سبک‌شناسی آثار امرا... احمدجو

سبک‌شناسی آثار امرا... احمدجو

امرا... احمدجو را باید کارگردانی صاحب‌سبک و حتی مؤلف در تلویزیون و سینمای کشورمان به حساب آورد. کارگردانی که به روایت خودش، منشأ خلق آثارش، تخیل‌پردازی در فضای بیابان‌های میمه، زادگاه و محل زندگی‌اش بوده؛ چنانچه مثلا دیدن لحظه عبور گله‌ای گوسفند همراه با گردوخاک باعث ایجاد لااقل دو صحنه در «روزی روزگاری» شد که در آن به‌جای گله گوسفندان شاهد تقابل دو گروه از راهزنان بیابانی سوار بر اسب بودیم.

انعکاس فرهنگ و روحیه اصیل ایرانی و وجه اخلاق‌گرایی، به‌عنوان بارزترین مؤلفه‌های آثار احمدجو شناخته شده‌اند اما نباید مؤلفه‌های اساسی تشکیل‌دهنده تاروپود آثار احمدجو را صرفا به این موارد محدود دانست، بلکه آثار احمدجو قصه‌گویی ایرانی را با بهره‌گیری از نوعی تخیل فوق‌العاده قوی و منحصربه‌فرد و ناب که فاقد هرگونه تقلید هستند، فرم داستان‌محوری و روایت داستانک‌های ساده، رگه‌های طنز محلاتی، به‌تصویرکشیدن کودک‌درون شخصیت‌ها، ارائه شکل ظریفی از مستند گونگی و با همراهی مضامینی غیرشهری، ضد خان و ارباب و پادشاه و نکات ریز اخلاقی، نمایش داده‌اند. تصویربرداری‌های خلاقانه‌ای در این آثار استفاده شده که از این نمونه می‌توان به صحنه کشته‌شدن بازرگان و خلاقیت در تغییر زوایای دوربین روی در و مشابه‌سازی در با سنگ قبر اشاره کرد. در حقیقت باید گفت که مخاطب و علاقه‌مند واقعی آثار امرا... احمدجو کسی است که به داستان‌محوری این آثار علاقه‌مند باشد و مثلا متوجه باشد که یکی از مهم‌ترین صحنه‌ها در سریال روزی‌روزگاری، صحنه شوخی بازرگان با تصویر ماه در آب است و دیگر این‌که از دیدن «تفنگ سرپر» و «پشت کوه‌های بلند» همان اندازه لذت ببرد که از دیدن روزی روزگاری. چنانچه، یک تصور غلط و نسبتا رایج در مورد آثار امرا... احمدجو این بوده که آثار ساخته‌شده توسط این کارگردان بعد از روزی روزگاری (یعنی تفنگ سرپر و پشت کوه‌های بلند)، کیفیتی در حد روزی روزگاری ندارند اما این برداشت، کاملا اشتباه و ناشی از عدم شناخت سبک هنری احمدجو است. زیرا که هدف و روش خلق هنری احمدجو مبتنی بر درجات بالایی از داستان‌محوری و تعدد خرده‌داستان‌های ساده و بی‌تکلف است که پیش‌نیاز تولید چنین آثاری در اختیار داشتن زمان و اجازه تولید قسمت‌های زیاد برای سریال تلویزیونی است اما درروزی روزگاری و شاخه‌های بید چنین امکانی برای او وجود نداشته و می‌بایستی روزی روزگاری را در تعداد قسمت‌های کم و «شاخه‌های بید» را به شکل یک فیلم سینمایی تولید می‌کرد و بنا به این شرایط، از میزان داستان‌محوری و تعدد خرده‌داستان‌ها کاسته شده و نیز به علت نیاز به دیده‌شدن به‌منظور امکان تولید آثار بعدی خود، اندکی دچار تکلف گردیده؛ چیزی که مطلوب سلیقه هنری احمدجو نبوده است. ولی در آثار بعدی، احمدجو توانسته مطابق با سبک هنری و روش کاری دلخواهش عمل کند، چنانچه به گفته خودش، تفنگ سرپر را بیش از روزی روزگاری می‌پسندد.

محمدمهدی زمانی‌جمشیدی | گروه رسانه