نسخه Pdf

چیستی تقوا

چیستی تقوا

تقوا یعنی چه؟ یعنی خودنگهداری. خودنگهداری یعنی چه؟ یعنی تسلط بر نفس.

حضرت‌علی علیه‌السلام می‌فرماید: تقوای الهی یک خاصیتش این است که انسان را از محرمات الهی نگهداری می‌کند. خاصیت دیگرش این است که خوف خدا را در دل انسان جایگزین می‌سازد. قرآن در باب روزه می‌گوید: ای مردم باایمان برای شما روزه فرض شده است همچنان که برای پیشینیان شما فرض شده بود، چرا؟ قرآن فلسفه را هم ذکر می‌کند: لَعَلَّکمْ تَتَّقونَ‏ برای این‌که در شما روح تقوا و ملکه تقوا پیدا بشود. ملکه تقوا یعنی چه؟ یعنی‏ تسلط بر نفس. تسلط برنفس همان است که امام صادق(ع) فرمود ربوبیت‏(الْعُبُودیةُ جوهَرَةٌ کنْهُهَا الرُّبوبیة)..پس اگر ما ماه رمضانی را گذراندیم، شب‌های احیایی را گذراندیم، روزه‌های متوالی را گذراندیم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس کردیم که بر شهوات خودمان بیش از پیش از ماه رمضان مسلط هستیم، بر عصبانیت خودمان از سابق بیشتر مسلطیم، بر چشم خودمان بیشتر مسلطیم، بر زبان خودمان بیشتر مسلط هستیم، بر اعضا و جوارح خودمان بیشتر مسلط هستیم و بالاخره بر نفس خودمان بیشتر مسلط هستیم و می‌توانیم جلوی نفس اماره را بگیریم، این علامت قبولی روزه ماست. اما اگر ماه رمضانی گذشت و تمام شد و حظ ما از ماه رمضان ـــ آن‏طور که پیغمبر اکرم(ص) فرمود که بعضی از مردم حظ‌شان از روزه فقط گرسنگی وتشنگی است ـــ فقط این بوده که یک ماه یک گرسنگی‌هایی و یک تشنگی‌هایی کشیدیم، یک بدحالی پیدا کردیم و در نتیجه این بدحالی قدرت ما بر کارکردن کمتر شد و بعد آمدیم روزه را متهم کردیم که روزه هم شد کار در دنیا؟! این علامت قبول نشدن روزه ماست. درصورتی که اگر انسان در ماه رمضان روزه‌گیر واقعی باشد، اگر واقعا به خودش گرسنگی بدهد و همین‌طور که گفته شده، سه وعده غذا را تبدیل به دو وعده کند، یعنی قبلا یک صبحانه و یک ناهار و یک شام می‌خورد، حالا دیگر ناهار نداشته باشد، افطارش فقط به اندازه یک صبحانه مختصر باشد، بعد هم سحر نه خیلی زیاد بر معده تحمیل کند بلکه یک غذای متعارف بخورد، بعد احساس می‌کند که هم نیروی بدنی‏‌اش بر کار افزایش پیدا کرده و هم نیروی روحی‌اش بر کار خیر و برای تسلط بر نفس. این حداقل عبادت است. قرآن و نهج البلاغه و امام جعفر صادق(ع) و امام زین العابدین(ع) هرچه کلمات را متفرق و به زبان‌های مختلف گفته باشند ولی وقتی که شما نگاه می‌کنید، می‌بینید همه یک حقیقت را دریافته‌‏اند و یک حقیقت را ذکر می‌کنند. ما در دو آیه‏ از آیات قرآن اینچنین می‌خوانیم، یعنی در دو جا این آیه تکرار شده است: یاایهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ ای اهل ایمان! از نماز و از صبر که به روزه تفسیر شده است، کمک بگیرید. این تعبیر خیلی عجیب است! به ما می‌گویند از نماز استمداد کن، از روزه استمداد کن، یعنی تو نمی‏‌دانی که این نماز چه منبع نیرویی است! این روزه چه منبع نیرویی است! اگر به شما گفتند نماز بخوانید، شما را به یک منبع نیرو هدایت کرده‌اند و اگر گفته‌اند روزه بگیرید شما را به یک منبع نیرو هدایت کرده‌اند. برای این‌که بر‌نفس و روح خودتان مسلط بشوید نماز بخوانید و روزه بگیرید. الْعُبودیةُ جَوْهَرَةٌ کنْهُهَا الرُّبوبیةُ.
حال آیا این ربوبیت و تسلط به همین جا خاتمه پیدا می‌کند؟ نه، درجات ومراتب دارد. به هردرجه که شما درمسیرعبودیت جلو بروید ربوبیت پیدا می‌کنید و به اصطلاح ولایت یعنی تسلط پیدا می‌کنید.
 
برگرفته از کتاب آزادی‌های معنوی
استاد شهید مرتضی مطهری