در حاشیه کنفرانس تهران چه گذشت؟
امید مهدینژاد طنزنویس
پس از برگزاری کنفرانس تهران که با شرکت وینستون چرچیل، فرانکلین روزولت و ژوزف استالین از 6تا9آذر1332 بهصورت سری و محرمانه در سفارت شوروی سابق در تهران برگزار شد و طی آن علاوه بر تضمین تمامیت ارضی ایران، درباره چهره جهان پس از پایان جنگجهانیدوم بحث و تبادلنظر صورت گرفت و تاریخ و ابعاد پیادهشدن نیروهای بریتانیایی و آمریکایی در فرانسه و حمله تهاجمی نیروهای روسی در ارتباط با آن، منابع اختصاصیافته به جبهههای ایتالیا، بالکان و برمه مورد بررسی قرار گرفت، چرچیل و روزولت و استالین برای صرف شام به هتل کنتینانتال که محل اقامت آنان بود، مراجعت کردند. هنگام صرف شام چرچیل سگی را مشاهده کرد که در نزدیکی میز شام ساکت ایستاده بود و به آنها نگاه میکرد. چرچیل که واقعا کرم داشت رو به روزولت و استالین کرد و گفت: آیا میتوانید کاری کنید که این سگ از این سسخردل که بسیار تند است بخورد؟ روزولت گفت: اینکه کاری ندارد. سپس تکهای گوشت از سینی غذا برداشت و آن را برش داد و مقداری سس داخل قسمت برشدادهشده ریخت و گوشت را جلوی سگ گذاشت.
سگ شروع به خوردن گوشت کرد تا آنکه به قسمت خردلی رسید. سپس دست از خوردن کشید و بار دیگر به آنها نگاه کرد. در این لحظه استالین گفت: این سوسولبازیها چیست؟ باید با شدت عمل برخورد کرد. سپس مقداری سس خردل در کف دست راستش ریخت و به طرف سگ رفت و با دستچپ گردن سگ را گرفت و با دستراست سس را داخل دهان سگ ریخت. سگ وقتی مزه خردل را حس کرد با تقلا خود را از دست استالین رها کرد و خردلهایی را که خورده بود روی زمین تف کرد و بار دیگر به آنها نگاه کرد. در این لحظه چرچیل که به کارهای روزولت و استالین میخندید از جا بلند شد و گفت: هردو شما در اشتباهید. کار را باید بدون زور زدن انجام داد و کاری باید کرد که سگ با میل و اراده خودش سس را بخورد. روزولت و استالین گفتند: چطوری؟ چرچیل گفت: اینطوری و مقداری سس خردل در دستش ریخت و به طرف سگ رفت و دست خردلیاش را به انتهای سگ مالید. سگ همینکه تندی خردل را در انتهای خود حس کرد زوزهکشان در حالی که به خود میپیچید شروع به لیسیدن خردلها از انتهای خود کرد و بهاینترتیب روزولت و استالین فهمیدند چرچیل علاوه بر اینکه کرم دارد، واقعا موجود فلانفلانشدهای است.
سگ شروع به خوردن گوشت کرد تا آنکه به قسمت خردلی رسید. سپس دست از خوردن کشید و بار دیگر به آنها نگاه کرد. در این لحظه استالین گفت: این سوسولبازیها چیست؟ باید با شدت عمل برخورد کرد. سپس مقداری سس خردل در کف دست راستش ریخت و به طرف سگ رفت و با دستچپ گردن سگ را گرفت و با دستراست سس را داخل دهان سگ ریخت. سگ وقتی مزه خردل را حس کرد با تقلا خود را از دست استالین رها کرد و خردلهایی را که خورده بود روی زمین تف کرد و بار دیگر به آنها نگاه کرد. در این لحظه چرچیل که به کارهای روزولت و استالین میخندید از جا بلند شد و گفت: هردو شما در اشتباهید. کار را باید بدون زور زدن انجام داد و کاری باید کرد که سگ با میل و اراده خودش سس را بخورد. روزولت و استالین گفتند: چطوری؟ چرچیل گفت: اینطوری و مقداری سس خردل در دستش ریخت و به طرف سگ رفت و دست خردلیاش را به انتهای سگ مالید. سگ همینکه تندی خردل را در انتهای خود حس کرد زوزهکشان در حالی که به خود میپیچید شروع به لیسیدن خردلها از انتهای خود کرد و بهاینترتیب روزولت و استالین فهمیدند چرچیل علاوه بر اینکه کرم دارد، واقعا موجود فلانفلانشدهای است.




