان نویسنده است. اگر كتابهای علی مؤذنی را خوانده باشید متوجه این موضوع میشوید. علی مؤذنی در اكثر آثار خود طوری وارد فضای داستان میشود كه مخاطب باور میكند با یك ماجرای واقعی مواجه است، نه با یك داستان. یكی از این كتابها « ملاقات در شب آفتابی» است.
ملاقات در شب آفتابی، داستان مردی به نام كریم صفایی است كه بهعنوان شغل دوم خاطرات جانبازان و رزمندگان را از روی نوار پیاده كرده و ویراستاری میكند. مواجهه اتفاقی كریم با
دو روایت یكسان اما از طرف دو راوی بهانه اصلی روایت این داستان است. اما بهانه ما برای نوشتن این یادداشت این مواجهه نیست. بهانه ما توضیحی است كه مؤلف كتاب بر خود واجب دانسته پیش از شروع داستان به مخاطب ارائه كند. یك یادداشت كوتاه كه پیش از شروع فصل اول مخاطب را درگیرِ داستان میكند. «كلیه اشخاص این كتاب خیالی نیستند و مؤلف بر خود واجب میداند كه نشانی و شماره تلفن اشخاص حقیقی كتاب را در اختیار خوانندگان علاقهمند به ماجراهای واقعی
قرار دهد.»
اما چرا مخاطب با این یادداشت با داستان درگیر میشود؟ چون امضای زیر این یادداشت به نام علی مؤذنی نویسنده كتاب نیست. امضای یادداشت به نام كریم صفایی است. مردی كه داستان خود
و دو رزمنده را برای ما روایت میكند. اما جای یادداشت و متن آن طوری است كه مخاطب، راوی را با نویسنده كتاب اشتباه میگیرد و گمان میكند نویسنده با اسم مستعار داستان را روایت كرده است. بعد از گذشت بیش از 20 سال از انتشار این كتاب هنوز بسیاری از خوانندگان گمان میكنند كه كتاب ملاقات در شب آفتابی در واقع یك كتاب خاطرهنگاری است و نه یك داستان بلند و به نظرشان نام كریم صفایی یك اسم مستعار برای نویسنده كتاب است، آن هم دقیقا به خاطر همین شگرد نویسنده. شاید این سبك نوعی فریب به نظر برسد، اما نه برای مخاطب حرفهای و باهوش.
گاهی هم نویسنده با چنان مهارتی داستان را پیشمیبرد كه مخاطب به راستی گمان میكند كه راوی همان نویسنده است. اگر كتابهای علی مؤذنی را خوانده باشید متوجه این موضوع میشوید. علی مؤذنی در اكثر آثار خود طوری وارد فضای داستان میشود كه مخاطب باور میكند با یك ماجرای واقعی مواجه است، نه با یك داستان. یكی از این كتابها « ملاقات در شب آفتابی» است.
ملاقات در شب آفتابی، داستان مردی به نام كریم صفایی است كه بهعنوان شغل دوم خاطرات جانبازان و رزمندگان را از روی نوار پیاده كرده و ویراستاری میكند. مواجهه اتفاقی كریم با
دو روایت یكسان اما از طرف دو راوی بهانه اصلی روایت این داستان است. اما بهانه ما برای نوشتن این یادداشت این مواجهه نیست. بهانه ما توضیحی است كه مؤلف كتاب بر خود واجب دانسته پیش از شروع داستان به مخاطب ارائه كند. یك یادداشت كوتاه كه پیش از شروع فصل اول مخاطب را درگیرِ داستان میكند. «كلیه اشخاص این كتاب خیالی نیستند و مؤلف بر خود واجب میداند كه نشانی و شماره تلفن اشخاص حقیقی كتاب را در اختیار خوانندگان علاقهمند به ماجراهای واقعی
قرار دهد.»
اما چرا مخاطب با این یادداشت با داستان درگیر میشود؟ چون امضای زیر این یادداشت به نام علی مؤذنی نویسنده كتاب نیست. امضای یادداشت به نام كریم صفایی است. مردی كه داستان خود
و دو رزمنده را برای ما روایت میكند. اما جای یادداشت و متن آن طوری است كه مخاطب، راوی را با نویسنده كتاب اشتباه میگیرد و گمان میكند نویسنده با اسم مستعار داستان را روایت كرده است. بعد از گذشت بیش از 20 سال از انتشار این كتاب هنوز بسیاری از خوانندگان گمان میكنند كه كتاب ملاقات در شب آفتابی در واقع یك كتاب خاطرهنگاری است و نه یك داستان بلند و به نظرشان نام كریم صفایی یك اسم مستعار برای نویسنده كتاب است، آن هم دقیقا به خاطر همین شگرد نویسنده. شاید این سبك نوعی فریب به نظر برسد، اما نه برای مخاطب حرفهای و باهوش.




