فقط خوش باشید!

نقدی بر «تمساح خونی» کار جواد عزتی

فقط خوش باشید!

«تمساح‌خونی» نخستین ساخته سینمایی جواد عزتی انگارسربلند باشد و گام نخست این بازیگر سرشناس تئاتر، سینما و تلویزیون به سرانجامی خیر بدل شده که در پاسخ به خبرنگاری که در نشست مطبوعاتی‌اش در حاشیه جشنواره فیلم فجر که پرسیده بودند پیامت در این فیلم چیست؟ با خنده و صریح می‌گوید: خوش باشید!

تمساح‌خونی یک فیلم با ژانر ترکیبی کمدی واکشن است که بین کمدی رمانتیک تا حدی کمدی سیاه و تریلر و پلیسی در رفت‌وآمد است و درنهایت در همه اینها کامیاب است چون با نیت جذب تماشاگر ساخته و پرداخته شده و اگر قرعه خوبی نیز در زمان اکران داشته باشد حتما یک فیلم پرفروش و شاید نیز بی‌رقیب باشد؛ چون دست‌کم سه کمدین سربلند چون جواد عزتی، سعید آقاخانی و عباس جمشیدی‌فر در آن بازی شیرین و بامزه‌ای دارند و تقریبا هم حضورشان تازه و نو است در لباس آدم‌هایی که تاکنون بازی‌شان نکرده‌اند. شخصیت‌هایی که حالا سر از میادین قمار و بوکس حرفه‌ای به هوای پول بسیار درآورده‌اند و این خود موقعیت و خرده‌موقعیت‌های پر از زد و خورد و لحظات طنز شیرین و حتی به‌نسبت سیاه و گزنده و درعین‌حال رمانتیکی به‌وجود می‌آورد و این همان نکته بارزی است که فرازونشیب‌های بسیار به فیلم می‌دهد و خواه ناخواه ضرباهنگ اثر بسیار بالا می‌رود و این خود یک عامل مهم در جذب تماشاگرانی است که از حال‌وهوای خسته زندگی گاه به سینما پناه می‌برند که هم برای‌شان فال باشد و هم تماشا؛ یعنی هم سرگرم و هم غرق در رویا شوند و همه زندگی را برای دقایقی به فراموشی بسپارند و البته اینها را تا پای فیلم ننشینید تجربه نخواهید کرد.فیلم در یک قمارخانه قاچاقی درتهران آغازمی‌شود و یک دکتر و مهندس قلابی پا به اینجا نهاده‌اند تا قمار کنند و حالا این دو قلابی پیش دستیار دکتر واقعی لو می‌روند و بازی از اینجا شروع می‌شود که هرچه ببرند باید نصیب او شود و تخطی از آن عامل هیجان خطوط اصلی‌تری است که سرانجام فیلم در این تعقیب‌وگریزهای پیوسته شکل می‌گیرد.
چون فیلم پرهیجان است در دکوپاژ به نماهای خردشده اهمیت داده‌اند و همه چیز در افت‌وخیز همین نماهای ریز و درشت دارد اتفاق می‌افتد و این بستر اتفاقات بسیار را فراهم کرده که همه چیز در دال و مدلول‌های تند و سریع به کفایت نمایشی‌شدن لحظات منجر شود و این قاعده بازی در یک فیلم اکشن و حرفه‌ای است که اصطلاحا شانه به شانه فیلم‌های هالیوودی یک پیکره قابل تعمقی را ایجاد می‌کند که اگر بخواهیم، در ایران هم می‌شود نزدیک به معیارهای جهانی فیلم بدنه تولید کرد و این راه برای خود بیش از صد سال تاریخ سینما را به‌دنبال دارد و با این کامیابی می‌توان گفت که دیر به نتیجه رسیده‌ایم اما داریم می‌رسیم و این همان حلقه گمشده سینمای ایران است که نمی‌تواند خارج از مرزها جاذبه‌ای برای تماشگران بیگانه داشته باشد و البته بیشتر هم فیلم‌های هنری ما توانسته‌اند با مخاطبان الیت و نخبه کشورهای دیگر ارتباط برقرار کنند و حالا می‌توان انتظار داشت که اکران تمساح‌خونی در کشورهای دیگر به‌ویژه همسایگان‌مان می‌تواند به فال نیک گرفته شود چنانچه فیلم مجید مجیدی تا حدی این راه را با موفقیت پیموده است.
با این تعابیر متوجه می‌شویم که تمساح‌خونی هیچ مناسبتی برای حضور در بخش رقابتی فیلم فجر ندارد، چون قرار نیست به‌دنبال طرح پرسش‌های عمیق و بنیادینی باشد. یک موقعیت پر از چالش که باید با سرانجامی خوب پایان یابد و چه‌بسا این پایان‌بندی چندان لطفی برای این موقعیت با این همه چالش متفاوت نداشته باشد و تقریبا یک‌سوم پایانی فیلم به‌دنبال یک جمع‌بندی الکن و باسمه‌ای است که باید همه را سر جای‌شان بنشاند و این نمی‌تواند همخوان با آن دوسومی باشد که در آن قهرمانان فیلم با اراده فرمول تن دادن به شرایط ناعادلانه و زورکی را زیر پا می‌گذارند. بنابراین باید همه چیز با همه زشت و زیبایش به ضرر اینان تمام شود و این تلخ‌کامی می‌توانست ارزش فیلم را دوچندان کند تا این‌که الان همه چیز به نفع دکتر و با تنبیه قهرمانان یک شکل اخلاقی کلیشه‌شده را بر کلیت آن تحمیل کند.
به هرتقدیر، فیلم تمساح‌خونی نمی‌توانست جشنواره‌ای باشد چون بر پایه کلیشه‌های موفق سینمای جهان و با نیت جذب تماشاگران بسیار تولید شده و در ارائه محتوا نیز نگاه رو به پیش و اتفاق بایسته‌ای را تحت مهار خود درنیاورده و می‌خواهد به‌ظاهر در یک چالش تازه و در میدان رقابت با فیلم‌هایی که در این سال‌ها گوی سبقت را از رقبا می‌ربایند یک بازی برنده را تجربه کند و چه‌بسا این برد از هم‌اکنون قابل پیش‌بینی باشد و چه‌بسا این فرآیند و رویا خود یک مشخصه اصلی برای این فیلم باشد که باید بخش دیگری از سینمای ما نیز به دور از فحاشی و لوده‌بازی به‌دنبال ساخت چنین تولیداتی برآیند که زمانه خویش را از انحطاط فرهنگی به‌وجودآمده بیرون آورند و این نگاه نسبی و متفاوت در ارائه چالش‌های سینمایی است که می‌تواند خود تبدیل به الگو و معیار شود.کسی باور نمی‌کند که روزگاری نه‌چندان دور جواد عزتی وعباس جمشیدی‌فر ازگروه‌های تئاتر خیابانی مسیر سخت ودشواری راپشت سربگذارند و حالا یک‌ باردیگر دریک فیلم سینمایی به‌نسبت موفق در کنارهم هنرنمایی کنند و ارزش‌های هنری خود را به چالش درآورند و نتیجه بشود تمساح خونی ... .

رضا آشفته | نویسنده و مترجم
ضمیمه ویژه نامه