آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
«خسی در میقات» یکی از معروفترین سفرنامههای معاصر حج است که جلال آلاحمد در 41 سالگی طی سفر حج در سال 43 نوشته است. شاید اولین ویژگی این کتاب که به ذهن میرسد، موقعیت ویژهای است که نویسنده در آن پا به چنین سفری گذاشته و به همین دلیل این سفر میتواند فصلی تازه از حیات نویسنده محسوب شود.
سفرنامه حج برای آلاحمد است و در زمینه کارهای او، چه از نظر سبک و چه از نظر درونمایه، جای نمایانی دارد. این کتاب فقط دربردارنده دیدنیهای عادی زائر خانه خدا نیست، مسائل دیگری نیز در آن جلوهگر میشود و طرح همین مسائل است که خسی در میقات را از سفرنامههای دیگر ممتاز میکند.
آلاحمد درجایی از بیتوجهی نویسندگان معاصر به شیوه نگارش و نرسیدن به اوجهای سخن، انتقاد کرده و گفته است: «ادبیات معاصر پارسی به سبک بیتوجه است؛ به اصالت در کلام، به پاکی تعبیر، به جزالت زبانی که به کار میبرد، به ایجاز و به طور کلی به فصاحت و بلاغت. و این قضیه گاهی کار را به قلمانداز نوشتن کشیده است.
اغلب شعرا مثل هم شعر میگویند و اغلب نویسندگان مثل هم مینویسند. خیلی به ندرت میشود از شعر یا نثری دریافت که امضای چه کسی باید پایش باشد.» بیقراری، خشمآگینی، پاکیزگی سخن در نثر آلاحمد میدرخشد. او گاهی از پایگاه پیشرو اجتماعی قلم میزند و گاه به اشاره و زمانی به صراحت مسئولیت نویسنده و شاعر را در برابر رویدادهای اجتماعی گوشزد میکند و خود در دایره این مسئولیت خطیر گام برمیدارد.
سفرنامه حج این یا آن نویسنده از این رو طرفه است که او بتواند با دید تازه اشیا و رویدادها را ببیند و بشناساند، و چشماندازهای شگرفی از سفر خود در برابر چشم خوانندگان بگسترد، به طوری که خوانندگان در سفر درونی و بیرونی نویسنده با او همراه شوند و از کشفها و تجربههای او بهره گیرند.
خسی در میقات از این ویژگیها برخوردار است و اگر از این چشمانداز نگریسته شود، اثری موفق است و آلاحمد با دیدگان انسانی جستوجوگر کوشیده آنچه در سفر 23 روزه خود به مکه و مدینه و رویدادهای مهم دیده است، با زبانی تازه و زنده و وصفی غالبا رسا و شیوا بیان میکند و در حاشیه این وصفها و تصویرها مسائلی را مطرح کند که شایسته دقت بسیار است. آلاحمد در این کتاب بار دیگر نشان میدهد نویسنده نمیتواند و نباید در اتاق خود بنشیند و درباره طبیعت یا انسان قلم بزند؛ بلکه باید برای یافتن موضوعهای تازه و زمینههای بکر چونان کاشفی جستوجوگر به این سو و آن سو برود، رنگ همه گلها را بنگرد و جهان را در نمودهای زشت و زیبا و شگفتانگیز آن نظارهگر شود و «ببیند آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟»
آلاحمد درجایی از بیتوجهی نویسندگان معاصر به شیوه نگارش و نرسیدن به اوجهای سخن، انتقاد کرده و گفته است: «ادبیات معاصر پارسی به سبک بیتوجه است؛ به اصالت در کلام، به پاکی تعبیر، به جزالت زبانی که به کار میبرد، به ایجاز و به طور کلی به فصاحت و بلاغت. و این قضیه گاهی کار را به قلمانداز نوشتن کشیده است.
اغلب شعرا مثل هم شعر میگویند و اغلب نویسندگان مثل هم مینویسند. خیلی به ندرت میشود از شعر یا نثری دریافت که امضای چه کسی باید پایش باشد.» بیقراری، خشمآگینی، پاکیزگی سخن در نثر آلاحمد میدرخشد. او گاهی از پایگاه پیشرو اجتماعی قلم میزند و گاه به اشاره و زمانی به صراحت مسئولیت نویسنده و شاعر را در برابر رویدادهای اجتماعی گوشزد میکند و خود در دایره این مسئولیت خطیر گام برمیدارد.
سفرنامه حج این یا آن نویسنده از این رو طرفه است که او بتواند با دید تازه اشیا و رویدادها را ببیند و بشناساند، و چشماندازهای شگرفی از سفر خود در برابر چشم خوانندگان بگسترد، به طوری که خوانندگان در سفر درونی و بیرونی نویسنده با او همراه شوند و از کشفها و تجربههای او بهره گیرند.
خسی در میقات از این ویژگیها برخوردار است و اگر از این چشمانداز نگریسته شود، اثری موفق است و آلاحمد با دیدگان انسانی جستوجوگر کوشیده آنچه در سفر 23 روزه خود به مکه و مدینه و رویدادهای مهم دیده است، با زبانی تازه و زنده و وصفی غالبا رسا و شیوا بیان میکند و در حاشیه این وصفها و تصویرها مسائلی را مطرح کند که شایسته دقت بسیار است. آلاحمد در این کتاب بار دیگر نشان میدهد نویسنده نمیتواند و نباید در اتاق خود بنشیند و درباره طبیعت یا انسان قلم بزند؛ بلکه باید برای یافتن موضوعهای تازه و زمینههای بکر چونان کاشفی جستوجوگر به این سو و آن سو برود، رنگ همه گلها را بنگرد و جهان را در نمودهای زشت و زیبا و شگفتانگیز آن نظارهگر شود و «ببیند آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟»




