نسخه Pdf

فرشتگان گمشده

گزارشی از پرونده کودکانی که سال‌هاست پدر و مادرشان چشم انتظار بازگشت‌شان هستند

فرشتگان گمشده

سال هاست ناپدید شده‌اند. خیلی مرموز و رمز آلود. مقابل خانه و مدرسه یا کنار رودخانه بوده‌اند که ناگهان ناپدید شده‌اند. انگار آب شده و رفته‌اند داخل زمین. پدر و مادرشان برای یافتن آنها در این سال‌ها زمین و زمان را بهم دوخته‌اند اما دریغ از یک خبر خوش. هر مسیری را برای یافتن آنها انتخاب کرده‌اند و تهش بن بست بوده و به در بسته خورده‌اند. انگار گمشده‌شان قرار است ابدی شود. این هفته ماجرای ناپدید شدن این کودکان را در گفت‌وگو با خانواده‌هایشان مرور کرده‌ایم؛ پدر و مادرانی که هنوز چشم به در دوخته‌اند که گمگشته‌شان به آغوششان بازگردد.

امیرعلی حقیقت‌طلب تپش

دنیای بی‌دنیا
بیش از پنج‌سال از ناپدید شدن دنیا می‌گذرد. دختربچه‌ای که از خانه‌شان در یکی از محله‌های بندرانزلی خارج شد و دیگر بازنگشت. خانواده‌اش خیلی زود ماجرا را به پلیس اطلاع دادند و همراه اهالی و فامیل، اطراف خانه را جست‌وجو کردند، اما ردی از او به دست نیامد و بیش از پنج سال است پدر و مادرش هر وقت صدای زنگ تلفن بلند می‌شود، انتظار دارند خبری از دخترشان بشنوند. پدر دنیا درباره روز ناپدید شدن دخترش می‌گوید: صبح بیستم مرداد سال۹۴ دخترم مشغول بازی در حیاط خانه‌مان در خیابان قاضیان بود. همسرم هم درحال پختن غذا بود. دنیا از خانه بیرون رفت. غیبتش که طولانی شد، همسرم به دنبال دنیا داخل حیاط رفت، اما اثری از او نبود. سراسیمه از خانه بیرون رفت، اما دخترم آنجا هم نبود. همسایه‌ها هم دنیا را ندیده بودند. سریع موضوع را به پلیس خبر دادیم و عکس او را در شهر پخش کردیم، اما بی‌فایده بود. بیش از پنج سال از ناپدید شدن دنیا گذشته، اما هیچ ردی از او به دست نیامده است. انتهای کوچه ما بن‌بست است و اگر به خیابان هم رفته بود، یک نفر او را می‌دید و تحویل پلیس می‌داد. ما احتمال می‌دهیم او را ربوده باشند.  وی ادامه می‌دهد: این سال‌ها برای ما یک عمر گذشت. هنوز ناامید نشده‌ایم و منتظریم خبری از دخترمان شود و به خانه برگردد. گاهی تماس‌هایی با تلفنم گرفته می‌شود و افرادی اطلاعاتی می‌دهند که وقتی آن را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم سرکارمان گذاشته‌اند. برخی هم برای این‌که آدرسی از دخترمان بدهند پول می‌خواهند. می‌دانیم آنها فقط دنبال گرفتن پول هستند، چرا که وقتی می‌گوییم آدرس را بده و پول را بگیر می‌گویند اول پول بدهید. پدر دنیا هنوز هم به اداره آگاهی می‌رود و پرونده دخترش را پیگیری می‌کند. می‌گوید: پلیس تا به حال چند مظنون را دستگیر کرده، اما علیه‌شان مدرکی پیدا نشده و آزاد شده‌اند. یکی از این مظنونان پسر معتادی بود که او هم منکر اطلاع از سرنوشت دخترمان شد.

مرگ تنها مظنون
می‌گوید بارها خوابش را دیده که می‌خندد، آرام به سمت او دویده و به او می‌گوید: «بابا من برمی‌گردم.» این را پدرش می‌گوید؛ پدر محمدامین که بیش از هفت سال است از ناپدید شدن او می‌گذرد و تنها سرنخی که در پرونده وجود دارد، دستگیری مردی است که قبل از روشن کردن سرنوشت پسر بچه جان باخت. رسیدگی به این پرونده از اواخر ماه رمضان سال92 و با شکایت پدر محمدامین در پلیس آگاهی شهر نقاب در استان خراسان رضوی آغاز شد. وی به ماموران گفت: چند دقیقه دیرتر از زمان تعطیلی کلاس ورزش، محمدامین به محل باشگاه رسیدم و با غیبت او مواجه شدم. بعد از این‌که داخل باشگاه رفتم متوجه شدم مسؤولان باشگاه لباس محمدامین را تنش کرده و او را دم در فرستادند. در ادامه با کمک مسؤولان باشگاه خیابان‌های اطراف را جست‌وجو کرده، اما هیچ اثری از پسرم نیافتیم. در ادامه رد مردی در این ماجرا پیدا شد، اما او بعد از دستگیری جان باخت و سرنوشت محمد امین در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت. پدر او با گذشت هفت سال از ماجرا هنوز به بازگشت او امید دارد و در این مدت چند بار خواب پسرش را دیده که همه نوید بازگشت او را به خانه می‌دادند. او می‌گوید: در این مدت چند مظنون دستگیر شدند، اما هیچ ردی از آنها به دست نیامد. ماجرای قتل پسرم را باور ندارم و می‌دانم او را ربوده‌اند. هفت سال است چشم انتظار برگشت پسرم به خانه هستیم و روزهای سختی را می‌گذرانیم.

آخرین سفر
نزدیک 3بعدازظهر11مرداد سال 88، خانواده جنیدی برای استراحت و خوردن ناهار در روستای گچسر در جاده چالوس توقف کردند و این آخرین تصویری است که خانواده از دارند.  زهره برای قدم زدن از خانواده‌اش دور می‌شود که بعد از چند دقیقه پدر و مادرش نگران شده و به دنبالش می‌روند، اما هیچ ردی از زهره پیدا نمی‌کنند. پدر زهره می‌گوید: در حالی که خودش از آب می‌ترسید و می‌دانست نباید این کار را بکند به دلیل ادعای اطرافیان گمان کردیم که وارد آب شده است. به همین‌خاطر همان موقع شروع به جست‌وجو در آب کردیم. هیچ عمقی نداشت، با این حال دسته‌جمعی به تکاپو افتادیم. مأموران پلیس هم که آمده بودند اصرار داشتند دخترم در آب افتاده است. تا شش‌ماه کارمان جست‌وجو در آب بود. مردم محلی، هلال‌احمر و غواصانی که از همکارانم بودند همراه خودم وجب به وجب رودخانه را تا 48کیلومتر گشتیم، هر روز ساعت 7صبح تا 7شب در آب بودیم، اما هیچ ردی از زهره پیدا نشد. پدر هر وقت فرصتی دست می‌دهد، مرخصی می‌گیرد و برای پیگیری پرونده دخترش از همدان به کرج می‌آید. او ادامه می‌دهد: وقتی جست‌وجوها در رودخانه بی‌نتیجه ماند، احتمال ربودن او به ذهنمان رسید. دخترم طلا همراه داشت و مردی هم او را زیر نظر داشت. احتمال می‌دهیم او را به خاطر طلاهایش دزدیده‌اند. 11سال از ماجرای ناپدید شدن دخترم گذشته و در این مدت از پا ننشسته و همچنان پیگیر پرونده هستم و امید دارم یک روز دخترم به خانه برگردد.

چشم انتظار مائده
سرنوشت دختربچه دانش‌آموز که با تعطیلی مدرسه به طرز مرموزی ناپدید شده پس از گذشت شش سال هنوز در هاله‌ای از ابهام است. چهارم خرداد سال1393 پدر دختر هفت‌ساله وقتی به مدرسه دخترانه‌ای در خیابان معلم بندر انزلی رفت تا دخترش را به خانه ببرد هیچ اثری از مائده کوچولو پیدا نکرد.
پدر مائده وقتی دید کسی از دختر کوچولویش خبری ندارد به داخل مدرسه رفت و سراغ وی را از مدیر گرفت، ولی مسؤولان مدرسه ابتدایی نیز ادعا می‌کردند نیم ساعت پیش مدرسه را تعطیل کرده‌اند و خانواده‌های دختربچه‌ها به دنبالشان آمده‌اند و آنان را با خود به خانه برده‌اند. پدر وقتی نتیجه‌ای از مدیر و ناظم مدرسه نگرفت، سریع بیرون دوید و از چند همکلاسی مائده کوچولو که هنوز منتظر خانواده‌هایشان بودند سراغ وی را گرفت، ولی هیچ‌کدام از آنان اطلاعی از سرنوشت دختربچه نداشتند. پدر مائده کوچولو خیلی زود پلیس را در جریان گذاشت و تیمی از پلیس‌آگاهی برای بررسی ماجرا وارد عمل شدند و تجسس‌های میدانی خود را آغاز کردند. تحقیقاتی که با گذشت شش‌سال هنوز بی‌نتیجه مانده و دستگیری چند مظنون در پرونده هم سرنوشت دختربچه را روشن نکرد. پدر مائده می‌گوید: در این مدت چند مظنون دستگیر شدند، اما تحقیقات از آنها بی‌نتیجه بود و دخترم پیدا نشد. مائده دختر سر به هوایی نبود و همیشه احتیاط می‌کرد. ناپدید شدن دخترمان، وضعیت روحی و روانی ما را به‌هم ریخته. هرازگاهی برخی زنگ می‌زنند و خبری از دخترم می‌دهند که وقتی بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم موضوع شوخی و خنده آنها بوده‌ایم و هیچ ردی از دخترمان ندارند. پرونده‌اش در پلیس آگاهی باز است و امید داریم بالاخره جست‌وجوها به نتیجه برسد و دخترمان به خانه برگردد.

فقط یک فیلم
نزدیک به 15ماه از گم شدن دختر بچه دوساله در قلعه‌نوی شهرری می‌گذرد و هنوز هیچ ردی از او پیدا نشده است. کودک خردسال جلوی در خانه‌شان در حال بازی بود که ناگهان ناپدید شد. بعد از ناپدید شدن زهرا، فیلمی منتشر شد که نشان می‌داد، او به سمت کوچه‌ای که نزدیک خانه‌شان است می‌رود و بعد از آن از دید دوربین ناپدید می‌شود. پلیس پس از ناپدید شدن این دختر بچه، با کمک نیروهای هلال‌احمر و آتش‌نشانی اطراف محل ناپدید شدن این دختر بچه را جست‌وجو کرد، اما ردی از او به دست نیامد تا پلیس تهران در برابر معمایی پیچیده قرار گیرد. پدر زهرا می‌گوید: مغازه‌ای که در کنار خانه ما قرار دارد، آژانس محل کار من و پدرم است که مجهز به دوربین مداربسته است. شب حادثه در آژانس نشسته بودم و زهرا و خواهرش در حال بازی جلوی در خانه بودند. قرار بود به توصیه پزشک، به پیاده‌روی بروم و بچه‌ها می‌خواستند همراه من بیایند. برای همین اجازه گرفته بودند زمان پیاده‌روی من در کوچه بمانند و بازی کنند. دختر شش‌ساله‌ام در یک لحظه برای این‌که با مادرش کاری داشت به داخل خانه رفت و وقتی برگشت، دید زهرا جلوی در خانه نیست. دوربین مداربسته آژانس تصویر ضبط شده زهرا را در حالی نشان می‌دهد که در حال بازی‌کردن جلوی در خانه‌شان است و در یک لحظه به سمت راست، یعنی انتهای کوچه حرکت می‌کند. اما گویی کسی او را به سمت دیگری صدا می‌زند و ناگهان تغییر مسیر می‌دهد. زهرای خردسال به سمت دیگر کوچه رفته و دیگر برنمی‌گردد. پلیس در این یک سال خیلی جست‌وجو کرد اما دخترم پیدا نشد. نمی‌دانیم چه بلای سر او آمده است. ابتدا به ما گفتند داخل کانال آب افتاده، اما طول کانال را اهالی و امدادگران با سگ زنده‌یاب جست‌وجو کردند و هیچ ردی از دخترم پیدا نشد. این ماجرا تاثیر بدی بر روحیه من و همسرم گذاشته است. بیمارم و نباید شوک عصبی به من وارد شود، اما این ماجرا بزرگ‌ترین ضربه به من بود. پدر و مادر زهرا هم هنوز امید دارند که بچه‌شان زنده پیدا شود و به خانه برگردد. پدر زهرا ادامه می‌دهد: چند بار پلیس آگاهی رفتم، اما به من می‌گویند به خانه برو هر وقت ردی از او پیدا کردیم خبرت می‌کنیم.

تفریح نحس
ماجرای ناپدید شدن پارسا از بازگشت یک خانواده از یکی از شهرهای شمالی آغاز شد. خانواده‌ای که در تعطیلات تابستان قصد سفر کرده بودند در راه بازگشت و در یک چشم برهم زدن فرزند خود را از دست دادند. پارسا هشت‌ساله در گوشه‌ای از جاده هراز غیب شد. از آن زمان، نیروهای امدادی از هلال‌احمر گرفته تا نیروی انتظامی همه برای یافتن وی کار خود را آغاز کردند. از آن روز تاکنون حدود 40ماه می‌گذرد، اما نشانی از این کودک یافت نشده و با وجود پیشنهاد مژدگانی نیم میلیاردی از سوی پدر برای یابنده پارسا، اما هنوز نشانی از وی نبوده است.  پدر پارسا با اشاره به روز حادثه می‌گوید: روز حادثه همراه خانواده خواهرم در مسیر بازگشت از یکی از شهرهای شمالی بودیم. برای استراحت در نقطه‌ای از جاده هراز توقف کردیم. در کنار جایی که حضور داشتیم، رودخانه بود و پارسا در حال بازی کردن بود. مادرش چند دقیقه از او غافل شد و پس از آن متوجه غیبت پارسا شدیم. پس از مفقود شدن پارسا موضوع را به نیروهای پلیس اطلاع دادیم و در کنار گشت‌های آنها، خودمان نیز به جست‌وجوهایمان ادامه دادیم، اما هیچ ردی از او به‌دست نیامد. همچنان پیگیر این پرونده هستیم، اما نتوانستیم او را پیدا کنیم. از افرادی که از سرنوشت پسرم اطلاع دارند می‌خواهم موضوع را به پلیس خبر دهند و به سه سال چشم انتظاری ما پایان دهند.
ضمیمه ویژه نامه
تیتر خبرها