نسخه Pdf

رئالیسم وهمی در روستا

با نگاهی به کتاب «فاطو و پری دریایی»

رئالیسم وهمی در روستا

شرایط مختلف اجتماعی و سیاسی، اعتقادات مذهبی، کوچ‌های دسته‌جمعی، شکست در جنگ و غلبه فرهنگی قوم پیروز، همواره بر جریان ادبیات تأثیرگذار بوده است. نمونه تاثیرگذاری شرایط بر هنر و بعدها بر ادبیات کهن زن‌سالاری در پارینه‌سنگی بوده که در دوره یکجانشینی جای خود را به مرد داده است.

نمونه تأثیر سیاست بر شکل‌گیری یا تقویت یک‌جریان ادبی جداشدن جلال آل‌احمد از حزب توده است. جلال به‌دنبال اختلاف نظرگاه با حزب توده و مبارزه با پهلوی، به دیدگاه جدیدی به نام «غرب‌زدگی» رسید. او و همفکرانش احتمالا عامل بدبختی مردم را در شهر و مظاهر تمدن می‌دانستند. بنابراین برای مقابله با غرب سراغ ثبت و زنده‌نگه‌داشتن سنت‌های دیرینه رفتند و ادبیات اقلیمی و بوم‌نگاری قوت یافت. آل‌احمد با نوشتن اورازان و تات‌نشین‌های بلوک زهرا پرچمدار این نوع ادبیات بود. غلامحسین ساعدی، سیمین دانشور، بزرگ علوی، صادق چوبک، حسینقلی مستعان و... نیز در ادبیات اقلیمی و روستایی قلم زده‌اند. اما هر نوشتاری را که در دهی می‌‌گذرد نمی‌توان ادبیات روستایی نامید. بهتر است روستایی‌نویسی را زیرگونه ادبیات اقلیمی بدانیم. در ادبیات اقلیمی باید ویژگی‌های یک منطقه به‌خوبی جانمایی شود. از ویژگی‌های جغرافیایی تا فرهنگی مثل لباس، لهجه، اعتقادات، روابط و مناسبات میان افراد و... .
حال اگر همین عوامل در روستا باشد می‌توان گفت داستان روستایی شکل گرفته اما توجه داشته باشید این‌که فقط مکان داستان اقلیم یا روستایی خاص باشد نمی‌توان آن را به این نوع نسبت داد. اگر این عوامل در آفرینش داستان تأثیر داشته و تعداد آنها به میزان قابل‌تأملی باشد، آن‌گاه داستان روستایی شکل گرفته است. مکان داستان هرچه‌مشخص‌تر، ارزش مطالعاتی آن بیشتر است. لامکان و لازمانی امروزه در داستان‌ها، به‌خصوص داستان‌های رئال امتیاز محسوب نمی‌شود. در میان هم‌روزگاران ما محمود دولت‌آبادی را نمی‌توان از ادبیات اقلیمی و روستایی حذف کرد. «جای خالی سلوچ» رمانی است که فقط در روستایی حوالی خراسان می‌تواند پدید آید.
   
«امین فقیری» از اولین نویسندگان داستان روستایی
در کنار دولت‌آبادی، امین فقیری جزو اولین نویسندگان داستان روستایی است. او پیش از انقلاب داستان‌هایی درباره مشکلات روستاییان نوشت که بسیار مورد توجه قرار‌گرفت. سال‌ها بعد از میان 12 کتاب او گزیده‌هایی در کتاب «فاطو و پری دریایی» جمع شد. برخی از این داستان‌ها به معنای درست روستایی هستند. در داستان «همسایگان» مؤلفه‌های زیادی از روستا وجود ندارد اما «گل‌بس دیگه نمی‌لرزی» وضع بهتری دارد. گل‌بس، دختری چوپان است که مراوداتش با اهالی از جنس بومی و روستایی است. مواجهه مردمان با بیماری و مشکل گل‌بس مختص روستاست. در شهر این نوع برخورد دخالت در زندگی شخصی نام دارد. در «دو چشم کوچک خندان» نوعی دیگر از تاثیرگذاری خرافات را بر زندگی یک خانواده می‌بینیم. کودکی متولد شده که سری بزرگ و چشمانی خندان دارد و دهاتی‌ها معتقدند بدیمن‌وقدم است. نویسنده ضمن خلق یک شخصیت گروتسک فضایی وهم‌انگیز ساخته است. در داستانی که عنوان کتاب از آن گرفته شده، این مؤلفه‌ها به اوج می‌رسد. در فاطو و پری دریایی، حمدو به دریا رفته و بازنگشته‌است اما فاطو حتی در پی غیبت 20 ساله شوهرش باز منتظر اوست. تمام عوامل از طبیعت جنوب گرفته تا باورها طوری درهم تنیده شده که در اقلیم دیگری اصلا داستان شکل نمی‌گرفت. در شمال ایران هم دریا و خطراتش هست اما فرهنگ جنوب این داستان را می‌سازد و فرهنگ شمال داستان گیله‌مرد را. مهم این است که بدانیم ما یک داستان مستقل از محیط نداریم که صرفا برایش به‌دنبال خانه بگردیم. روستا جان می‌دهد برای خلق فضای وهمی. در برخی از داستان‌های فقیری که نام برده شد، فضای وهم‌آلود ترسیم شده و روستا از پس پرده‌ای مه‌آلود دیده می‌شود. اهالی روستایی که فاطو در آن ساکن است روابط منحصربه‌فرد دارند. این روابط باعث شکل‌گیری پیرنگ شده؛ به‌عنوان‌نمونه اعتقاد به شورچشمی عصمت، زنی فقیر و عجیب، باعث می‌شود فاطو برایش پیش‌کشی ‌ببرد و همین بخشی از زنجیره داستان می‌شود. فقیری فقط روایتگر شاهد نیست، او ضمن نمایش‌دادن، نقد کرده و پشت پرده عقاید خرافی را رو می‌کند. مثل پری دریایی که مشخص می‌شود به قول فرنگی‌ها پای کارما در کار بوده است. تفاوت کار آقای فقیری در این است که خواننده در پایان متوجه می‌شود جادو و عوامل ماورایی در کار نبوده و بسیاری از این تصورات را می‌شکند، اتفاقی که در رئالیسم جادویی مارکز نمی‌افتد. خواننده «صدسال‌تنهایی» همچنان حس می‌کند مارکز از دنیایی حرف می‌زند که واقعا این اتفاقات آنجا می‌افتد یعنی جادو و اتفاقات غریب در آن جهان وجود دارد. یا در داستان‌ «مثل دست تاریک دست روشن» گلشیری بسیاری عوامل در ابهام می‌مانند اما فقیری نشان می‌دهد جهان او عادی است که جهل عده‌ای آن را مبهم جلوه داده است. درواقع نویسنده با نوعی جهان‌بینی وارد داستان می‌شود و آن را مانند آبی زیرکاه به جریان می‌ندازد که غلوآمیز و غیرهنری نباشد.

سمیه جمالی - نویسنده