نسخه Pdf

به خانه برمی‌گردیم

پرونده‌های کودک‌ربایی گاهی فرجام خوشایندی دارند

به خانه برمی‌گردیم

همیشه این‌طور نیست که کودک ناپدید شده‌ای هیچ‌وقت پیدا نشود یا این‌که قربانی جنایت شده باشد. گاهی برای داستان‌های گم‌شدن کودکان، اتفاقات خوبی رقم می‌خورد. کودکانی که قربانی کودک‌ربایی می‌شوند و پلیس قبل از این‌که اتفاقی تلخ رخ دهد، آدم‌ربا را دستگیر یا کودک را پیدا می‌کند. نکته جالب در این ماجراها، ردپای پررنگ زنان در این کودک‌ربایی‌هاست. در ادامه چند پرونده که پایانی خوش برای آنها رقم خورده است را مرور می‌کنیم.

مجید غمخوار تپش

عشق مترو
13  اردیبهشت 
1396
فاطمه 7 ساله / تهران

روز ناپدید شدن فاطمه، پدرش هراسان با مراجعه به پلیس تهران از گم شدن دختر هفت ساله‌اش خبر داد تا پلیس را در برابر ماجرایی پیچیده قرار دهد. مرد جوان که خود را تبعه افغانستان معرفی می‌کرد به ماموران گفت: از ساعتی قبل فاطمه، دختر هفت‌ساله‌ام از خانه‌مان در جنوب تهران خارج شده و هیچ اثری از او نیست. با توجه به حساسیت کودک‌ربایی، پلیس تحقیقاتش را آغاز کرد، اما هیچ ردی از فاطمه به دست نیامد.  پدر فاطمه شریفی، چند بار در میان کودکان کار دنبال دخترش گشت و حتی با یک تماس به مجموعه تئاتر شهر رفت تا دخترش را که ادعا می‌شد آنجاست پیدا کند، ولی هیچ ردی از دختر کوچولو نبود.  
سرانجام پس از ۱۶روز کارمند بهزیستی کرج با پدر فاطمه تماس گرفت و وقتی با گرفتن چند نشانی از دختر مطمئن شد مرد جوان پدر فاطمه است، او را تحویل پدرش داد. بررسی‌ها مشخص کرد فاطمه علاقه زیادی به متروسواری داشته و از جنوب تهران سوار مترو شده و در ایستگاه گلشهر پیاده شده و وقتی متوجه می‌شود گم شده است، از پلیس درخواست کمک می‌کند و با پیدا نشدن خانواده‌اش تحویل بهزیستی می‌شود.

در حسرت فرزند
27 مرداد 1397
پرنیا 3ساله / کرج
راز ناپدید شدن پرنیا با مراجعه زنی به پلیس خرمدشت کرج و شکایتش درباره گم شدن دختر سه‌ساله‌اش فاش شد. این زن گفت
با دخترم در شنبه‌بازار خرمدشت بودیم که یکباره متوجه گم شدن پرنیا شدم. هرچه گشتم دخترم را پیدا نکردم، انگار او آب شده و به زیر زمین رفته بود.
 پس از چند روز ناپدید شدن پرنیا، به داغ‌ترین موضوع فضای مجازی تبدیل شد، اما روزها هرچه جلو می‌رفت، هیچ ردی از این کودک نبود. 
درحالی‌که پلیس کم‌کم خود را برای سناریوهای دیگر آماده می‌کرد، یک زن در تماس با پلیس مدعی شد یکی از اقوام ما از یک دختربچه شبیه پرنیا نگهداری می‌کند. با کشف این سرنخ امیدها دوباره زنده شد و بعد از ۷۲روز با شناسایی خانه این زن در نزدیکی محل گم شدن پرنیا، این زن و همسرش دستگیر و دختر کوچولو به خانواده‌اش تحویل شد. 
زن ۲۹ساله که متهم به ربودن پرنیا بود، در اعترافاتش گفت: او را مقابل در خانه‌ام پیدا کردم، چون بچه‌دار نمی‌شدم او را به خانه آوردم و از او نگهداری کردم. مثل دخترم شده بود. برای این‌که کسی او را شناسایی نکند، موهایش را رنگ کردم. من بچه‌دار نمی‌شدم و می‌خواستم او را به عنوان فرزندم بزرگ کنم.

کودک‌ربایی مرد معتاد
9 شهریور  1399
یسنا 3ساله / تبریز

روز عاشورای  امسال ناپدید شدن دختر‌بچه سه‌ساله اهل تبریز در یکی از محلات این شهر به پلیس اعلام شد. خانواده یسنای سه ساله به پلیس گفتند ساعتی قبل پدربزرگ خانواده از خانه خارج شد و بعد یسنا به دنبال او از خانه بیرون رفت. ابتدا فکر کردیم یسنا با پدربزرگش است اما ساعتی بعد متوجه گم‌شدن دخترمان شدیم. 
پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد و ۲۴ ساعت بعد متوجه شد دختر سه‌ساله از سوی یک مرد معتاد ربوده و در خانه او نگهداری می‌شود. عملیات رهایی یسنا از دست مرد کودک‌ربا آغاز شد و پلیس پس از شکستن در و شیشه خانه مرد معتاد وارد آنجا شد و دختر سه‌ساله را به خانواده‌اش بازگرداند.

اعتراف زن تنها
27 تیر1396
یوسف  3/5 ساله تهران

در روزهایی که هر روز خبر ناپدید شدن یا ربودن یک کودک در رسانه‌ها منتشر می‌شد، این بار نوبت به انتشار خبر ناپدید شدن کودک 3/5 ساله‌ای به نام یوسف در فضای مجازی بود. این کودک هنگام بازی مقابل خانه یکی از اقوامش در تهران مفقود شد.  بررسی‌های اولیه ۴۰دوربین محل ناپدید شدن، حکایت از تعقیب کودک از سوی یک زن با لباس مشکی و عینک آفتابی داشت که پس از مسافتی کودک را ربوده و فرار می‌کند. با اطلاع‌رسانی خانواده یوسف در فضای مجازی، پس از پنج‌روز زن میانسالی که کودک را ربوده بود بچه را تحویل کلانتری ۱۲۸تهران‌نو داد و مدعی شد روز حادثه در حال بازگشت از مصاحبه کاری بودم که متوجه شدم پسربچه گم شده است. او را با خود به خانه بردم تا پدر و مادرش پیدا شود، وقتی موضوع رسانه‌ای شد بچه را تحویل کلانتری دادم. 
در ادامه پلیس که به سخنان زن جوان شک کرده بود، به تحقیقات از او ادامه داد و متوجه شد این زن یوسف را ربوده و زن جوان که به تنهایی زندگی می‌کرد، به جرمش اعتراف کرد.
ضمیمه ویژه نامه