در ستایش  و نکوهش تنبلی

گفت‌وگو با احسان رضایی، نویسنده و مجری تلویزیون

در ستایش و نکوهش تنبلی

 آتش‌سوزی جنگل‌های استرالیا را یادتان هست؟ همین چند ماه پیش بود. درختان زیادی در آتش سوختند و دانشمندان به تب و تاب افتادند که با این حجم از نابودی جنگل‌ها، چه بر سر کره زمین خواهد آمد. اما عموم مردم دنیا، نگران کوالاها بودند، حیواناتی که به تنبلی معروفند و آتش‌سوزی، درختان را از آنها گرفت و بی‌آشیانه‌شان کرد و دیگر نمی‌توانستند حداقل 17ساعت به درخت بچسبند و بخوابند. در این میان، استقبال جوانان ایرانی از کوالاها و دلسوزی برای آنها از حد گذشت و اینستاگرام ایرانی‌ها پر شد از یک کوالای سوخته یا در حال فرار یا بی‌خانمان با کلی نوشته«آخی... قربونت برم.... تنبل من و...» حالا تصور کنید بیشتر منتشرکنندگان این پست‌ها اصلا از نوع زیست کوالاها و این که در کدام بخش چرخه محیط‌زیست قرار دارند، اصلا چیزی نمی‌دانند؛ اما چون کوالا در جهان تبدیل به نماد «تنبلی» شده، همه او را با این خصلت می‌شناسند و اصلا هم نمی‌خواهند به این فکر کنند که او یک حیوان است و مسلما انسان که به صفت شعور آراسته شده، نباید از کوالا الگو بگیرد. البته کوالاها را جهانیان دوست دارند به خاطر خصلت تنبلی که خودشان به او داده‌اند. این دوست داشتن آن‌قدر عمیق و زیاد است که مردم دنیا تصمیم گرفته‌اند روز بیستم اکتبر را به نام «تنبل» (کوالا) ثبت کنند. دیروز همه به افتخار موجودی دوست‌داشتنی به نام تنبل، کلاه از سربرداشتند و در ایران ما هم این موضوع در اینستاگرام بسیار داغ شد! البته اگر از همین هموطنان بپرسی نظرت درباره حسن کچل چیست با آن حجم از تنبلی او را نمی‌شناسند. همان‌گونه که بیشتر جوانان کوالا و تنبل دوست ایرانی، ابلوموف را نمی‌شناسند که در ادبیات کلاسیک روسی اسم و رسم ویژه‌ای دارد و البته کتابخوان‌های قدیمی و حرفه‌ای او را می‌شناسند و با فلسفه زیستن او آشنایند. موضوع تنبلی دلیلی شد تا با احسان رضایی هم‌صحبت شوم؛ نویسنده‌ای که ادبیات را می‌شناسد و تا حالا مطالبی درباره تنبلی نوشته است.
مفهوم بین‌الاذهانی
به رضایی می‌گویم، تنبل و تنبلی از واژه‌هایی است که همه از آن استفاده می‌کنند. تعریف شما از این واژه چیست؟ می‌گوید: از آن واژه‌های خاص است که هم تعاریف زیادی برای آن وجود دارد و هم ندارد. تنبلی خیلی وابسته به فرهنگ، تربیت و سبک زندگی افراد است. یک آدم شاید نسبت به خودش تنبل نباشد، اما میان اطرافیانش تنبل به نظر برسد. تنبلی به میزان کارایی افراد و تعریفی که از خودشان و کار دارند نیز متغیر است؛ مثلا یک نویسنده شاید روزی هزار کلمه بنویسد و از خودش راضی باشد، اما از منظر نویسنده دیگر که روزی5000 کلمه می‌نویسد، تنبل به نظر برسد. به همین دلیل تنبلی هم نسبی و هم مفهومی بین‌الاذهانی است. تصوری از آن داریم اما وقتی می‌خواهیم آن را تعریف کنیم، با مشکل روبه‌رو می‌شویم.
تنبل‌ها  عاشق نمی‌شوند
رضایی می‌گوید چند شخصیت تاریخی و داستانی وجود دارند که همه قبول دارند آنها تنبل‌اند. معروف‌ترین آنها شخصیت ابلوموف است که ایوان گنچارف روس آن را نوشته. ابلوموف آن‌قدر تنبل است که تنبلی را به عشق ترجیح می‌دهد و همین باعث می‌شود فقط دو روز عاشق الگا بماند و ترجیح دهد از طبقه بالا به حیاط بیاید و چمن‌ها را کوتاه و خانه را مرتب کند، بعد از دو روز می‌گوید: نه بابا! عشق هم گناه دارد و هم خریت است و به طبقه دوم خانه شماره 32خیابان گاراخایا برگردد و تا آخر عمر همان‌جا بماند. ابلوموف آن‌قدر تنبلی و تن‌آسایی را دوست دارد که آن را به یک مکتب فلسفی تبدیل می‌کند و برای هر کاری که نمی‌خواهد انجام دهد، دلایلی به نظر خودش قانع‌کننده می‌آورد. طرفداران این تفکر هنوز هم در سراسر دنیا دیده می‌شوند که به پیروان ابلوموفیسم معروفند. در کشور خودمان شخصیت حسن کچل به تنبلی شهرت داشته و قدیمی‌ترها او را بیشتر می‌شناسند. حتی شخصیت مخمل در مجموعه عروسکی خونه مادربزرگه، گربه‌ای تنبل است که بیشتر دوست دارد در گوشه‌ای بنشیند و استراحت کند.گارفیلد دیگر شخصیت کارتونی است که به تنبلی شهرت دارد و اتفاقا بسیار دوست‌داشتنی است.کلا گربه‌ها در آثار نمایشی یک‌جورایی نماد تنبلی و تن‌آسایی هستند.
به رضایی می‌گویم البته الان ایرانی‌ها و به‌خصوص جوانان بیشتر از گربه تنبل، کوالاها را دوست دارند؛ هرچند نه آنها را از نزدیک دیده‌اند و نه چیز زیادی درباره آنها می‌دانند، می‌گوید: این که ایراد نیست! دنیای اینترنت مرزها را برداشته و حالا دیگر فرق نمی‌کند در استرالیا زندگی کنی یا ایران. به هرحال می‌دانی کوالا نماد تنبلی است و چون تفکر جمعی این است که این موجودات دوست‌داشتنی هستند، ما ایرانی‌ها هم آنها را دوست داریم.
در ستایش بطالت
رضایی در پاسخ به این سوال که تقدس بخشیدن به تنبلی و نگاه مثبت به آن داشتن تا چه میزان قابل قبول و تا چه اندازه برای جامعه آسیب‌زاست، می‌گوید: اتفاقا تنبلی از آن مفاهیمی است که بیشتر فلاسفه به آن توجه داشته‌اند؛ از فیلسوف‌های قدیم چین باستان که به انسان‌ها توصیه می‌کردند بهتر است گوشه‌ای بنشینند و کار دنیا را به خود دنیا واگذر کنند و آرامش و رهایی خود را فدای تلاش برای به دست آوردن مائده‌های زمینی نکنند تا فیلسوف معاصر برتراند راسل که در کتاب در ستایش بطالت می‌نویسد چه کاری است که انسان‌های مدرن امروزی روزی هشت ساعت کار کنند. بهتر است کمتر خواسته و کار کرده و بیشتر وقت خود را
به بطالت و گوشه‌نشینی سپری کنند، این‌جوری کار برای همه ایجاد می‌شود و تعداد بیکاران کمتر می‌شود. به نظرم همه آدم‌ها حتی آنها که بسیار پرتلاشند مثل بیل گیتس در گوشه ذهنشان به تنبلی فکر می‌کنند. برای همین است که حتی این گروه از آدم‌ها فرصتی برای خزیدن به کنج تنبلی در نظر می‌گیرند و مثلا سفر می‌روند و تصمیم می‌گیرند چند روزی هیچ‌کاری نکنند. تنبلی فراگیر و زیاد مسلما تبعات منفی زیادی دارد که اصلی‌ترین آن کمبود و عدم دسترسی به بهره‌مندی‌های زندگی است. اما این‌که بگوییم ایرانی‌ها یا جوانان ایرانی به سمت تنبلی گرایش دارند و ترجیح می‌دهند به جای تلاش یک گوشه بنشینند یا بخوابند و برای زندگی بهتر تلاش نکنند را من زیاد قبول ندارم. به نظرم شرایط اجتماعی و این‌که یک گروه از مردم که به دهک‌های بالاتر وابسته هستند بدون هیچ زحمتی به ثروت زیادی دست پیدا کنند، باعث شده گروهی از جوانان ایرانی این سوال را مطرح کنند که چرا آنها می‌توانند بدون کار به ثروت برسند، اما ما باید شبانه روز جان بکنیم و زحمت بکشیم و عایدی زیادی نداشته باشیم. شکاف طبقاتی که در جامعه ما شکل گرفته این تفکر را در مردم به وجود آورده که یکشبه ره صدساله رفته و بدون دردسر و زحمت به پول و ثروت زیادی دست پیدا کنند. این تفکر باعث شده جوان ایرانی به جای تلاش روزانه و کار، روزها و ماه‌های زیادی را به این فکر کند که چگونه یکباره و بدون زحمت به پول زیاد دست پیدا کند.


تنبلی ژنتیک  نیست
رضایی می‌گوید طبق تحقیقات جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، افراد از محیط و آدم‌های پیرامون خود تاثیر می‌گیرند و این تاثیر حتی می‌تواند ژنوم آنها را تا حدودی تغییر دهد. اما تا جایی که من خبر دارم و مطالعه کرده‌ام تاکنون ژن تنبلی در انسان‌ها کشف نشده یا این‌که این ژن از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.
به نظر می‌رسد عوامل زیستی و تربیتی بیشتر در شکل‌گیری خصلت تنبلی موثرتر است. بهتر است آدم‌ها برای استراحت دادن به ذهن خود، بعد از چند روز کاری، کمی هم تنبلی کنند. یک ذهن خسته و پرمشغله کارایی ندارد و تنبلی و تن‌آسایی به ذهن کمک می‌کند خود را به‌روزرسانی کند. تنبلی برای هر کسی تعریفی دارد. شاید یک نفر ترجیح بدهد هیچ‌کاری نکند، اما نفر دیگر تنبلی را در مطالعه یا فیلم دیدن یا تفریح کردن یا حتی آشپزی معنا کند. این بستگی به حال خوبی دارد که هر کسی از تنبلی برای خودش تعریف می‌کند.