قول مؤمن حجت نیست؟
میثم امیری نویسنده کتاب تاجدر تن
شال و کلاه میکنید و با خانواده میروید مهمانی. خوش میگذرد ولی نگاهتان به ساعت است. هنوز ساعت 9شب نشده، برمیگردید خانه تا صورتحساب سیستم دم خانهتان سبز نشود به اسم تردد در ساعت منع تردد. ولی همین که میرسید خانه، میبیند دسته کلید همراهتان نیست. زنگ میزنید به میزبان. او هم تمام خانه را میجورد ولی خبری از دستهکلید شما نیست. توی سواریتان هم خبری نیست. هوا بارانی است و مسیرتان جوری است که تاکسی اینترنتی هم گیر نمیآورید. به ناچار راه را برمیگردید. میبینید ای دل غافل، دم خانه میزبان، دسته کلید از جیبتان افتادهبود و متوجه نشدهبودید. چه فایده؟ دوربینها جریمهتان کردهاند. نمیدانید چطور باید به گاورمنت حالی کنید اشتباه شده، برای همه پیش میآید، هیچ کس هم مقصر نیست.
جریمه منع تردد ۲۰۰هزار تومان است. عددش هم هنوز اعلام نشدهاست. ولی محاسبات میگوید احتمالا به یک میلیارد دلار نمیرسد. مبلغ اختلاس چند سال پیش 5/2 میلیارد دلار بود.
از قول پیامبر نقل میشود که به قول مؤمنان اعتماد داشت. «نبی به مؤمنان ایمان دارد.» (آیه ۶۱ سوره توبه، ترجمه خرمشاهی) آقای مظاهری در خارج اصولش این موضوع را کامل شرح داده است. یک خطیاش میشود: «قول مومن حجت است.»
میخواهم چه بگویم؟ فرض کنید شما دستهکلیدتان را پیدا کردید و با آرامش دارید سمت خانهتان میروید. افسر جلویتان را میگیرد و میگوید: «الان از ساعت 9شب گذشته؛ ولی شما هنوز توی خیابان هستید.» شما هم ماجرا را تعریف میکنید. افسر قانع میشود و میگوید: «قول مؤمن حجت است. بفرمایید.» منع تردد شبانه که کلا استخوان توی گلوی ملت شده است، ولی کاش حداقل به جای ارزآوری، همین یک قلم را از ادبیات مهجور دینی بیرون میکشیدید و عملی میکردید. اصلا فرض کنید دختر و پسری دارند با هم میروند گشت و گذار و افسر هم در این باره مطمئن است. هیچ اشکالی ندارد. مطمئن باشید به نفع فرهنگ خدا بود که این دو نفر میشنیدند قول مؤمن حجت است و ایام عشرت مستدام. (یعنی افسر متلکش را هم بیندازد که خدای نکرده عقده نشود توی گلویش.) توی رابطه دختر و پسر بحث معاطات را دیگر پیش نمیکشم که بحث زیادی پیچیده میشود.
نگفتم برای تردد بین شهری، نگفتم برای همه تخلفات، نگفتم برای پذیرش زن و مرد توی ورودی هتل، نگفتم برای بیمارستان، نگفتم برای هیچ جا؛ فقط برای منع تردد شبانه از این گزاره دینی استفاده میکردید؛ توی همین یک قلم، دوربینها را خاموش میکردید و آدمها را با هم روبهرو میکردید تا در کمال حسن نیت با هم حرف بزنند. عس ناجا (عقیدتیسیاسی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی) هم توی یکی از زیارت عاشوراهای هفتگیاش همین موضوع را به طور هماهنگ به گوش همه افسران میرساند. به همین سادگی. پولی که کمتر از 40 درصد یک قلم اختلاس است، خرج تبلیغات اسلامی و دینی میشد. مگر برای همین انقلاب نکردیم؟
من آدم متشرعی نیستم که بخواهم از دین خدا حراست کنم. من به نظام اجتماعی کار دارم. مردم عموما مسلمان هستند یا دارند تحت حکومت مسلمانان زندگی میکنند، پس فرهنگ اسلام هم با این کارها میآید به کمک قوام اجتماعی. اگر این مملکت مسیحی بود با پیشنهادهای مسیحی میآمدم وسط؛ اتفاقا یک نمونه از حرکت درست جامعه مسیحی را توی کتابم توضیح دادهام. راستی این را هم نگویم شب خوابم نمیبرد: بد نیست از عس همه نیروهای مسلح و سازمان و دفتر تبلیغات بپرسیم که برای ترویج فرهنگ اسلامی در دوره کرونا چه کردید؟
از هر فرصتی میخواهم از کرونا بگویم؛ بسکه میشود حرفها حرف زد از این همهگیری. برخی از حرفها را توی «تاج در تن» زدهام. تاج هم ترجمه کلمه فرنگی کروناست.
* این یادداشت قبل از دستور رئیسجمهور مبنی بر لغو منع تردد شبانه نوشته شده است.




