نگاه توریستی به کارمان نداشتیم
یكی دیگر از اتفاقات مشترك در همه كارهایتان این است كه تاكید زیادی به سنتهای قدیمی دارید. در یكی از دیالوگهایی كه بین پریناز و حامد رد و بدل میشود، پریناز میگوید علاقهمند است عروسیاش در مدیترانه و روی كشتی باشد، اما حامد میگوید میخواهد تور بالای سرش بگیرند، قند بسابند و ... به این موضوع اعتقاد دارید یا میخواهید شعار بدهید؟
توفیقی: ما سكانسی داشتیم كه بین حامد و سینا در خیابان اتفاق میافتد. ما میتوانستیم برویم شهرك غرب و در یك كوچه خلوت بگیریم، اما این كار را نكردیم و در سرای شلوغ امین حضور گرفتیم. سكانسی كه پر دیالوگ بود و پر زحمت و میشد چند ساعت گرفت، ولی از ما یك روز وقت گرفت. یا صحنه سقاخانه را میتوانستیم در شهرك سینمایی درست كنیم، اما تصمیم گرفتیم در كوچه پس كوچه پایین شهر سراغ سقاخانه واقعی برویم كه برای مخاطب باور پذیر باشد. البته ما میتوانستیم این صحنه را هم در یكی از خیابانهای خلوت بگیریم، اما میخواستیم سر و شكل سنتی آن كاملا حس شود. اینها نشان میدهد ما نیازی به شعار دادن نداریم. من و حامد به خانواده پایبند هستیم و دلمان میخواهد در كارهایمان پررنگ باشد. تكلیف مان هم از ابتدا مشخص است و شعار نمیدهیم. نمیخواستیم كار دم دستی بسازیم، بلكه میخواستیم اتمسفر كارمان درست باشد.
عنقا: من و بهرنگ با نگاه توریستی به لوكیشن نمیرویم. وقتی قصه ایجاب میكند در محلههای پایین كار كنیم، حتما میرویم. صحنههای دلار را واقعا در چهارراه استانبول كار كردیم. همانطور كه بهرنگ گفت تلاش میكنیم اتمسفر كار درست باشد نه توریستی! برای صحنه سقاخانه به سراغ سقاخانه قدیمی در امامزاده یحیی میرویم كه در آنجا از مادربزرگ من شمع روشن كرده تا نوه و نتیجههایش. باید اتمسفر كار برای مخاطب باورپذیر باشد.




