خنجر از پشت در شب‌نامه بی‌هویت

نگاهی به برخی نامه‌نگاری‌های یکسویه‌نگر در رسانه ملی

خنجر از پشت در شب‌نامه بی‌هویت

در روزگار قحطی انصاف، ناسپاسانی غیرمنصفی که مدعیان اشتغال در معاونت سیاسی رسانه‌ملی هستند، به دروغ یا به‌درستی و البته با بهره‌گیری از صنعت اغراق در ادبیات، عملکرد معاون سیاسی را بهانه قرار داده و تا توانستند در آستانه سالگرد اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ گزک به دست دشمن داده و برای ابررسانه‌های بیگانگان و‌معاندان خوراک تهیه کرده و آنها را از شوک استعفای ثابتی‌ها و تبعات تلخ پامال کردن کرامت‌های انسانی در آن شبکه‌ها، خارج کردند.

نامه‌ای که اولا غلوآمیز است، ثانیا مثل خروس بی‌محل بانگ نابهنگام دارد و ثالثا بدون هیچ گونه توجیه موجهی، سرگشاده است و رابعا با یک تیر، چند نشان را هدف قرار داده و با تهاجم به رئیس رسانه‌ملی، علاوه بر انتصابات و محتوای سند تحول، شوربختانه حکم ابلاغی مقام معظم رهبری را نیز زیر سؤال برده و با ظاهری ارادتمندانه، اما مرموزانه نگاشته شده است.
   
نقد، قواعدی دارد
اینجانب تأکید می‌کنم اصل نقد را حتی از مافوق اول یا سایر مافوق‌ها در سلسله مراتب سازمانی قبول داشته و نه‌تنها آن را قربانی منفی‌نگری مدیران مافوق نمی‌کنم، بلکه آن را به تعبیر امام صادق(ع) هدیه دانسته و از طرفی منتقدان را مشاوران و ارزیابان بی‌مزد و مواجب مدیران دانسته تا استقرار در کاخ شیشه‌ای برای مدیران ملموس شود، اما به‌شدت با رعایت نکردن قواعد انتقاد مخالف بوده و همیشه معتقد به رعایت انصاف و همزمانی نقد و مدح بوده و با منفی اندیشی‌ها مشکل دارم، ضمن این‌که در مقام نقد بر اولویت‌بندی‌های اساسی تأکید دارم و طرح مسائل دم دستی را آفت جاافتادگی مسائل مهم‌تر می‌دانم. آنچه پیشتر از سایر مطالب مندرج در این نامه برایم تأسف بار بود، کوتاهی سقف اندیشه‌های سیاسی و سازمانی مدعیان تأثیرگذاری خبری و تحلیل در سال‌های قبل از عصر تحول در رسانه‌ملی است که متأسفانه تداعی زخم‌نشینی و مگس صفتی در برابر رویکرد‌های بزرگ و موفقیت‌های سترگ در عرصه‌های مختلف می‌کند ازجمله در همین معاونت سیاسی در به دست گرفتن روایت اول، مستند روایی‌ها، تحلیل‌ها، پردازش خبرها، اشرافیت خبری و گزارش‌های میدانی بسیار تعیین کننده. 
خوش‌تر آن باشد که سر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران
   
فشار درون سازمانی
در این زمینه کافی است که فقط اشاره کنم به‌واسطه همین تأثیرگذاری‌ها، شخص آقای دکتر جبلی در فاصله زمانی سه ماه، پنج بار تحریم شده و این تحریم‌ها حتی مدیران دوره تحولی رسانه‌ملی را نیز بی‌نصیب نگذاشته است. کاری که نگارندگان این نامه انجام داده‌اند، با توجه به دلایلی که متذکر شده‌ام، بیشتر از نفوذی‌ها برمی‌آید که اولین جلوه‌اش، فروکردن خنجر از پشت است، بنابراین من هنوز منتظر تکذیب انتساب این نامه به کارکنان خدوم معاونت سیاسی هستم که اغلب آنها در روزگار غربت و سلبریتی پروری غالب معاونت‌ها و شبکه‌ها، بصیرت افزایی سیاسی و مدیریتی می‌کردند. کسی نباید تردید کند که دشمن برای تکرار آشوب‌ها در سالگرد اغتشاشات، دنبال بهانه‌جویی، مناسبت سازی، کشته سازی، ذهنیت سازی، زمینه سازی برای عصبی‌سازی اقشار مختلف به‌خصوص نسل‌های نوست و این نامه تفصیلی و مطول، حتی از تعمیرات و تغییرات فیزیکی و عمرانی هم نگذشته و در نارفیقانه‌ترین ارتباطات درون سازمانی از اصطلاحات غیررسمی هم گذشت نکرده و تخریب، جایگزین نقد منصفانه و سازنده شده است.
   
یک‌تنه در محضر قاضی
 چگونه این آقایان مدعی حضور، اشتغال و جامع نگری رسانه‌ملی هستند، در حالی‌که از اعتراف به موفقیت‌های بلاانکار رسانه‌ملی در قبال طرح خبری یا تصویری و نیز سریالی مسائل مهم جامعه، استنکاف کرده و مشابه سیاست‌گذاری‌ شبکه‌های غیرخودی، سانسورمحور عمل می‌کنند؟! راستی مگر شما در خبر مدینه فاضله ساخته بودید که الان این‌همه دردناکانه قلم می‌زنید؟! مگر پیامبر (ص) نفرمود: مدح را مقدم بر نقد قرار دهید؟! مگر در فرهنگ دینی ما بر اجتناب از سوءظن تأکید نشده است؟! علت چنین فریاد بلندی چیست؟! چرا تا این اندازه ساده‌لوحانه و تحریک شده، رویش چهره‌های خبری و تحلیلی، ادغام بعضی از مجموعه‌های خبری، اضافه شدن تحلیل‌های اقتصادی که کمک کار بخش اقتصادی دولت و حتی کمیسیون‌های اختصاصی مجلس و شورای شهر و سایر بخش‌های اقتصادی از جمله بخش خصوصی هستند، مورد هجمه قرار گرفته و زحمت مدیران و دبیران کنونی تحریریه، نادیده یا حتی منفی دیده شده است؟
   
ولایت‌پذیری یا لفاظی؟
تبعیت از ولایت به ذکر عبارات آقاجان و مقتدای ما محدود نمی‌شود، بلکه در عمل باید به مدیران و مجریان خط مقدم رسانه‌ملی که در خود رسانه‌ملی در خط مقدم آرایش دفاعی و تهاجمی نظام، قرار داشته و در حال جهاد تبیین است، کمک رساند. استفاده از ادبیات متداول فتنه‌گران و نیز شبکه‌های فتنه آفرین خارجی یا حتی هم اصطلاحی با پادو‌های آنها در فضای مجازی، کار شاقی نیست و در اصل طولانی کردن فهرست اسم رمز‌هایی است که فتنه آفرین‌ها، یکی پس از دیگری تست کرده و منتظر واکنش‌های جامعه در قبال آنها هستند تا دوباره چرخ‌های پیشرفت و نیز گردونه اقتصاد کشور را در آشوب‌های خیابانی متوقف ساخته و فلج شدن همه جانبه ایران عزیز را آرزو کنند، هم آنان که به‌خاطر دستمالی، قصر قیصر را به آتش می‌کشند. نصیحت برادرانه من به نگارندگان نامه که البته عنوان دارند، اما هویت نداشته و بیشتر شبیه یک سوءاستفاده است، این است که تا دیر نشده یا تکذیب کنند  یا اعتدال پیشه کرده و مانع القای سیاه‌نمایی شوند و خودشان بر زخم‌های خودساخته مرهم گذارند.
   
فتنه‌سازی در قرارگاه فرهنگی
در فراز پایانی، تأکید می‌کنم اقلیت جوسالار، با ضمیمه کردن این‌گونه مستندات در راستای اکثریت نمایی خویش به تکاپو می‌افتند و اینها ظلم به اکثریت مردمی هستند که در ادامه سلسله لبیک‌ها به فراخوان‌های سیاسی و مذهبی نظام و رسانه‌ملی که پرچمدار و فرمانده قرارگاه فرهنگی نظام در عرصه نبرد‌ها و فعالیت‌های رسانه‌ای در قالب جهاد تبیین است، این روز‌ها افتخار بزرگ پیاده روی عظیم اربعین را با رکوردزنی داخلی و بین‌المللی به خود اختصاص داده و ناظران سیاسی جهان را انگشت به دهان کرده و به محاق فرو برده‌اند. آقایان اگر ولایت پذیرید، یادتان باشد که مقام معظم رهبری بار‌ها تأکید فرمودند که جدول دشمن را حل نکنید و در زمین دشمن بازی نکنید، یعنی بازیچه دشمن نشده و از تحسین آنها به صحت عمل خود شک کنید. در پایان اضافه می‌کنم که در دو سال گذشته، علاوه بر تولید سریال‌ها و برنامه‌های فاخر، بار‌ها شاهد پیشقدمی رسانه‌ملی در روایت اول بودیم. رسانه‌ملی از جامعه آشوب زدایی کرد و به‌عنوان یکی از ارکان امنیت جامعه در شورای امنیت کشور به نقش آفرینی پرداخت و بسیار حیف است که به‌جای واقع بینی، عینک بدبینی یا حتی عینک خوشبینی زده و مسائل مهم سازمانی و جامعه را کانالیزه بنگریم.

هادی ابراهیمی کیاپی - دانشیارعلوم سیاسی