چنتهبافی، هنر زنانه عشایری در روزهایی كه عشایر شهرنشین شدهاند رو به فراموشی میرود
چنته زنان عشایر
در قرن بیستویكم و مدرنیته دیگر كمتر كسی به فكر چادرنشینی است. دیگر رفتن به ییلاق و قشلاق معنایی ندارد. حالا دیگر عشایر ستون چادرهایشان را جمع كردهاند و یكجانشین شدهاند. به فراخور این تغییر سبك زندگی، هنر و صنایعدستی هم به دست فراموشی سپرده شده است. امروز دیگر كمتر دختری پیدا میشود كه چنته یا آینهدان بافی بداند. این هنر هم با جمع شدن چادرها، كموبیش از بین رفته است. چنته یا آینهدان یكی از دستبافتهای عشایر است. از چنته به عنوان كیسه یا خورجینی برای حمل وسایل شخصی مثل پول، توشه راه و فشنگ استفاده میشد.
چنته در تاریخ: در مازندران بافتههای دستگاهی از هنگام زند و صفویه رواج داشته است و حتی در سفرنامهها از قرن چهارم آل بویه دستبافتههایی بود كه به فروش میرفت. در دوران اسلام هم چنته به دستبافتههای طبرستان معروف بود. چنته در لغتنامه دهخدا توشهدان درویشان كه عموما از جنس قالی و قالیچه به شكل كیسهای دوخته میشد و اطراف آن را چرمدوزی میكنند و از گردن آویزند و چیزهایی خرد و ریز درون آن گذارند، معنا شده است. لفظ تنچه و تمچه در ناظمالاطباء در جلد1 : ص 328 و 373 دهخدا به كار رفته است. در ادبیات فرششناسی، چنته را خورجینك و خورجینه هم مینامند.
بافت چنته: برای بافت چنته از دستگاه كرك چال استفاده میشود و مراحل تولید آن مانند جاجیم است با این تفاوت كه پس از پایان كار، دوردوزی و گاه با مهرههای تزئینی و خرمهره اطراف كار را تزئین میكنند. برای بافت چنته باید ابتدا جاجیم ببافند. به این صورت كه گلوله نخ را به وسیله چرخ نخ ریسی روی ماسوره قرار دهند و ماسوره را داخل مكوه قرار داده و مكوه را از بین تارها رد میكنند و با هر بار رد كردن مكوه از بین تارها بهوسیله شونه آن را ضربه میزنند تا نخ یا پود كنار هم قرار بگیرند و محكم شود. قبل از این اما بافنده باید نخ بریسد. ابتدا پشم گوسفند را میشویند و پس از خشك كردن آنها را با دست باز كرده و مواد اضافی را از آن جدا میكردند و به وسیله دستگاهی به نام شونهسر آن را شاد میكردند و بهصورت دستههای كوچك به نام پلته در میآوردند. پلته را با چرخ نخریسی چل به نخ تبدیل میكردند. نخهای گلولهشده را روی چوبی نازك دیكسر قرار میدادند و آن را به وسیله كلافچین بهصورت كلاف درمیآوردند. برای اینكه تار محكمتر شود دوباره آن را به وسیله چرخ نخریسی میتاباندند و بهصورت دولایه درمیآوردند؛ سپس نخها را به وسیله چند تكه چوب چنگوم كه آن را داخل زمین فرو میكردند به تارهای چند متری تبدیل میكردند. در مرحله بعد نخها را از داخل شونه و ورد رد میكردند و آن را روی دستگاهی به نام كرچال مستقر میکردند. وقتی 30 سانتیمتر از جاجیم بافته شد آن را دور چوبی به نام نوعرد جمع میكنند و هنگامی كه ابعاد مورد نظر بافته شد آن را برش میدهند. چون عرض جاجیم 50 الی 80 سانتیمتر است در صورت لزوم چند تكه از آن را با هم وصل میكنند و مورد استفاده قرار میدهند.
نقش چنته: انواع نقشههای جاجیم لته لته، كرگ چك، چهاردستمالی، رختهای، شتر گردن، چشم بلبل، ول تیرمه، گرد گل است كه بافت جاجیم ساده همان لته لته است كه برای درست كردن جاجیمهای طرحدار و نقش و نقوشدار پس از رد كردن سه تا چهار پود از بین تارها نقوش براساس نقشه اجرا میشد. چنته هم بر اساس طرح گلیم بافته میشود و نهایت در انتهای آن با منگولههای تزئینی و خود نخ تزئین میشود. هرچند زن عشایر بر اساس خیال و رویای خود، هر نقشی كه دوست دارد به چنته خود میزند. بسیاری از كارشناسان، مطالعات گستردهای روی نقشهای چنته انجام دادهاند. به عقیده آنها هر كدام از این نقشها بیان احساس زنان به مردان بوده است.
نوع گره: نامتقارن و متقارن
تارها و پودها: تارها اغلب سفید، پودها اغلب رنگرزی طبیعی و قرمزرنگ هستند.
رنگ و رنگرزی: رنگها بسیار متنوع و درخشان است و بیشتر در گروه رنگهای قرمز، طلایی، آبی و سبز قرار میگیرد.
بافت چنته: برای بافت چنته از دستگاه كرك چال استفاده میشود و مراحل تولید آن مانند جاجیم است با این تفاوت كه پس از پایان كار، دوردوزی و گاه با مهرههای تزئینی و خرمهره اطراف كار را تزئین میكنند. برای بافت چنته باید ابتدا جاجیم ببافند. به این صورت كه گلوله نخ را به وسیله چرخ نخ ریسی روی ماسوره قرار دهند و ماسوره را داخل مكوه قرار داده و مكوه را از بین تارها رد میكنند و با هر بار رد كردن مكوه از بین تارها بهوسیله شونه آن را ضربه میزنند تا نخ یا پود كنار هم قرار بگیرند و محكم شود. قبل از این اما بافنده باید نخ بریسد. ابتدا پشم گوسفند را میشویند و پس از خشك كردن آنها را با دست باز كرده و مواد اضافی را از آن جدا میكردند و به وسیله دستگاهی به نام شونهسر آن را شاد میكردند و بهصورت دستههای كوچك به نام پلته در میآوردند. پلته را با چرخ نخریسی چل به نخ تبدیل میكردند. نخهای گلولهشده را روی چوبی نازك دیكسر قرار میدادند و آن را به وسیله كلافچین بهصورت كلاف درمیآوردند. برای اینكه تار محكمتر شود دوباره آن را به وسیله چرخ نخریسی میتاباندند و بهصورت دولایه درمیآوردند؛ سپس نخها را به وسیله چند تكه چوب چنگوم كه آن را داخل زمین فرو میكردند به تارهای چند متری تبدیل میكردند. در مرحله بعد نخها را از داخل شونه و ورد رد میكردند و آن را روی دستگاهی به نام كرچال مستقر میکردند. وقتی 30 سانتیمتر از جاجیم بافته شد آن را دور چوبی به نام نوعرد جمع میكنند و هنگامی كه ابعاد مورد نظر بافته شد آن را برش میدهند. چون عرض جاجیم 50 الی 80 سانتیمتر است در صورت لزوم چند تكه از آن را با هم وصل میكنند و مورد استفاده قرار میدهند.
نقش چنته: انواع نقشههای جاجیم لته لته، كرگ چك، چهاردستمالی، رختهای، شتر گردن، چشم بلبل، ول تیرمه، گرد گل است كه بافت جاجیم ساده همان لته لته است كه برای درست كردن جاجیمهای طرحدار و نقش و نقوشدار پس از رد كردن سه تا چهار پود از بین تارها نقوش براساس نقشه اجرا میشد. چنته هم بر اساس طرح گلیم بافته میشود و نهایت در انتهای آن با منگولههای تزئینی و خود نخ تزئین میشود. هرچند زن عشایر بر اساس خیال و رویای خود، هر نقشی كه دوست دارد به چنته خود میزند. بسیاری از كارشناسان، مطالعات گستردهای روی نقشهای چنته انجام دادهاند. به عقیده آنها هر كدام از این نقشها بیان احساس زنان به مردان بوده است.
نوع گره: نامتقارن و متقارن
تارها و پودها: تارها اغلب سفید، پودها اغلب رنگرزی طبیعی و قرمزرنگ هستند.
رنگ و رنگرزی: رنگها بسیار متنوع و درخشان است و بیشتر در گروه رنگهای قرمز، طلایی، آبی و سبز قرار میگیرد.




