مجموعه داستانکهای عاشورایی به کتابفروشیها آمد
کتاب «دَه؛ مجموعه داستانکهای عاشورایی» نوشته جمعی از نویسندگان کانون ادبی بانوی فرهنگ راهی بازار نشر شد.
جشنواره ده با همکاری انجمن کوچکنویسان (کاف)، کانون بانوی فرهنگ و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شده است.
از مجموع ۴۳۰اثر ارسالی، ۱۰۵داستانک برای چاپ در این مجموعه انتخاب شده و همچنین داستانهای برگزیده بخش نهایی جشنواره کلمات روضه خوان سال قبل نیز در این کتاب جمعآوری شده است. باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، بهمنظور همافزایی بانوان نویسنده و علاقهمندان به نویسندگی توسط چند نفر از بانوان نویسنده کشور تشکیل شده است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم: «روی دیوار کوتاه مدرسه، بچهها همین طور که نردههای روی دیوار را گرفته بودند، راه میرفتند. زنها و مردهای سیاهپوش، موازی هم، این طرف و آن طرف حیاط نشسته بودند. تعزیهای که وسط حیاط میخواندند سر و صدا و گرد و خاکی راه انداخته بود که حتی بچههای روی دیوار هم سر به تماشا چرخانده بودند.
پسرکی از پایین، پشت لباس دخترکی را که نرده را ول کرده بود، کشید. دختر افتاد و صدای جیغ زنها بلند شد. مادر دختر یا حسین گویان خود را به دخترش رساند. سر دختر را که سربند یا حسینش کمی از خون خیس شده بود از روی جدول بلند کرد. صدای شیون زن وهمهمه زنها تعزیه را بههم زد. شمر با لباس قرمز و کلاه خودش بالای جمعیت ایستاد. تعزیهخوانها دیگر نمیخواندند.
شمر دختر را بغل گرفت و به سمت در حیاط دوید. سربند «یا حسین» جلوی در مدرسه از سر دختر افتاد. مرد ی کنار ماشینی ایستاده بود که درهایش باز بود. شمر با احتیاط دختر را داخل ماشین گذاشت. مادر با چشمان پر اشک از او تشکر کرد و سوار شد. شمر برگشت. از در حیاط که تو آمد، سربند «یا حسین» دخترک را برداشت و در حالی که نوشته سربند را میبوسید، دوباره وسط حیاط ایستاد.» انتشارات سوره مهر این اثر را در 124صفحه و با قیمت 25هزار تومان روانه بازار کرده است.
از مجموع ۴۳۰اثر ارسالی، ۱۰۵داستانک برای چاپ در این مجموعه انتخاب شده و همچنین داستانهای برگزیده بخش نهایی جشنواره کلمات روضه خوان سال قبل نیز در این کتاب جمعآوری شده است. باشگاه ادبی بانوی فرهنگ، بهمنظور همافزایی بانوان نویسنده و علاقهمندان به نویسندگی توسط چند نفر از بانوان نویسنده کشور تشکیل شده است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم: «روی دیوار کوتاه مدرسه، بچهها همین طور که نردههای روی دیوار را گرفته بودند، راه میرفتند. زنها و مردهای سیاهپوش، موازی هم، این طرف و آن طرف حیاط نشسته بودند. تعزیهای که وسط حیاط میخواندند سر و صدا و گرد و خاکی راه انداخته بود که حتی بچههای روی دیوار هم سر به تماشا چرخانده بودند.
پسرکی از پایین، پشت لباس دخترکی را که نرده را ول کرده بود، کشید. دختر افتاد و صدای جیغ زنها بلند شد. مادر دختر یا حسین گویان خود را به دخترش رساند. سر دختر را که سربند یا حسینش کمی از خون خیس شده بود از روی جدول بلند کرد. صدای شیون زن وهمهمه زنها تعزیه را بههم زد. شمر با لباس قرمز و کلاه خودش بالای جمعیت ایستاد. تعزیهخوانها دیگر نمیخواندند.
شمر دختر را بغل گرفت و به سمت در حیاط دوید. سربند «یا حسین» جلوی در مدرسه از سر دختر افتاد. مرد ی کنار ماشینی ایستاده بود که درهایش باز بود. شمر با احتیاط دختر را داخل ماشین گذاشت. مادر با چشمان پر اشک از او تشکر کرد و سوار شد. شمر برگشت. از در حیاط که تو آمد، سربند «یا حسین» دخترک را برداشت و در حالی که نوشته سربند را میبوسید، دوباره وسط حیاط ایستاد.» انتشارات سوره مهر این اثر را در 124صفحه و با قیمت 25هزار تومان روانه بازار کرده است.
تیتر خبرها




