انتخابهای سطحی و بدون فكر عاقبت خوبی ندارد
منصوره نیكوگفتار، روان شناس در این باره میگوید: معمولا معیارهای ازدواج، همان چیزهایی هستند كه موفقیت و یا شكست در ازدواج را تعیین میكنند. اگر انتخاب درست باشد، نتیجه آن خوشبختی خواهد بود و اگر سطحی و گذرا باشد، ازدواج را به شكست و ناكامی میكشاند. زنان و مردان در هر سنی باید این را بدانند كه انتخابهای سطحی و بدون فكر ممكن است عاقبت خوبی نداشته باشد. باید دقت كنند شخصی را كه برای ازدواج انتخاب میكنند، آیا شخصیت اجتماعی و مجموعه حركات، رفتارها، آداب معاشرت و برخورد اجتماعیاش با عقایدشان همخوان است یا نه. بسیاری از زنان و مردان تنها به واسطه ارتباطات كوتاه یا بلندمدت دوران آشنایی احساس میكنند یكدیگر را شناخته و از روحیات و خلقیات هم با خبر شدهاند و میتوانند در كنار هم خوشبخت زندگی كنند. اما گاهی اوقات دوران آشنایی نمیتواند به شناخت كافی منجر شود. به نظر كارشناسان، ازدواج با یك نفر، ازدواج با كل وجود او و همه ابعاد زندگی اوست. بنابراین، شناختهای چند جلسهای شناختهای كلیشهای و غیرجدی محسوب میشوند كه محدود به چند بعد شخصیت فرد است و ابعاد دیگر شخصیت وی را پنهان نگه میدارد و حقیقت وجود او را افشا نمیكند. پس هرگز برای یك ازدواج خوب و موفق، نمیتوان به این شناختها بسنده كرد. این نوع آشنایی، پاسخگوی شناخت درست و كامل نیست و باید به تمام جوانب دقت كرد تا بتوان زندگی خوبی داشت و بعد از ازدواج شوكه نشد. از سوی دیگر ازدواج با فردی كه فرزند دارد، مشكلات خاص خودش را دارد. این زوجها تصور میكنند كه با ازدواج، میتوانند جلوی مخالفت فرزند یا فرزندان را بگیرند كه این دید اشتباه است. آنها باید ابتدا رضایت فرزندان را جلب كنند، بعد وارد زندگی مشترك شوند. از سوی دیگر باید دید همسر آمادگی زندگی در كنار فرزند را دارد یا خیر. مشاوران بسیاری داشتم كه بعد از ازدواج نتوانسته بودند با فرزند همسر ارتباط برقرار كنند و اختلافات در
زندگی شان شروع شده بود.
زندگی شان شروع شده بود.




