رفاقت دکتر و آدم فضایی
«پرات با بازی کوین اسپیسی مردی که مدعی است از سیاره کیپکس به کره زمین آمده، پس از یک حادثه جیببری در ایستگاه قطار نیویورک، روانه بیمارستان روانی میشود و دکتر مارک پاول با بازی جف بریجز وظیفه مراقبت از او را به عهده میگیرد.
وقتی دارو و درمان در اصرار پرات به اینکه موجودی است فضایی که از دنیایی دیگر برای بررسی اوضاع و احوال زمین فرستاده شده، تغییری به وجود نمیآورد، پاول رابطهای صمیمانهتر با مریضش ایجاد میکند ونسبت به او کنجکاوتر میشود. از سوی دیگرآشکار میشودکه حضور پرات دربیمارستان روانی، تأثیری آرامبخش برسایر مریضها گذاشته است. پاول که در بدو امر اعتقاد داشته پرات بیماری هذیانگوست، پس از مدتی....»آنچه گفته شد چکیدهای از فیلم سینمایی کیپکس محصول سال2001 در ژانر علمی-تخیلی و معمایی است که به کارگردانی ئییین سافتلی امشب ساعت21 روی آنتن شبکه نمایش سیما میرود و فردا صبح ساعت 8 بازپخش میشود. این فیلم در سایت امآیدیبی امتیاز7.4 را از10به خود اختصاص داده است.
امضای تفاهمنامه میان شبکه مستند و دانشگاه
شبکه مستند درطول سالهای فعالیت خود تلاش کرده در حین ارائه مستندهای فاخر،در بحث آموزش هم فعال باشد. برهمین اساس، شبکه مستند ودانشگاه تربیتمدرس در زمینه تولید برنامههای مستند علمی و پژوهشی با موضوع محیطزیست و منابع طبیعی تفاهمنامه امضا کردند. طبق اعلام روابطعمومی شبکه مستند، براساس تفاهمنامهای که به امضای حسین زارعزاده، مدیر شبکه مستند وعباس اسماعیلیساری، رئیس پردیس منابع طبیعی و علوم دریایی نور رسیده، طرفین با درنظر گرفتن ظرفیتهای علمی و فنی درزمینه تولید برنامههای مستند علمی و پژوهشی همکاری خواهند کرد.همکاری مشترک در حوزه محیطزیست، تنوع زیستی و منابع طبیعی کشور، ساخت مستندهای کاربردی پژوهشمحور، مشارکت در سیاستگذاری، پشتیبانی و توسعه کسبوکارهای نوآورانه در بستر منابع طبیعی و تنوع زیستی، فناوری اطلاعات وارتباطات، ایجاد بانک اطلاعاتی و سامانه هوشمند در حوزههای محیطزیست، تنوع زیستی و منابع طبیعی کشور از محورهای همکاری این تفاهم عنوان شده است.
قصههای مادربزرگ برهها
مریم فلاح: روایت داستانهای قدیمی از دعوای گرگهای سیاه خبیث و دنیای یک بره باهوش که گاه حکمتآموز و گاه خندهدار بود. مادربزرگ برهها درحالیکه در شبهای سرد و بلند زمستان در حال بافتن جورابهای پشمی بود، قصههای هراسانگیزی تعریف میکرد از طمع گرگهای بدجنس که مرتبا درصدد شکار گوسفندان بودند. درحالیکه برخی از گرگهای جنگل با خوردن ماهی رفع گرسنگی میکردند، گروهی از گرگها هم بودند که علاقهای به ماهیگیری نداشتند و خوردن گوشت لطیف بره را به هر شکاری ترجیح میدادند. گرچه نقل این ماجرا لرزه بر تن نوهها میانداخت اما وقتی مادربزرگ از برهای سخن به میان میآورد که بسیار باهوش بود و با قدرت درایت و ذکاوت خدادادیاش هربار به نوعی حیله گرگها را نقش بر آب میکرد، آن وقت بود که قند در دل برهها آب میشد. در پایان داستان هم مادربزرگ را میدیدیم که با قوتقلبدادن به نوههایش شب خوشی را برای آنها آرزو میکرد.
امضای تفاهمنامه میان شبکه مستند و دانشگاه
شبکه مستند درطول سالهای فعالیت خود تلاش کرده در حین ارائه مستندهای فاخر،در بحث آموزش هم فعال باشد. برهمین اساس، شبکه مستند ودانشگاه تربیتمدرس در زمینه تولید برنامههای مستند علمی و پژوهشی با موضوع محیطزیست و منابع طبیعی تفاهمنامه امضا کردند. طبق اعلام روابطعمومی شبکه مستند، براساس تفاهمنامهای که به امضای حسین زارعزاده، مدیر شبکه مستند وعباس اسماعیلیساری، رئیس پردیس منابع طبیعی و علوم دریایی نور رسیده، طرفین با درنظر گرفتن ظرفیتهای علمی و فنی درزمینه تولید برنامههای مستند علمی و پژوهشی همکاری خواهند کرد.همکاری مشترک در حوزه محیطزیست، تنوع زیستی و منابع طبیعی کشور، ساخت مستندهای کاربردی پژوهشمحور، مشارکت در سیاستگذاری، پشتیبانی و توسعه کسبوکارهای نوآورانه در بستر منابع طبیعی و تنوع زیستی، فناوری اطلاعات وارتباطات، ایجاد بانک اطلاعاتی و سامانه هوشمند در حوزههای محیطزیست، تنوع زیستی و منابع طبیعی کشور از محورهای همکاری این تفاهم عنوان شده است.
قصههای مادربزرگ برهها
مریم فلاح: روایت داستانهای قدیمی از دعوای گرگهای سیاه خبیث و دنیای یک بره باهوش که گاه حکمتآموز و گاه خندهدار بود. مادربزرگ برهها درحالیکه در شبهای سرد و بلند زمستان در حال بافتن جورابهای پشمی بود، قصههای هراسانگیزی تعریف میکرد از طمع گرگهای بدجنس که مرتبا درصدد شکار گوسفندان بودند. درحالیکه برخی از گرگهای جنگل با خوردن ماهی رفع گرسنگی میکردند، گروهی از گرگها هم بودند که علاقهای به ماهیگیری نداشتند و خوردن گوشت لطیف بره را به هر شکاری ترجیح میدادند. گرچه نقل این ماجرا لرزه بر تن نوهها میانداخت اما وقتی مادربزرگ از برهای سخن به میان میآورد که بسیار باهوش بود و با قدرت درایت و ذکاوت خدادادیاش هربار به نوعی حیله گرگها را نقش بر آب میکرد، آن وقت بود که قند در دل برهها آب میشد. در پایان داستان هم مادربزرگ را میدیدیم که با قوتقلبدادن به نوههایش شب خوشی را برای آنها آرزو میکرد.
تیتر خبرها




