نسخه Pdf

عرض شود خدمت‌تان که ...

چند گزاره از دوره جدید نشر جام‌جم

عرض شود خدمت‌تان که ...



یک شب بعد از پایان دوره کاری‌ام در موسسه‌ای از موسسات وزارت ارشاد، مدیرعامل موسسه جام‌جم تماس گرفت که بیا چای بخوریم و گپ بزنیم. امان از چای و گپ‌های آخر وقت اداری! مسیر دور نبود. چای همسر را گذاشتم و رفتم چای موسسه مطبوعاتی را مزه کنم. رفیق قدیمی از موسسه گفت و سابقه بخش نشر آن و مشورت خواست که چه کند و من هم گفتم و در 40 سالگی هنوز سادگی بچه را دارم که نفهمیدم دارد بار نشر را می‌گذارد روی شانه‌ام. الان یک سال و اندی از آن زمان می‌گذرد و اولین دسته از کتاب‌های جام‌جم منتشر شده است. بگذارید مروری کنم:
 یکم: روایت یعنی بازخوانی هویت
ما نیازمند روایت هستیم، از خودمان. ما باید بلند بلند درباره خودمان و مساله‌هایمان حرف بزنیم. حتی حرف‌های دیگران را بازخوانی کنیم. روایت‌ها و ناداستان‌ها مسیر جدیدی در ادبیات هستند که پایی بر زمین محکم واقعیت‌های زندگی دارند و سری در آسمان ذوق و هنر ادبیات. به همین دلیل با مساله‌های مردم و مساله‌های روز نسبت دارند و پشت میز نوشته نمی‌شوند. از طرفی سخت‌خوانی آثار علمی و دم‌دستی آثار مطبوعاتی را هم ندارند.
باید یادآوری کرد روایت ما و زندگی‌مان اگر توسط خودمان و به‌موقع انجام نشود، توسط دیگران و با نگاه خودشان انجام خواهد شد. هر روایتی هم خشتی است بر بنای هویت. با این نگاه تلاش شد تا موضوعاتی را انتخاب کنیم که در مسیر این هویت‌سازی موثر باشد هرچند کم.
 دوم: راحت و روان
فرم را راحت گرفتیم و روان. همیشه فکر می‌کردم و می‌کنم که کتاب خوب مخاطب خاص ندارد. کتاب خوب مثل غذای خوشمزه است، لقمه اول تبلیغ لقمه بعدی است. به همین دلیل با دوستان خوب نویسنده حرف این سادگی را زدیم و تا اینجا عمل کردیم. حالا اطمینان دارم اگر کسی اتفاقی یکی از این کتاب‌ها به دستش برسد و با موضوع کتاب بستگی داشته باشد، حتما آن را می‌خواند.
 سوم: سهم ما از کتابخوانی
همیشه مورد سوال بودم: چه کتابی بخوانیم؟ معمولا هم نه وقت کافی وجود داشت برای جواب و نه حضور ذهن کافی. از وقتی قبول کردم کتاب‌های جام‌جم را دربیاوریم، به این فکر کردم باید کاری کنیم که با افتخار و به اختصار در جواب سوال چه کتابی بخوانم بتوانم بگویم کتاب‌های نشر جام‌جم. حالا می‌توانم این کار را بکنم.
اگر فرض کنیم هر آدم کتابخوان در ماه یک کتاب می‌خواند، یعنی در سال 12 کتاب. قرار ما این است که هر سال 12 کتاب به جامعه کتابخوان معرفی کنیم. از روزی که به نشر جام‌جم آمدم تا پایان سال1400، 20‌ماه خواهد شد. امیدوارم تا آن موقع 20کتاب را عرضه کرده باشیم.
 چهارم: ناشر باشد اهل گفت‌وگو باشد
همه کتاب‌ها را قبل از چاپ لااقل دوبار خوانده‌ام. در مورد بعضی حتی در مرحله تولد ایده کتاب با نویسنده‌ها صحبت‌ها کردم. کسی که می‌خواهد کتابی به کتاب‌های بازار اضافه کند باید با توجه به علایق و نیازهای مخاطب برای تولید محتوای کتاب نقشه بکشد. کتاب زیاد یک ناشر را شاخص نمی‌کند، کتاب خوب مهم است. کتاب خوب هم در تعامل ناشر با نویسنده تولید می‌شود. پیش از نوشته شدن، در حین نوشته شدن، پس از نوشته شدن و حتی بعد از چاپ شدن. البته این کار سخت و انرژی‌بر است ولی به نتیجه می‌ارزد.
الان دارم آماده می‌شوم برای بار سوم کتاب‌ها را بخوانم و هم لذت ببرم و هم اشکالات احتمالی کارمان را پیدا کنم.
 پنجم: از این طرف که ماییم راه کاروان باز است
نشر جام‌جم (تا وقتی هست و تا وقتی هستم) پذیرای پیشنهاد کتاب هست. روایت باشد، مساله مردم باشد، خوب نوشته شده باشد ... بسم‌ا... . البته همان‌قدر که پذیرا هستیم، سختگیر هم هستیم. شاید کتاب‌هایی که رد شد تعدادش دوبرابر کتاب‌هایی بود که چاپ شده یا در مسیر انتشار هستند.
باید اضافه کنم به‌غیراز خوشه کتاب‌های روایت، خوشه‌های دیگری مثل رسانه را هم در نظر داشتیم و داریم که البته به وقتش.
 و آخر:
نشر جام‌جم در نظر دارد تا به سهم و ظرفیت خودش، با صدای رسا از دریچه فرهنگ و ادبیات یک نغمه شنیدنی و یک صدای ماندنی باشد. این نمی‌شود مگر با حمایت‌های موسسه محترم جام‌جم (چنانچه پیش از این بوده و اگر نبود ما کجا و این کتاب‌های خوب کجا) و البته جامعه کتابخوان. چه این‌که اگر کتابی خوانده نشود یعنی گاه مرگش رسیده و باید به وزن کاغذ فروخته شود، اگر بشود.