پاسخ جمعی از خبرنگاران و کارکنان معاونت سیاسی رسانه ملی به یک نامه پرتناقض
شب نامهنویسان، دوباره دست به کار شدند
همزمان با برگزاری راهپیمایی باشکوه اربعین حسینی که رسانه ملی نقش برجستهای در پرشورتر شدن آن از یکسو و پیگیری مطالبات زائران از سوی دیگر داشت و در آستانه سالگرد فتنهبار دیگر شبنامهنویسی و دروغپراکنی علیه صداوسیما در میانه جنگ ترکیبی با دشمن آغاز شد.
نگارش یک شبنامه با هویت نامعلوم علیه معاونت سیاسی رسانه ملی یادآور بولتنسازیهای امثال کانال های تلگرامی سایه نویس و نیمه محرمانه نمونه بارز آن است. بولتن نویسانی که عوامل آن هم اکنون دوران محکومیت خود را سپری می کنند. جمعی از خبرنگاران و کارکنان معاونت سیاسی رسانه ملی در واکنش به این شبنامه،نامهای را تحریر کردهاند که در پی میآید.
همه آنهایی که شبنامه منتسب به جمعی از خبرنگاران صداوسیما در نقد معاونت سیاسی را خواندهاند
بدیهی است که به دیدگاهها و عملکرد هر کسی میتوان نقد وارد کرد و انتقاد، حق همه زیردستان و زبردستان است. تحولات معاونت سیاسی در دو سال گذشته در امور داخلی معاونت، نحوه انتخاب و پردازش سوژهها و نیز تعامل با خارج معاونت، تحولات عمیقی بوده و از ابتدا نیز برای همه معلوم بوده که نقد و انتقادهایی را بهدنبال خواهد داشت.
اما آنچه اخیرا در شبنامهای مجازی بهعنوان «نامه سرگشاده جمعی از کارکنان و خبرنگاران صداوسیمای جمهوری اسلامی به مقام معظم رهبری» منتشر شده، بیشتر از آنکه انتقاد از نقاطضعف عملکرد معاونت سیاسی در دو سال گذشته باشد، در محترمانهترین تعبیر خواسته یا ناخواسته تخریب نقاطقوت این دو سال است؛ از اینرو خواندن این چند سطر برای روشن شدن بهتر امور، خالی از لطف نیست.
یکی از سیاستهای معاونت سیاسی در دو سال اخیر در حوزه محتوا، کنار گذاشتن دیدگاههای شخصی سردبیران و خبرنگاران در انتخاب سوژههای موضوعی و ضرورت انتخاب سوژه از میان قوانین و دستورالعملهای قانونی لازمالاجرای اجرا نشده بوده است؛ قوانین و دستورالعملهایی که در ادبیات داخلی معاونت سیاسی به آنها اسناد بالادستی گفته میشود.این انتخاب راهبردی موجب شده در خارج سازمان صداوسیما، صدای ذینفعانی که از اجرا نشدن قوانین معطل، سود میبرند یا کسانی که اجرای قوانینی که سالها معطل مانده برای آنها زحمت ایجاد میکند، بلند شود. بهطور مثال وقتی در بلوای «سردفتری و وکالت» بهگونهای برنامهریزی شود که تلاشهای مجلس برای افزودن یک متن قانونی دیگر به قانونهای ضدانحصار سانسور نشود، بدیهی است که همراه با صدای برخی کارکنان ناراضی معاونت، نعرههای کسانی که منافعشان را از دست میدهند از «دکانهای دونبش دنیای رسانه» بلند شود. آقای شمسالدین حسینی، رئیس محترم کمیسیون مربوط در مجلس شورای اسلامی بهصراحت اعلام کردند که اگر صداوسیما کار مجلس را پوشش خبری خوبی نمیداد، در ماجرای مجوزهای کسبوکار به نتیجه نمیرسیدیم.
وقتی در سالی که عنوانش «رشد تولید» است خبرنگاران تشویق شوند بهجای تولید مستندهای پرزرق و برق، کار خبرنگاریشان را بکنند و در معرکه «مجوزهای کسبوکار و تولید» طرف «قانون و مردم و تولیدکننده» بایستند، صدای نعرهها و دندانقروچههای از سر غیظ صاحبان امضاهای طلایی و «بوقچیهای رسانهای»شان و نیز بروکراتهایی که بخش بزرگی از وقتشان صرف سردواندن تولیدکننده میشود، درمیآید.
معاونت سیاسی اکنون در شرایطی است که میتواند با سری بلند اعلام کند در حال انجام کارش در حمایت از تولید و تولیدکننده است. اینجا همانجا ست که بهجای آنکه از نقاطضعف معاونت سیاسی انتقاد شود از نقاط قوتش انتقاد میشود. بهجای آنکه از معاونت سیاسی پرسیده شود چرا آنقدر که در حوزه رشد تولید اقدام کرده در حوزه مهار تورم اقدام نکرده، از عملکردش در حوزه رشد تولید انتقاد میشود.
در دوران تحول معاونت سیاسی چه گذشت؟
در این دو سال تحولات داخلی معاونت سیاسی نیز در جهت کوچک و چابکسازی، حذف و ادغام دفاتر و ستادهای کمبهره، شفافسازی، کاهش هزینهها و فراهمسازی فرصتهای برابر برای خبرنگاران بوده است. طبیعی است که برخی از کارکنان توان کمتری برای تطابق خود با این تحولات دارند و این موضوع ممکن است اسباب دلخوری، نگرانی، اعتراض و رفتارهای دیگر را فراهم کند. افرادی هم که اجرای سیاستهای جدید موجب پیشرفت کاری آنها شده مشغول کارند و صدایی از آنها شنیده نمیشود.
ایجاد بیش از 40 گروه تخصصی در خبرگزاری صداوسیما موجب افزایش سواد تخصصی (در کنار سواد خبرنگاری تلویزیونی) در حوزهها و زیرحوزههای اقتصاد، سیاست، اجتماع و فرهنگ و در نتیجه عمق گرفتن اخبار و گزارشها و حل شدن برخی مشکلات مزمن کشور شده است. همزمان برخی سوژههای مهجور بهواسطه تخصیص گروه و خبرنگار تخصصی از مهجوریت درآمدهاند. حالا تعداد بسیار بیشتری از خبرنگاران بهجای آنکه براساس علایق و در شبکه مشکلات شخصی دنبال سوژه بگردند، نسبت به این موضوع حساس شدهاند که چرا و چه کسانی از اجرای یک قانون، یک دستورالعمل ساده یا یک آییننامه بیهزینه که اجرای آن مشکلات قابلتوجهی را حل میکرد، خودداری کردهاند.
در خبرگزاری صداوسیما به خبرنگاران اجازه داده شد براساس علاقهمندیها و تواناییهای خود در هر یک از این40 گروه تخصصی کار کنند. به خبرنگاران توانمند باشگاه خبرنگاران جوان هم فرصت بیسابقهای برای کار و عرضه آن روی آنتن داده شده است. خبرنگارانی که گزارشهایشان غالبا در ضمیمه خبری ساعت 19 پخش میشد، اکنون در بخشهای اصلی فرصت تولید خبر دارند. بخشی از منابع مالی که نویسندگان شبنامه از تقسیم «به ظاهر عادلانه» آن دلخورند، صرف فرصتسازیها برای همین خبرنگاران توانمند شده است؛ هرچند که معاونت هیچگاه با کمبود منابع مالی برای تولید مواجه نبوده و افزایش درآمد کسی فعلا و تاکنون موجب کاهش درآمد دیگری نشده است. تفاوت دریافتی خبرنگاران توانمند باشگاه خبرنگاران جوان در دو دوره مورد اشاره در شبنامه بهوضوح این را نشان میدهد. این را هم بد نیست بدانید که خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان همان نیروهای قراردادی معاونت هستند؛ نیروهای قراردادی که در شبنامه ادعا شده معاون سیاسی به آنها «نیروهای کمیته امدادی» گفته است. این وصلهها به معاونی که به نیروهای توانمند باشگاه تا این حد میدان میدهد، نمیچسبد.
درباره برنامهسازی در سال انتخابات و حساس کردن افراد کماطلاع از وضعیت برنامهریزی برای انتخابات در معاونت سیاسی هم خوب است یک نکته یادآوری شود. برخلاف یکی از دروغهای گفته شده در این شبنامه، ستاد انتخابات معاونت نه تنها چهار ماه زودتر از دورههای قبل رسما تشکیل شده و تاکنون بیش از جلسات یک سالِ ستاد انتخابات در دورههای گذشته تشکیل جلسه داده، عملکردش در هفته ثبتنام انتخابات، روی آنتن دیده شد و در ماههای بعد نیز دیده خواهدشد.
طبیعی است که در رهگذر تغییرات در خبرگزاری صداوسیما از جمله اضافه شدن نیروهای متخصص در حوزه اقتصاد و معلوم شدن تفاوت گزارشهای تخصصی و غیرتخصصی، دست تعدادی از رفقا از حوزههای پرخبر و «پرمنفعت» کوتاه شده و این دردآور است و البته درد عوارض دارد... .
ماجرای تغییرات ساختمان شیشهای
یکی از عوارض درد، ایراد گرفتن از هر تغییر کوچک و نسبت دادن آن به رأس مجموعه است. موارد مبتذلش را احتمالا در شبنامه منتشر شده به عنوان «نامه تعدادی از کارکنان معاونت سیاسی» خواندهاید. حذف سرویس بهداشتی که ماهها مورد استفاده قرار نگرفتهبوده از آن جمله است. نمونه غیرمبتذلش هم ماجرای ایجاد استودیو در یکی از طبقات و احتمال ریزش سقف طبقه زیرین! است. نویسندگان نامه سعی کردهاند در این فقره از بیاطلاعی افراد خارج معاونت کمال بهره را ببرند. خوب است کسانی که شبنامه را خواندهاند اما ساختمان شیشهای را نمیشناسند، بدانند سالهاست اخبار چند شبکه تلویزیونی نه در یک که در چند استودیو در همان طبقه مورد اشاره روی آنتن میرود. واقعیت این است که اگر بنا بود در ساختمان شیشهای سقفی به خاطر ساخت استودیو بریزد، سالها پیش ریختهبود.کسانی هم که طبقه یک ساختمان شیشهای را ندیدهاند اما از مشکلات به وجود آمده شنیدهاند، همین را بدانند که شکل و شمایل فیزیکی و چینش تحریریه خبر در معاونت سیاسی کاملا منطق با چینش تحریریههای خبری در تلویزیونهای حرفهای است. اتاقها، اتاقکها، دخمهها، دفتر و دستک منشیها حذف شدهاند و همه دارند کنار هم کار میکنند. اتفاقا برای همکاران خانمی که به هر علت نیاز به فضای خصوصی داشته باشند، فضا تخصیص داده شده است. جالب اینکه قبل از تغییرات، اتاق صرف غذا در طبقه یک خبرگزاری مختلط بوده و بسیاری از بانوانی که به علت مختلط بودن این مکان از آن استفاده نمیکردهاند، میتوانند گواهی دهند.
ممکن است کسی معتقد باشد که این چینشها نیاز به اصلاحاتی دارد اما نه اصلاحاتی که مد نظر نویسنده شبنامه است. در چینش نیروی انسانی هم تمام استانداردهای رفاهی و ایمنی (از جمله سرانه تخصیص فضای کار شخصی و عمومی برای هر نفر) کاملا رعایت شده است؛ استانداردهایی که پیش از این رعایت نمیشدهاست.
هر کس نگران بیتالمال است هم در جریان باشد فقط در یک فقره از تحولات در معاونت سیاسی ساختمان شبکه خبر بدون آنکه خللی در آنتن پیش بیاید، با حدود 3800مترمربع زیربنا تحویل سازمان شده تا از پرداخت صدها میلیارد تومان رهن و اجاره سالانه بابت اجاره ساختمان خارج از محوطه «جامجم» جلوگیری شود.
علیه جزیره سازی
با اجرای طرح تحریریه متمرکز، جزیرههای جداگانه در معاونت سیاسی به هم متصل شده و تحت مدیریت واحد قرار گرفتهاند. معدود افرادی که در این جزیرههای مجزا از طریق تعاملات ناسالم مشغول کسب حلال! بودهاند، کوله بارشان را بستهاند تا کاسبیشان را به خارج از معاونت سیاسی منتقل کنند. کاسبی دشوارتر شده و کاسبی دشوار، درد دارد و درد هم صدا دارد...
شبنامهای که علیه معاونت سیاسی نگارش شده، به نظر میرسد حاصل دستکم سهماه کار مداوم و پژوهش! درباره برداشتهای حکیمانه! نگارندگان آن از تحول در معاونت سیاسی است؛ از نوع نگاهشان به «دمپایی» گرفته تا ایرادهایشان به محل پیشنهادی برای ساخت «استودیو». نشان به این نشانی که زمان انتشار شبنامه اواسط شهریور است و زمان برگزاری انتخابات اواسط اسفند و در متن نامه از عبارت «...کمتر از 9 ماه مانده به انتخابات...» استفاده شده است. سطح دانش نویسندگان هم از به کار بردن عباراتی مانند «رغم زدن» و «والامرو الیکم» بعد از سه ماه تلاش برای نوشتن متن پیداست.
ادبیات حاکم بر این شبنامه، ادبیات توهین و دروغ و مقاومت است؛ مقاومت در برابر تحول در کل بخشهای معاونت سیاسی از یک مجموعه اداری ــ رسانهای به یک مجموعه کاملا رسانهای با مدیریت واحد؛ توهینهایی که لابهلای سطور بافته شده و دروغهای مبتذلی از قبیل توهین معاون سیاسی به مدیران سابق معاونت.
تحول در معاونت سیاسی نه کامل اجرا شده و نه آنچه اجرا شده ضرورتا بدون نقص بوده. آنچه مسلم است تحول با قدرت ادامه دارد و هنوز برخی ارکان آن به مرحله اجرا نرسیده است. بدیهی است نقصهای آن (که بسیار کمتر از محاسنش هست) برطرف خواهدشد و قطعی است که برچسب زدن، انگیزه تحول را در معاونت سیاسی کاهش نخواهدداد. مخالفان تحول، مسیرهای دیگر را آزمایش کنند.
همه آنهایی که شبنامه منتسب به جمعی از خبرنگاران صداوسیما در نقد معاونت سیاسی را خواندهاند
بدیهی است که به دیدگاهها و عملکرد هر کسی میتوان نقد وارد کرد و انتقاد، حق همه زیردستان و زبردستان است. تحولات معاونت سیاسی در دو سال گذشته در امور داخلی معاونت، نحوه انتخاب و پردازش سوژهها و نیز تعامل با خارج معاونت، تحولات عمیقی بوده و از ابتدا نیز برای همه معلوم بوده که نقد و انتقادهایی را بهدنبال خواهد داشت.
اما آنچه اخیرا در شبنامهای مجازی بهعنوان «نامه سرگشاده جمعی از کارکنان و خبرنگاران صداوسیمای جمهوری اسلامی به مقام معظم رهبری» منتشر شده، بیشتر از آنکه انتقاد از نقاطضعف عملکرد معاونت سیاسی در دو سال گذشته باشد، در محترمانهترین تعبیر خواسته یا ناخواسته تخریب نقاطقوت این دو سال است؛ از اینرو خواندن این چند سطر برای روشن شدن بهتر امور، خالی از لطف نیست.
یکی از سیاستهای معاونت سیاسی در دو سال اخیر در حوزه محتوا، کنار گذاشتن دیدگاههای شخصی سردبیران و خبرنگاران در انتخاب سوژههای موضوعی و ضرورت انتخاب سوژه از میان قوانین و دستورالعملهای قانونی لازمالاجرای اجرا نشده بوده است؛ قوانین و دستورالعملهایی که در ادبیات داخلی معاونت سیاسی به آنها اسناد بالادستی گفته میشود.این انتخاب راهبردی موجب شده در خارج سازمان صداوسیما، صدای ذینفعانی که از اجرا نشدن قوانین معطل، سود میبرند یا کسانی که اجرای قوانینی که سالها معطل مانده برای آنها زحمت ایجاد میکند، بلند شود. بهطور مثال وقتی در بلوای «سردفتری و وکالت» بهگونهای برنامهریزی شود که تلاشهای مجلس برای افزودن یک متن قانونی دیگر به قانونهای ضدانحصار سانسور نشود، بدیهی است که همراه با صدای برخی کارکنان ناراضی معاونت، نعرههای کسانی که منافعشان را از دست میدهند از «دکانهای دونبش دنیای رسانه» بلند شود. آقای شمسالدین حسینی، رئیس محترم کمیسیون مربوط در مجلس شورای اسلامی بهصراحت اعلام کردند که اگر صداوسیما کار مجلس را پوشش خبری خوبی نمیداد، در ماجرای مجوزهای کسبوکار به نتیجه نمیرسیدیم.
وقتی در سالی که عنوانش «رشد تولید» است خبرنگاران تشویق شوند بهجای تولید مستندهای پرزرق و برق، کار خبرنگاریشان را بکنند و در معرکه «مجوزهای کسبوکار و تولید» طرف «قانون و مردم و تولیدکننده» بایستند، صدای نعرهها و دندانقروچههای از سر غیظ صاحبان امضاهای طلایی و «بوقچیهای رسانهای»شان و نیز بروکراتهایی که بخش بزرگی از وقتشان صرف سردواندن تولیدکننده میشود، درمیآید.
معاونت سیاسی اکنون در شرایطی است که میتواند با سری بلند اعلام کند در حال انجام کارش در حمایت از تولید و تولیدکننده است. اینجا همانجا ست که بهجای آنکه از نقاطضعف معاونت سیاسی انتقاد شود از نقاط قوتش انتقاد میشود. بهجای آنکه از معاونت سیاسی پرسیده شود چرا آنقدر که در حوزه رشد تولید اقدام کرده در حوزه مهار تورم اقدام نکرده، از عملکردش در حوزه رشد تولید انتقاد میشود.
در دوران تحول معاونت سیاسی چه گذشت؟
در این دو سال تحولات داخلی معاونت سیاسی نیز در جهت کوچک و چابکسازی، حذف و ادغام دفاتر و ستادهای کمبهره، شفافسازی، کاهش هزینهها و فراهمسازی فرصتهای برابر برای خبرنگاران بوده است. طبیعی است که برخی از کارکنان توان کمتری برای تطابق خود با این تحولات دارند و این موضوع ممکن است اسباب دلخوری، نگرانی، اعتراض و رفتارهای دیگر را فراهم کند. افرادی هم که اجرای سیاستهای جدید موجب پیشرفت کاری آنها شده مشغول کارند و صدایی از آنها شنیده نمیشود.
ایجاد بیش از 40 گروه تخصصی در خبرگزاری صداوسیما موجب افزایش سواد تخصصی (در کنار سواد خبرنگاری تلویزیونی) در حوزهها و زیرحوزههای اقتصاد، سیاست، اجتماع و فرهنگ و در نتیجه عمق گرفتن اخبار و گزارشها و حل شدن برخی مشکلات مزمن کشور شده است. همزمان برخی سوژههای مهجور بهواسطه تخصیص گروه و خبرنگار تخصصی از مهجوریت درآمدهاند. حالا تعداد بسیار بیشتری از خبرنگاران بهجای آنکه براساس علایق و در شبکه مشکلات شخصی دنبال سوژه بگردند، نسبت به این موضوع حساس شدهاند که چرا و چه کسانی از اجرای یک قانون، یک دستورالعمل ساده یا یک آییننامه بیهزینه که اجرای آن مشکلات قابلتوجهی را حل میکرد، خودداری کردهاند.
در خبرگزاری صداوسیما به خبرنگاران اجازه داده شد براساس علاقهمندیها و تواناییهای خود در هر یک از این40 گروه تخصصی کار کنند. به خبرنگاران توانمند باشگاه خبرنگاران جوان هم فرصت بیسابقهای برای کار و عرضه آن روی آنتن داده شده است. خبرنگارانی که گزارشهایشان غالبا در ضمیمه خبری ساعت 19 پخش میشد، اکنون در بخشهای اصلی فرصت تولید خبر دارند. بخشی از منابع مالی که نویسندگان شبنامه از تقسیم «به ظاهر عادلانه» آن دلخورند، صرف فرصتسازیها برای همین خبرنگاران توانمند شده است؛ هرچند که معاونت هیچگاه با کمبود منابع مالی برای تولید مواجه نبوده و افزایش درآمد کسی فعلا و تاکنون موجب کاهش درآمد دیگری نشده است. تفاوت دریافتی خبرنگاران توانمند باشگاه خبرنگاران جوان در دو دوره مورد اشاره در شبنامه بهوضوح این را نشان میدهد. این را هم بد نیست بدانید که خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان همان نیروهای قراردادی معاونت هستند؛ نیروهای قراردادی که در شبنامه ادعا شده معاون سیاسی به آنها «نیروهای کمیته امدادی» گفته است. این وصلهها به معاونی که به نیروهای توانمند باشگاه تا این حد میدان میدهد، نمیچسبد.
درباره برنامهسازی در سال انتخابات و حساس کردن افراد کماطلاع از وضعیت برنامهریزی برای انتخابات در معاونت سیاسی هم خوب است یک نکته یادآوری شود. برخلاف یکی از دروغهای گفته شده در این شبنامه، ستاد انتخابات معاونت نه تنها چهار ماه زودتر از دورههای قبل رسما تشکیل شده و تاکنون بیش از جلسات یک سالِ ستاد انتخابات در دورههای گذشته تشکیل جلسه داده، عملکردش در هفته ثبتنام انتخابات، روی آنتن دیده شد و در ماههای بعد نیز دیده خواهدشد.
طبیعی است که در رهگذر تغییرات در خبرگزاری صداوسیما از جمله اضافه شدن نیروهای متخصص در حوزه اقتصاد و معلوم شدن تفاوت گزارشهای تخصصی و غیرتخصصی، دست تعدادی از رفقا از حوزههای پرخبر و «پرمنفعت» کوتاه شده و این دردآور است و البته درد عوارض دارد... .
ماجرای تغییرات ساختمان شیشهای
یکی از عوارض درد، ایراد گرفتن از هر تغییر کوچک و نسبت دادن آن به رأس مجموعه است. موارد مبتذلش را احتمالا در شبنامه منتشر شده به عنوان «نامه تعدادی از کارکنان معاونت سیاسی» خواندهاید. حذف سرویس بهداشتی که ماهها مورد استفاده قرار نگرفتهبوده از آن جمله است. نمونه غیرمبتذلش هم ماجرای ایجاد استودیو در یکی از طبقات و احتمال ریزش سقف طبقه زیرین! است. نویسندگان نامه سعی کردهاند در این فقره از بیاطلاعی افراد خارج معاونت کمال بهره را ببرند. خوب است کسانی که شبنامه را خواندهاند اما ساختمان شیشهای را نمیشناسند، بدانند سالهاست اخبار چند شبکه تلویزیونی نه در یک که در چند استودیو در همان طبقه مورد اشاره روی آنتن میرود. واقعیت این است که اگر بنا بود در ساختمان شیشهای سقفی به خاطر ساخت استودیو بریزد، سالها پیش ریختهبود.کسانی هم که طبقه یک ساختمان شیشهای را ندیدهاند اما از مشکلات به وجود آمده شنیدهاند، همین را بدانند که شکل و شمایل فیزیکی و چینش تحریریه خبر در معاونت سیاسی کاملا منطق با چینش تحریریههای خبری در تلویزیونهای حرفهای است. اتاقها، اتاقکها، دخمهها، دفتر و دستک منشیها حذف شدهاند و همه دارند کنار هم کار میکنند. اتفاقا برای همکاران خانمی که به هر علت نیاز به فضای خصوصی داشته باشند، فضا تخصیص داده شده است. جالب اینکه قبل از تغییرات، اتاق صرف غذا در طبقه یک خبرگزاری مختلط بوده و بسیاری از بانوانی که به علت مختلط بودن این مکان از آن استفاده نمیکردهاند، میتوانند گواهی دهند.
ممکن است کسی معتقد باشد که این چینشها نیاز به اصلاحاتی دارد اما نه اصلاحاتی که مد نظر نویسنده شبنامه است. در چینش نیروی انسانی هم تمام استانداردهای رفاهی و ایمنی (از جمله سرانه تخصیص فضای کار شخصی و عمومی برای هر نفر) کاملا رعایت شده است؛ استانداردهایی که پیش از این رعایت نمیشدهاست.
هر کس نگران بیتالمال است هم در جریان باشد فقط در یک فقره از تحولات در معاونت سیاسی ساختمان شبکه خبر بدون آنکه خللی در آنتن پیش بیاید، با حدود 3800مترمربع زیربنا تحویل سازمان شده تا از پرداخت صدها میلیارد تومان رهن و اجاره سالانه بابت اجاره ساختمان خارج از محوطه «جامجم» جلوگیری شود.
علیه جزیره سازی
با اجرای طرح تحریریه متمرکز، جزیرههای جداگانه در معاونت سیاسی به هم متصل شده و تحت مدیریت واحد قرار گرفتهاند. معدود افرادی که در این جزیرههای مجزا از طریق تعاملات ناسالم مشغول کسب حلال! بودهاند، کوله بارشان را بستهاند تا کاسبیشان را به خارج از معاونت سیاسی منتقل کنند. کاسبی دشوارتر شده و کاسبی دشوار، درد دارد و درد هم صدا دارد...
شبنامهای که علیه معاونت سیاسی نگارش شده، به نظر میرسد حاصل دستکم سهماه کار مداوم و پژوهش! درباره برداشتهای حکیمانه! نگارندگان آن از تحول در معاونت سیاسی است؛ از نوع نگاهشان به «دمپایی» گرفته تا ایرادهایشان به محل پیشنهادی برای ساخت «استودیو». نشان به این نشانی که زمان انتشار شبنامه اواسط شهریور است و زمان برگزاری انتخابات اواسط اسفند و در متن نامه از عبارت «...کمتر از 9 ماه مانده به انتخابات...» استفاده شده است. سطح دانش نویسندگان هم از به کار بردن عباراتی مانند «رغم زدن» و «والامرو الیکم» بعد از سه ماه تلاش برای نوشتن متن پیداست.
ادبیات حاکم بر این شبنامه، ادبیات توهین و دروغ و مقاومت است؛ مقاومت در برابر تحول در کل بخشهای معاونت سیاسی از یک مجموعه اداری ــ رسانهای به یک مجموعه کاملا رسانهای با مدیریت واحد؛ توهینهایی که لابهلای سطور بافته شده و دروغهای مبتذلی از قبیل توهین معاون سیاسی به مدیران سابق معاونت.
تحول در معاونت سیاسی نه کامل اجرا شده و نه آنچه اجرا شده ضرورتا بدون نقص بوده. آنچه مسلم است تحول با قدرت ادامه دارد و هنوز برخی ارکان آن به مرحله اجرا نرسیده است. بدیهی است نقصهای آن (که بسیار کمتر از محاسنش هست) برطرف خواهدشد و قطعی است که برچسب زدن، انگیزه تحول را در معاونت سیاسی کاهش نخواهدداد. مخالفان تحول، مسیرهای دیگر را آزمایش کنند.




