دومین ماه بهار زیباترین روزها را برای شهر شیراز به ارمغان میآورد
اردیبهشت بهشتی یك شهر
وقتی از دیگران بپرسی اردیبهشت كجا بروم، احتمال اینكه بگوید شیراز زیاد است. وقتی هم بپرسی چرا، جوابهای مشابه میشنوی. «اردیبهشت شیراز، خود بهشته»، «بوی بهار نارنج چه میكنه با آدم» و چند پاسخ مشابه دیگر. اصلا فكرش را بكنید جناب آقای سعدی از اهالی معروف این شهر كه از قضا نویسنده و شاعر و جهانگرد هم هست، كل سال را رها كرده و نوشتن «گلستان» را اول اردیبهشت شروع كرده است. از بس شیراز در بهار و خاصه در همین ماه دلبری میكند، میتواند هر عابری را هم شاعر كند، وقتی هم یكبار در تماشای درختان سرخوش شهر و قدم زدن زیر سایه سار آنها رفتی، دیگر دلت برای همیشه جا میماند و هر جای دنیا كه باشی اردیبهشتها را شیرازی. گلهای باغ ارم و خنكای حافظیه، عطر و لطافت مسحوركننده شكوفههای نارنج میتواند هر كسی را متقاعد كند كه اردیبهشت شیراز، خود بهشت است. باید چمدان بست و راه افتاد، شهر را قدم زد و تماشا كرد. میشود گردشگران خارجی را هم دید كه این ماه را برای سفر به شیراز انتخاب میكنند، گاهی جایی میایستند و چشمهایشان را میبندند، بعد ریههایشان را پر از بهار، پر از عطر بهار نارنج میكنند و بعد سرخوشانه به راه خود ادامه میدهند. خلاصه شیراز آنقدر اردیبهشتی است كه از سال 1381 پانزدهم این ماه هم به نام شیراز نامگذاری شد تا تقویم هم یادش بماند اردیبهشت شیراز، خود بهشت است.
زینب مرتضاییفرد
نه تنها هر ملت و حكومتی، كه هر شهری هم تاریخ خودش را دارد. نام شیراز از نام پسر شاهتهمورث گرفته شده است. سال ۱۳۱۴ گروهی در تخت جمشید به كاوشهایی پرداختند كه به یافتن خشت نبشتههای ایلامی منجر شد. روی برخی از این خشت نبشتهها از مكانی به نام تیزاریس یا شیرازیس نام برده شده بود. به غیر از این، در موارد دیگر نام شیراز در كتیبههای باستانی یافت شده است. طبق كتاب تاریخ ایران دوران ساسانی زمانی محسوب میشود كه سكونت دائمی در شیراز آغاز شده است.
در سال ۶۴۱ میلادی این شهر توسط اعراب تسخیر شد. سده چهارم و پنجم هجری قمری سلسله آلبویه، شیراز را به عنوان پایتخت خود برگزیدند. اتابكان فارس در نیمه سده ششم هجری بر شیراز مستولی شده و دوران رشد و شكوفایی این شهر را رقم زدند. به تدبیر آنها این شهر از حمله مغولها در امان ماند.
اما فكر نكنید شیراز جان سالم به در برده و بعد از آن سختی ندیده است. سال ۹۰۹ هجری، شیراز به دست پادشاهان صفوی افتاد. در سال ۱۷۲۳ سپاه افغان به این شهر حمله كرده و در نهایت شهر تسلیم آنها شد. قحطی و مرگ بیش از صد هزار نفر نتیجه این حمله بود. نادرشاه افشار در سال ۱۷۲۹ شهر را از دست افغانها نجات داد و به ترمیم خرابیها پرداخت. باغهای زیادی در این دوران در شیراز ساخته شد، اما حكمرانان محلی علیه نادرشاه شورش كردند و به همین دلیل نادرشاه سپاهی را روانه شیراز كرد. گفته میشود شهر پس از چهار ماه محاصره در نهایت سقوط كرد. در این زمان بسیاری از باغهای اطراف این شهر نابود شدند.
كریمخان زند در سال ۱۱۸۰ هجری قمری شیراز را به عنوان پایتخت برگزید و با این عمل باعث رونق دوباره شهر شد. بسیاری از بناهای تاریخی كه اكنون در شیراز دیده میشود در دوران كریمخان ساخته شد. با روی كار آمدن سلسله قاجاریه، آقا محمدخان قاجار، پایتخت را از شیراز به تهران منتقل كرد و این امر تا حدودی باعث از بین رفتن رونق این شهر شد. پس از جنگ جهانی دوم رونق و توسعه دوباره به شیراز بازگشت و در نهایت در سال ۱۳۵۳ شمسی این شهر پس از تبریز، اصفهان و مشهد در زمره شهرهای بزرگ و پرجمعیت ایران قرار گرفت.
امروز شیراز
شیراز مانند هر شهری بافت متفاوتی دارد. برخی مناطق بافت قدیمی و سنتی و برخی مناطق دیگر حسابی مدرن شدهاند. مثلا اطراف آرامگاه سعدی بافت كاملا سنتی است، اما به سمت قصرالدشت كه بروی با فضایی كاملا مدرن روبهرو میشوی. اما اگر با خودمان روراست باشیم، آنچه برای گردشگر مهم است بافت تاریخی و اماكن قدیمی و دیدنی شهر است و شاید كمتر گردشگری لااقل از میان گردشگران خارجی دلش بخواهد به جای بازار وكیل پاساژهای مدرن شهر را برای خرید انتخاب كند.
امروز شیراز نكته مهم دیگری هم دارد. شهر پر است از رستوران و كافی شاپ و آشفروشی. از كلاسیكترین تا مدرنترین فضاها و غذاها شما را محاصره میكنند، حالا میتوانید غذا نخورید! آشهای شیرازیها بهخصوص آش سبزی صبحانه فوقالعادهای است. اگر صبح زود به شهر برسید میبینید كه مردم شهر برای خرید آش به بیرون از خانه آمدهاند و خلاصه ازدحام كوچكی برپاست كه برای مثلا ساعت 7 صبح كمی عجیب است. همین موضوع هم نشان میدهد شیرازیها بر خلاف گفتهها تنبل كه نیستند هیچ، حسابی هم زرنگ و سحرخیزند. خلاصه كه تنبل ماییم!
برای ناهار و شام هم هر غذایی كه اراده كنید، در این بهشت اردیبهشتی میتوانید پیدا كنید. اما كلم پلوی شیرازی را از دست ندهید و حتما امتحانش كنید. مطمئن باشید یكبار امتحان كردن همانا و بارها و بارها سراغش رفتن همان. فالوده شیرازی و شربتهای عرقیات و البته در كنارش مسقطی را از دست ندهید. چه میگویم! اصلا مگر میتوانید بروی از اینها بگذرید...
شیراز امروز مانند گذشتهاش هنرمند هم زیاد دارد. وقتی به بازار وكیل بروید یا شهر را با دقت تماشا كنید متوجه خواهید شد فضای شهر هنری است و خلاصه هنر انگار توی خون شیرازی هاست. پس حسابی دور و برتان را تماشا كنید و فرصت دیدن هیچ چیز را از دست ندهید.




