رسانه ملی برای موفقیت به تولید ستاره نیاز دارد
کارخانه چهرهسازی
اگر نگاهی به برنامههای تلویزیونی موفق در آنسوی مرزها بیندازید، متوجه ستارهمحوربودن بخش عمدهای از این برنامهها خواهید شد. برنامههایی که بسیاری از اوقات نامشان هم با ساختار «شوی فلانی» انتخاب میشود؛ البته سریالها هم به چهره نیاز دارند و برخی بازیگران موفق صرفاً در تلویزیون میدرخشند و هرگز به سینما راه پیدا نمیکنند. رسانه ملی هم از این قاعده مستثنا نیست و برای جذب مخاطب به تولید چهرههای تازه و جذاب نیاز دارد؛ چهرههایی که بیننده به خاطر آنها پای تلویزیون بنشیند. حالا دیگر محدودیتهای سابق هم وجود ندارد و صداوسیما چند سالی است به شکل جدیتری به فکر تولید ستاره افتاده است.
محمد وفایی خبرنگار
مخاطب در پی رصد ستاره
در موفقیت یک برنامه یا سریال تلویزیونی عوامل متعددی نقش دارند و از ایده اولیه و نحوه طراحی گرفته تا ساعت و شبکه پخش در دیدهشدن یک محصول رسانهای اثرگذارند، اما مهمترین عاملی که در لحظه میتواند بیننده را از عوضکردن کانال منصرف کند و پای یک برنامه بنشاند، دیدن یک چهره آشناست که خاطره خوبی از او در ذهن دارد. این چهره میتواند بازیگر، مجری، کمدین، خواننده یا حتی خبرنگار باشد.
بهجز ستارههایی که جلوی دوربین قرار میگیرند، نیروهای پشت دوربین مانند تهیهکننده، کارگردان، تصویربردار، عوامل فنی و... هم در کیفیت آثار تلویزیونی تأثیر بسزایی دارند و پرورش آنها توسط صداوسیما یک ضرورت غیرقابلانکار است؛ ضرورتی که البته در گرو ازمیانرفتن حلقههای سنتی برنامهسازی و استقبال از ورود نیروهای جوان، خلاق، اهل فکر و تازهنفس به تلویزیون است. با همه این اوصاف، در نهایت ویترین رسانه و چیزی که به مخاطب عرضه میشود، ستارههایی هستند که چهرهشان در جعبه جادو نقش میبندد.
ساعات خوش ستارهسازی
وضعیت تلویزیون در ستارهسازی در طول این سالها فراز و نشیبهای زیادی داشته و گاهی نسبت به ساختن چهرهها بیاعتنا بوده و گاهی به شکل ساختارمند ستارهسازی را پیگیری کرده است. در دهههای ۷۰ و ۸۰ اتفاقات مهمی در این عرصه رخ داد و با به پایانرسیدن جنگ تحمیلی و احساس نیاز به برنامههای سرگرمکننده از سویی و افزایش تعداد شبکههای تلویزیون از سوی دیگر، چهرههای زیادی توانستند به محبوبیت برسند و فعالیتشان برای چند سال در رسانه ملی تداوم یافت. برای مثال میتوان به مجموعه «ساعت خوش» اشاره کرد که کارگردان، نویسندگان و بازیگران آن همچنان استخوانبندی اصلی آثار کمدی در تلویزیون و سینما هستند و بهجز خود مهران مدیری، رضا عطاران و سعید آقاخانی هم در سالهای بعد، سریالهای پرمخاطبی برای تلویزیون ساختند. البته «نوروز 72» ساخته داریوش کاردان هم در معرفی چهرههای تازه در کمدی اثرگذار بود. در میان بازیگران ملودرامها هم بسیاری از چهرهها کار خود را با تلویزیون آغاز کردند، برخی از آنها کار خود را در رسانه ملی ادامه دادند و بعضی دیگر در سینما ستاره شدند. مثال دیگر پرورش ستاره در تلویزیون، داوود میرباقری است که سریالسازی را در ۲۸ سالگی با «گرگها» آغاز کرد و به مرور به کارگردان بزرگترین پروژههای تاریخی تلویزیون تبدیل شد. «کلاه قرمزی» ایرج طهماسب هم با اینکه سه بار در دهههای ۷۰، ۸۰ و ۹۰ در گیشه سینماها به موفقیت رسیده، ریشه در تلویزیون دارد و محصول چهرهسازی این رسانه در دهه ۷۰ به شمار میرود. این ستارهسازی در حوزه اجرا هم دیده میشود و مجریانی که کار خود را با اجرای آیتمهای کوتاه و تهیه گزارش برای برنامهها آغاز کردند، امروز به ستارههای اجرای برنامه و حتی برنامهسازی تبدیل شدهاند و بخشی از عطش مخاطبان به دیدن چهرهها را برآورده میکنند. برای معرفی چهرههای تازه در زمینه اجرا، در طول این سالها همیشه رادیو یکی از منابع تلویزیون بوده و برخی از گویندگان خوشصدا، شانس خود را در عرصه تصویر نیز محک زدهاند.
در موفقیت یک برنامه یا سریال تلویزیونی عوامل متعددی نقش دارند و از ایده اولیه و نحوه طراحی گرفته تا ساعت و شبکه پخش در دیدهشدن یک محصول رسانهای اثرگذارند، اما مهمترین عاملی که در لحظه میتواند بیننده را از عوضکردن کانال منصرف کند و پای یک برنامه بنشاند، دیدن یک چهره آشناست که خاطره خوبی از او در ذهن دارد. این چهره میتواند بازیگر، مجری، کمدین، خواننده یا حتی خبرنگار باشد.
بهجز ستارههایی که جلوی دوربین قرار میگیرند، نیروهای پشت دوربین مانند تهیهکننده، کارگردان، تصویربردار، عوامل فنی و... هم در کیفیت آثار تلویزیونی تأثیر بسزایی دارند و پرورش آنها توسط صداوسیما یک ضرورت غیرقابلانکار است؛ ضرورتی که البته در گرو ازمیانرفتن حلقههای سنتی برنامهسازی و استقبال از ورود نیروهای جوان، خلاق، اهل فکر و تازهنفس به تلویزیون است. با همه این اوصاف، در نهایت ویترین رسانه و چیزی که به مخاطب عرضه میشود، ستارههایی هستند که چهرهشان در جعبه جادو نقش میبندد.
ساعات خوش ستارهسازی
وضعیت تلویزیون در ستارهسازی در طول این سالها فراز و نشیبهای زیادی داشته و گاهی نسبت به ساختن چهرهها بیاعتنا بوده و گاهی به شکل ساختارمند ستارهسازی را پیگیری کرده است. در دهههای ۷۰ و ۸۰ اتفاقات مهمی در این عرصه رخ داد و با به پایانرسیدن جنگ تحمیلی و احساس نیاز به برنامههای سرگرمکننده از سویی و افزایش تعداد شبکههای تلویزیون از سوی دیگر، چهرههای زیادی توانستند به محبوبیت برسند و فعالیتشان برای چند سال در رسانه ملی تداوم یافت. برای مثال میتوان به مجموعه «ساعت خوش» اشاره کرد که کارگردان، نویسندگان و بازیگران آن همچنان استخوانبندی اصلی آثار کمدی در تلویزیون و سینما هستند و بهجز خود مهران مدیری، رضا عطاران و سعید آقاخانی هم در سالهای بعد، سریالهای پرمخاطبی برای تلویزیون ساختند. البته «نوروز 72» ساخته داریوش کاردان هم در معرفی چهرههای تازه در کمدی اثرگذار بود. در میان بازیگران ملودرامها هم بسیاری از چهرهها کار خود را با تلویزیون آغاز کردند، برخی از آنها کار خود را در رسانه ملی ادامه دادند و بعضی دیگر در سینما ستاره شدند. مثال دیگر پرورش ستاره در تلویزیون، داوود میرباقری است که سریالسازی را در ۲۸ سالگی با «گرگها» آغاز کرد و به مرور به کارگردان بزرگترین پروژههای تاریخی تلویزیون تبدیل شد. «کلاه قرمزی» ایرج طهماسب هم با اینکه سه بار در دهههای ۷۰، ۸۰ و ۹۰ در گیشه سینماها به موفقیت رسیده، ریشه در تلویزیون دارد و محصول چهرهسازی این رسانه در دهه ۷۰ به شمار میرود. این ستارهسازی در حوزه اجرا هم دیده میشود و مجریانی که کار خود را با اجرای آیتمهای کوتاه و تهیه گزارش برای برنامهها آغاز کردند، امروز به ستارههای اجرای برنامه و حتی برنامهسازی تبدیل شدهاند و بخشی از عطش مخاطبان به دیدن چهرهها را برآورده میکنند. برای معرفی چهرههای تازه در زمینه اجرا، در طول این سالها همیشه رادیو یکی از منابع تلویزیون بوده و برخی از گویندگان خوشصدا، شانس خود را در عرصه تصویر نیز محک زدهاند.
چهرهها در سربالایی جامجم
اواسط دهه ۹۰ تلویزیون بار دیگر به اهمیت معرفی چهرههای تازه پیبرد و فضای جدیدی برای معرفی جوانان علاقهمند به هنر باز کرد. این نیاز به دنبال پابهسنگذاشتن ستارههای مطرحشده در دهه ۷۰ احساس شد و برخی کارگردانان مجموعههای نمایشی و تعدادی از برنامهسازان به ناچار سراغ هنرمندان ناشناخته و جوان رفتند.
برنامه «خندوانه» با نگاه تازهای به طنز و کمدی روی آنتن رفت و پس از برگزاری یک دوره مسابقات استندآپکمدی با حضور همان ستارههای دهههای گذشته به اضافه چند چهره تازه، سال ۹۶ فراخوان مسابقه «خنداننده شو» را با هدف استعدادیابی در زمینه استندآپکمدی منتشر کرد. این مسابقات در زمان پخش بسیار پربیننده شد و پس از برگزاری دومین دوره در سال ۹۷، حالا در بسیاری از برنامهها، فیلمها و سریالها شاهد حضور قابلقبول شرکتکنندگان خنداننده شو به عنوان بازیگر، مجری، کمدین و... هستیم؛ البته برخی از این چهرهها حالا به عنوان نویسنده در پشت صحنه برنامههای رسانه ملی مشغول فعالیت هستند. این رویکرد صداوسیما ادامه پیدا کرد و در روزهای پایانی سال ۹۷، «عصر جدید» روی آنتن شبکه سه رفت؛ برنامهای که با الگوبرداری از نمونههای موفق خارجی، اختصاصاً به استعدادیابی میپرداخت و در زمینههای گوناگون فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی و... استعدادهای دیده نشده را معرفی میکرد. فصل اول این برنامه بهخوبی دیده شد و فصل دوم آن در انتظار ساخت و پخش مرحله نیمهنهایی است؛ البته در مقابل رویکردی که به معرفی چهرههای جدید اهتمام دارد، همچنان اصرار برخی برنامهسازان به استفاده از هنرمندان نسل قبلی به قوت خود باقی است و رگههایی از این نگاه را میتوان در ورود گسترده بازیگران به عرصه اجرا جستوجو کرد. مطمئناً رسانه ملی برای حفظ کیفیت برنامهها و جلب رضایت مخاطبان به معرفی و تربیت چهرههای محبوب نیاز دارد و مسیری که در این چند سال آغاز شده، باید ادامه پیدا کند؛
این اول راه است.
اواسط دهه ۹۰ تلویزیون بار دیگر به اهمیت معرفی چهرههای تازه پیبرد و فضای جدیدی برای معرفی جوانان علاقهمند به هنر باز کرد. این نیاز به دنبال پابهسنگذاشتن ستارههای مطرحشده در دهه ۷۰ احساس شد و برخی کارگردانان مجموعههای نمایشی و تعدادی از برنامهسازان به ناچار سراغ هنرمندان ناشناخته و جوان رفتند.
برنامه «خندوانه» با نگاه تازهای به طنز و کمدی روی آنتن رفت و پس از برگزاری یک دوره مسابقات استندآپکمدی با حضور همان ستارههای دهههای گذشته به اضافه چند چهره تازه، سال ۹۶ فراخوان مسابقه «خنداننده شو» را با هدف استعدادیابی در زمینه استندآپکمدی منتشر کرد. این مسابقات در زمان پخش بسیار پربیننده شد و پس از برگزاری دومین دوره در سال ۹۷، حالا در بسیاری از برنامهها، فیلمها و سریالها شاهد حضور قابلقبول شرکتکنندگان خنداننده شو به عنوان بازیگر، مجری، کمدین و... هستیم؛ البته برخی از این چهرهها حالا به عنوان نویسنده در پشت صحنه برنامههای رسانه ملی مشغول فعالیت هستند. این رویکرد صداوسیما ادامه پیدا کرد و در روزهای پایانی سال ۹۷، «عصر جدید» روی آنتن شبکه سه رفت؛ برنامهای که با الگوبرداری از نمونههای موفق خارجی، اختصاصاً به استعدادیابی میپرداخت و در زمینههای گوناگون فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی و... استعدادهای دیده نشده را معرفی میکرد. فصل اول این برنامه بهخوبی دیده شد و فصل دوم آن در انتظار ساخت و پخش مرحله نیمهنهایی است؛ البته در مقابل رویکردی که به معرفی چهرههای جدید اهتمام دارد، همچنان اصرار برخی برنامهسازان به استفاده از هنرمندان نسل قبلی به قوت خود باقی است و رگههایی از این نگاه را میتوان در ورود گسترده بازیگران به عرصه اجرا جستوجو کرد. مطمئناً رسانه ملی برای حفظ کیفیت برنامهها و جلب رضایت مخاطبان به معرفی و تربیت چهرههای محبوب نیاز دارد و مسیری که در این چند سال آغاز شده، باید ادامه پیدا کند؛
این اول راه است.




