نسخه Pdf

تو هرگز نخواهی مرد

نوجوان مرگ مغزی به بیماران زندگی بخشید

تو هرگز نخواهی مرد

«تو هرگز نخواهی مرد، نام تو یک فرهنگ می‌شود.» این جمله‌ای است که بر مزار امیرطاها نقش بسته است. پسر نوجوان 12ساله‌ای که پس ازمرگ مغزی، با اهدای کبد و دو کلیه خود، فرصت زندگی دوباره را برای بیمارانی فراهم کرد که تا پیش از دریافت اعضای اهدایی، شاید چند قدم کوتاه با مرگ فاصله داشتند.

پدر و مادر امیرطاها مثل پدرومادرانی ‌که پسرنوجوان خود را ازدست داده‌اند، حالا غم فراق او را به دل و دوش می‌کشند. مادر دست روی عکس‌های پسرکش می‌کشد و از عمق جان می‌بوسد. هر دو می‌دانند پسرشان دیگر هرگز به خانه برنمی‌گردد و طنین صدای خنده‌هایش نمی‌پیچد اما ازدل وجان ازتصمیمی‌ که برای او گرفته‌اند، راضی هستند.امیرطاها در اثر حادثه‌ای که در جریان بازی کودکانه برای او رخ داد، سرش ضربه شدیدی خورد و تقدیر او به شکل دیگری نوشته شد. سجاد فولادوند، پسرعموی امیرطاها درباره این حادثه به جام‌جم توضیح می‌دهد: «خانواده‌ امیرطاها در شهر دورود لرستان زندگی می‌کنند اما قبل از وقوع حادثه و برای انجام کارهای کشاورزی مربوط به زمین‌شان، از دورود به روستای دره‌دنگ در الیگودرز رفتند. روز حادثه، امیرطاها مشغول بازی با دوستانش بود که یکدفعه هنگام بازی سرش ضربه خورد. بعد از این اتفاق، ساعت 11صبح خانواده‌اش او را ازروستا به بیمارستان امام خمینی شهر سپیدشت منتقل کردند. هوشیاری امیرطاها آن زمان شش بود و برای همین درخواست اورژانس هوایی شد. متاسفانه اورژانس بعد از سه ساعت و نیم ساعت و با تاخیر به محل رسید. امیرطاها ساعت 15و30 دقیقه بعدازظهر به بیمارستان شهدای عشایر خرم‌آباد منتقل و در بخش آی‌سی‌یو بستری شد. بعد از مدتی، هوشیاری امیرطاها افت کرد و به عدد سه رسید. من با هر پزشکی که می‌توانست به امیرطاها کمک کند، ارتباط گرفتم اما شرایط جسمی او به نحوی بود که همه راه‌ها به بن‌بست ختم می‌شد. ما چهار روز منتظر افزایش سطح هوشیاری او ماندیم، ولی هیچ بهبودی در وضعیتش ایجاد نشد. ازروز دوم به بعد که ازبرگشتن امیرطاها به زندگی قطع امید کرده بودیم، همراه با خانواده بحث اهدای عضو را در گوشه ذهن خودمان داشتیم. البته از طرف بیمارستان هم همین پیشنهاد مطرح شد و پدر و مادر امیرطاها هم بدون کوچک‌ترین بحث و مقاومتی این مسأله را پذیرفتند.»اول مرداد، برگه اهدای عضو امیرطاها امضا شد و مادر زیر برگه این جمله را هم اضافه کرد: «با رضایت کامل پیکر امیرطاهای عزیزم را تقدیم امام زمان(عج)می‌کنم.» ساعت 20 و 30 دقیقه همان روز امیرطاها بعد از تشریفات گلریزان توسط پرسنل بیمارستان شهدای عشایر به سمت بیمارستان امام خمینی تهران حرکت کرد و پشت سر امیرطاها، خانواده‌اش هم او را همراهی می‌کردند.پر عمویش ادامه داد: «ساعت11 صبح، آخرین وداع‌ها را با امیرطاهای عزیز انجام دادیم و پیکر نازنینش را به مادران چشم‌انتظار این سرزمین اهدا کردیم. برای فرهنگسازی بحث اهدای عضو نیز قصد داریم یک مؤسسه به نام او راه‌اندازی‌کنیم.»
ضمیمه ویژه نامه
تیتر خبرها