پیازداغ زیاد را عشق است

پیازداغ زیاد را عشق است


 مجری مراسم اختتامیه سی‌و‌هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر، وقتی قصد تاكید بر شایستگی ایرانی‌ها و تعریف از آنها نزد مهمانان خارجی را داشت، از هموطنان حاضر در سالن خواست لابه‌لای انگلیسی حرف زدنش با همین مضامین، تشویق ممتد خود را حفظ و به اصطلاح پیازداغش را زیاد كنند! این شاید مناسب‌ترین تعریف و عبارت درباره جشنواره جهانی فیلم فجر هم باشد؛ یك جشن و دورهمی سینمایی ایرانی با گرایش جهانی كه پیازداغش را زیاد كرده اند و خودشان (برگزاركنندگان جشنواره و دوستان و همكارانشان) بیش از آنچه استحقاقش را دارد، تحویلش می‌گیرند. با این حال، ما پیشی ناسپاسی نیستیم و آنچنان كه در ادامه می‌آید، خوب و بدش را با هم می‌بینیم.
 جشنواره‌ای «جهانی» كه مهم‌ترین و مشهورترین آثارش، فیلم‌های داخلی باشد و مخاطبان بیشتر برای دیدن همین فیلم‌های جدید ایرانی - كه عمدتا فیلم‌های پشت خط مانده جشنواره ملی فیلم فجر هستند - سر و دست بشكنند، حتما یك جای كارش می‌لنگد. این بیشتر به تعارف ایرانی می‌ماند كه برای خالی نبودن عریضه، یك بفرمای نصفه و نیمه‌ای هم به برخی فیلم‌های عموما بی نام و نشان جهان زده اند؛ آثاری كه باوجود برخی امتیازات، تماشای آنها مخاطب شیفته سینما را ابدا به وجد نمی‌آورد.
 اگر همچنان بنا بر ادامه فعالیت این جشنواره است و اراده‌ای مبنی بر جهانی شدن آن وجود دارد، بازنگری در تقویم آن را باید جدی گرفت؛ همزمانی این جشنواره با جشنواره‌های معتبرتر و مشهورتری چون جشنواره بین‌المللی فیلم مسكو و جشنواره بین‌المللی فیلم پكن، همین اندك فرصت‌ها و احتمال حضور چهره‌ها و فیلم‌های مهم‌تر را از جشنواره جهانی فجر سلب می‌كند.
ادامه در صفحه 10