یادداشتی بر کتاب «جامانده از پسر»
این بار رستم نمیبازد
تاریخ انقلاب اسلامی سرشار از صحنهها و نقاط عطفی است که هرکدام به شکلی زمینهساز پیروزی انقلاب اسلامی بودند. قیام مردم ورامین و کشتار پل باقرآباد در خرداد۱۳۴۲ از آن دسته اتفاقاتی است که از پیشانی تاریخ پاک نمیشود. پژوهشهای زیادی درباره راهپیمایی خودجوش مردم ورامین در آن روز تاریخی انجام شده اما استفاده از ظرفیتهای داستانی این اتفاق، مسألهای است که کمتر به آن پرداخته شده است.
«جامانده از پسر» به قلم مرضیه نفری و از انتشارات سوره مهر، رمانی با محوریت قیام مردم ورامین است. این کتاب، داستان پدری لوطی مسلک به نام سالار است که از بد روزگار به زندان میافتد و پس از آزادی به جبران گذشته و البته این بار از سر جهالت، وارد دار و دستهای میشود که با قمه مقابل مردم ورامین میایستند؛ مردمی بیسلاح و بیدفاع که در اعتراض به دستگیری امام خمینی (ره)، در ۱۵خرداد۱۳۴۲ قیام کرده و در حال نزدیک شدن به تهران هستند. سالار مشغول زد و خورد است و خبر ندارد پسرش سهراب نیز میان جمعیت است. شناخت کامل نویسنده از مکان و واقعه تاریخی 15خرداد که بدون شک حاصل مدتها پژوهش است، باعث خلق موقعیتها و ماجراهایی باورپذیر و منطبق بر واقعیت شده است.
او به موازات جریان تاریخ، شخصیتهایی را میآفریند که همچون تکههای پازل در این بستر جای میگیرند. دیالوگهای میان آدمهای داستان کاملا منطبق با ویژگیهای شخصیتی آنهاست. نویسنده با ساختن لحن و گونه زبانی مخصوص هرکدام از این افراد، امکان شناخت هرچه بیشتر آنها را به خواننده میدهد. همچنین اسامی شخصیتهای اصلی و فرعی داستان، ارتباط معنایی خاصی با کارکرد آنها دارد. مرضیه نفری با بهرهگیری از میراث فرهنگی و دینی این سرزمین نظیر اسطوره رستم و سهراب و تعزیه حضرت علی اکبر(ع)، عمق و غنای بیشتری به داستانش داده است.
استفاده از نامهای ارجاعی گرچه تا اندازهای فرصت کشف ماجراها را از خواننده میگیرد اما پایان متفاوت داستان، رویش امید را به جای تلخی اسطوره پدر و پسری مینشاند. نویسنده، زاویه دید دانای کل را برای داستانش انتخاب کرده است، با این حال، کمترین ورود را به افکار و احساسات سهراب دارد. او بهانه تغییر پدر و شکلگیری داستان است اما کنشگری کمی در داستان دارد به طوری که شناخت بیشتر سهراب و چگونگی گرایشش به نهضت انقلاب تا انتهای داستان برای خواننده مجهول باقی میماند.
زهرا سادات طباطبایی - فعال حوزه کتاب
او به موازات جریان تاریخ، شخصیتهایی را میآفریند که همچون تکههای پازل در این بستر جای میگیرند. دیالوگهای میان آدمهای داستان کاملا منطبق با ویژگیهای شخصیتی آنهاست. نویسنده با ساختن لحن و گونه زبانی مخصوص هرکدام از این افراد، امکان شناخت هرچه بیشتر آنها را به خواننده میدهد. همچنین اسامی شخصیتهای اصلی و فرعی داستان، ارتباط معنایی خاصی با کارکرد آنها دارد. مرضیه نفری با بهرهگیری از میراث فرهنگی و دینی این سرزمین نظیر اسطوره رستم و سهراب و تعزیه حضرت علی اکبر(ع)، عمق و غنای بیشتری به داستانش داده است.
استفاده از نامهای ارجاعی گرچه تا اندازهای فرصت کشف ماجراها را از خواننده میگیرد اما پایان متفاوت داستان، رویش امید را به جای تلخی اسطوره پدر و پسری مینشاند. نویسنده، زاویه دید دانای کل را برای داستانش انتخاب کرده است، با این حال، کمترین ورود را به افکار و احساسات سهراب دارد. او بهانه تغییر پدر و شکلگیری داستان است اما کنشگری کمی در داستان دارد به طوری که شناخت بیشتر سهراب و چگونگی گرایشش به نهضت انقلاب تا انتهای داستان برای خواننده مجهول باقی میماند.
زهرا سادات طباطبایی - فعال حوزه کتاب




