نقد و بررسی بازی Mutant Year Zero Road to Eden
پناه بر تاكتیك!
اگر از گیمهای مروج تامل و تعقل استقبال میكنید، در تجربه این اثر درنگ نكنید. بازآفرینی سری XCOM، ارمغانی تازه به صنعت گیم آورد كه نویدبخش حضور عناوین جدیتر، سختتر و چالشیتر را میداد. حالا چند سال بعد، MYZ از همان وارثانی است كه انتظارش را میكشیدیم، وارثی كه درست سرمشق گرفته و به وادی تقلید صرف نیفتاده است و میتوان با سینه سپر شده از آن دفاع كرد.
MYZ چیست؟
ناشر MYZ، از این گیم بهعنوان یك اثر ماجرایی تاكتیكال یاد كرده كه از زاویه ایزومتریك روایت میشود. سه سطح سختی برای انتخاب وجود دارد و هر بازیكن، كنترل سه شخصیت را بهعهده میگیرد و در دنیای این گیم كاوش میكند. هر شخصیت، مجموعهای از تواناییها و مهارتهای خاص خود را دارد. سِلما، انسانی جهشیافته است كه در مواد منفجره تخصص دارد؛ داكس، یك هیبرید اردكی است كه به یككمان دوربرد مجهز است و بورمِن از اسلحهای مانند شاتگان استفاده میكند.ت
جدا از این، هر شخصیت میتواند به انواع حملات جهشی انفعالی، خرد و كلان مجهز شود كه باید آنها را باز و به دلخواه شخصیسازی كرد. تمام اعضای تیم به مرور ارتقا مییابند و به ابزار و اسلحه جدید مجهز میشوند. درخت مهارتها و داستانِ انشعابی هم از ویژگیهای دیگر این اثر است. بازیكن میتواند از بین پنج شخصیت مختلف انتخاب كند كه سه تا اصلی هستند و دوتای دیگر را میتواند بعدا تحت لوای خود در بیاورد.
گیمپلی بین مبارزه تاكتیكال نوبتی و جستوجوی سیال تغییر میكند. منطقه یا Zone مشتمل بر تعدادی نقشه متصل به هم است كه بازیكن میتواند آزادانه در آنها جستوجو كند. در Zone، بازیكنان میتوانند آرتفكت، قطعات و اجزای اسلحه پیدا كنند و با استفاده از آنها ابزار و تجهیزات تازه در Ark (جهان هاب بازی) بخرند.ت
در طول جستوجوها میتوانید از چراغقوه برای تشخیص آیتمهای مختلف استفاده كنید كه اگر مراقب نباشید، موجب جلب توجه ناخواسته دشمنان میشود. در موقعیت سیال (Real-Time) بازیكنان میتوانند شخصیتها را به نقاط مختلف هدایت و مستقر كرده و علیه دشمنان كمین كنند. پس از آغاز نبرد، بازی وارد حالت نوبتی میشود – شبیه XCOM – و پس از پایان هر نوبت، نیروهای دشمن كه توسط هوش مصنوعی كنترل میشوند، آغاز به حركت و پاسخ دادن میكنند. امكان قتل مخفیانه و بیسروصدای دشمنان نیز وجود دارد و تا زمانی كه دشمنان متوجه حضور شما نشوند، امكان كاوش آزادانه در محیط را خواهید داشت.
در نبرد چه میگذرد؟
ابتدای مطلب از كلماتی مانند سخت و چالشی استفاده كردیم، اما در حقیقت MYZ از عناوینی است كه اگر قلقش دستتان بیاید، تجربهای روان و لذتبخش را برای شما رقم میزند. در این گیم با یك اسكاندیناوی تباه شده روبهرو میشوید كه دچار فقدان منابع است و از طرف دیگر اطلاعات خاصی درباره گذشته و حوادث آن وجود ندارد. Ark، یكی از آخرین هابها یا مقرهای بشریت، نیروهایی موسوم به استاكرها را به كاوش منطقه میفرستد تا هم منابع جمع كرده، هم با نیروهای متخاصم مبارزه كنند.
ارتقاها فراوان هستند و تصمیم در این زمینه بسیار سخت است! آسیاكاری (Grinding) در این گیم جای خاصی ندارد و وقتی منابعی برای ارتقا بهدست میآورید، باید آن را هوشمندانه براساس سبك بازی خود خرج كنید. اگر درگیری از راه دور را ترجیح میدهید، بهتر است هوای داكس را داشته باشید و كمان او را بهبود دهید و اگر اهل نبرد از روبهرو هستید، شاتگان بورمن انتخاب بهتری است.ت
نقشههای متصل هر كدام تم خاصی دارند؛ از ایستگاه مترو گرفته تا مدرسه. جستوجو آزاد است تا زمانی كه دشمن شما را نبیند. اگر دقیق باشید و اول دشمن را تشخیص بدهید، با خاموش كردن چراغ قوه و فدا كردن دیدتان، میتوانید دید آنها را هم كور كرده و این بار با دقت بیشتر و آهستهتر برای خنثیسازی تهدید قدم بردارید.ت
سپس فرصت دارید تا نزدیك شدن به محل استقرار دشمن، نوع و سطح و كشیك یا عدمكشیك، مسیر كشیك، تلاقی دید و… را درباره آنها تشخیص دهید و سپس نیروهایتان را در جای مناسب مستقر كنید. با زدن دكمه مشخص، گروه را جدا كرده و یكی یكی به محل مناسب میفرستید: مثلا بورمن در پشت یك درخت اسكان میگیرد، داكس به پشتبام ساختمانی در نزدیكی میرود و سِلما در انتهای مسیر كشیك دشمن استقرار مییابد. سپس با زدن دكمه حمله، كمین را به عمل تبدیل میكنید.
چالش به معنای واقعی كلمه
پس از حمله، بازی اوج میگیرد. اغلب یك جای كار میلنگد و چیزی را از قلم میاندازید. همین به فرو رفتن صحنه نبرد در آتش و هیاهو منجر میشود. نیروهای دشمن بر سرتان میریزند و شما را وادار به استفاده از یك استراتژی تازه میكنند.ت تنوع دشمنان دیوانهكننده - از نوع خوبش-
است. این تنوع، بازیكن را به مطالعه تكتك دشمنان، تسلط بر حملاتشان و چیدمان استراتژی مناسب ترغیب میكند. در عین حال باید در حملات خود بسیار زیركانه و محتاط عمل كنید. سلامتی نیروهایتان بهراحتی به خطر میافتد و با چند ضربه از پا در میآیند. از طرفی، روی اسلحه نیز میتوانید برای دو یا سه نوبت حمله تكیه كنید و سپس مجبورید یك نوبت حیاتی را به پر كردن مجددشان اختصاص بدهید. جمیع اینها آن حس تباهی و فقدانی را كه منظور بوده است بهخوبی به بازیكن القا میكند.ت شاید تنها ایراد این بازی – كه البته به توقع بازیكن بستگی دارد – نبود ارزش تكرار بالایش باشد. گیم با وجود انتخابهایی كه به بازیكن میدهد، واقعا خطی است و هرچندبار به یك صحنه رجوع كنید، با همان پستها، مسیرهای حركت و رفتارهای قبلی روبهرو میشوید. فارغ از این ایراد، با یك اثر خوشقوام و چفت طرف هستید كه یك بار تمامكردنش میتواند مزه خوبی زیر زبانتان بگذارد.




