انقلاب نورانی

انقلاب نورانی

پیش‌درآمد: دهه فجر، آمار‌ها و ارقام کمی از سرخط خبرها تا محور برنامه‌ها و بسیاری دعوت‌ها و مصاحبه‌های رسانه فراگیر (تی.وی) است. اما آیا انقلاب ما هدف‌گذاریش برای فقط پیشرفت اقتصادی و رفاه هرچه افزون‌تر و انبوه‌تر گشتن ثروت‌های عمومی و... بوده..؟

اما اگر چنین بود [که البته می‌دانیم هدف انقلاب اینها نبود و نیست] تحلیل متفکران و اندیشگران نامور درباره‌اش چنین گزاره‌هایی نبود: ایران به‌مثابه روح جهان مرده است یا حتی شوروی و کمونیست نتوانست چالش غرب باشد اما ایران این چالش را ایجاد کرد... .
 
آمار، دستاورد نیست
دهه فجر و حضور مدیر، مسئول و دست‌اندر‌کار با پرشمار آمار و داده به‌عنوان کارنامه آنها، کارها و خدمات عموما اقتصادی، رفاهی و خدماتی را به‌مثابه دستاوردهای انقلاب بیان می‌کنند، یعنی همان اشتباه بزرگ و کژبینی که جام‌جم به اشاره در گفت‌وگوی این قلم با دکترجواد منصوری درباره‌اش هشدار داد. انقلاب ما «انفجار نور» بود این سخن بزرگ و سنجیده‌ای است، نشان‌دهنده آگاهی گوینده‌اش به عظمت روح ایران، فرهنگ و تمدنش حکمت والا و باور ایرانی به انسانیت انسان (فارغ از نژاد، قوم و مرز) به دادگرایی به مدارای سرفرازانه ایرانیان است. تقلیل انقلاب اسلامی که شعارهایش اوج معناگرایی است، آدرس غلط دادن خداکند که نباشد! ایران‌زمین در میان دیگر ملت‌ها وکشورهای منطقه از منسجم‌ترین شکل ملیت و قوام‌یافته‌ترین هویت ملی همراه با سنت دیرین حکومتداری برپایه منافع ملی برخوردار بوده، به‌گونه‌ای که نگاه رهبران ایران از دیرباز از مرزهای سرزمینی فراتر رفته و نظم‌دهی جهانی را با طرحی بر مبنای آرمان ایرانی شکل داده است. این تاثیر فرامرزی از دوران باستان تاکنون پویایی‌ خودش را داشته همچنان‌که این انقلاب توانسته غرب را جدی به چالش بکشد. چکیده‌واری از نگاه هنری کیسینجر را درباره ایران و ایرانی یادتان آوردیم.  ایجاد تناسب خردمندانه میان هویت ملی و دینی یعنی ایرانیت و اسلامیت ناب محمدی همچنین زبان فراگیر مشترک یعنی فارسی همیشه توانسته کارآمد و بالنده ظاهر شود این مؤلفه‌ها هماهنگ با همدیگر با وجود تهاجم، یورش، هجمه فکر وفرهنگ بیگانه توانسته تاب بیاورد و تعادل وکارآمدیش را نگهدارد و بی‌هیچ گمان، هنگامی‌که زمینه برای برهم‌کنش اینها فراهم شده و تناسب و همگرایی‌شان را در آن زمینه آماده به فعلیت رسانده سرآخر توانسته یک گستره و شکل جدید تمدنی را بروز داده، متجلی سازد. ازآنجا که ایران در درازنای تاریخ ثابت کرده که نگاهش به هستی و انسان همواره «خیر» بوده واست این نیک‌خواهی ونیک‌بینی و البته ‌نیک‌نهادی است که بیمه‌گر صدور انقلاب اسلامی در جهان معاصر است و یکی از دلیل‌های محوری در فراگیرشدن فرهنگ ایران به‌عنوان کنشگر فعال جهان باستان بوده که به دوران و روزگاران، بر محور خردمندی و پذیرش خود نظم و شکل داده و جهان را از مسیر قلب‌ها‌/ دل‌ها فتح کرده است. چه خوب که رسانه فراگیر به‌ویژه تلویزیون در این دهه فرخنده به روح انقلاب یعنی ذات فرهیخته و فرزانه ایران اسلامی بپردازد. ایرانی پیرو اسلام ناب محمدی(شیعه) با این‌که روح مدارا و پذیرش دیگران در گوهرش می‌درخشد اما هرگز با ستم و ستمگر میانه نداشته همواره دادگرا و داددوست بوده و هیچ‌گاه برای همسایه‌اش مرگ نخواسته واگر جامعه امروز از تاریخ و فرهنگش آگاهی روشنگرانه نداشته باشد عمیق به این مهم نپردازد وناف نسل‌نو با گذشته تاریخی پیوسته نباشد، دربرابر جنگ نرم، فشار و هجوم حداکثری بدخواهان بدمنش خارجی[که واقعیت دارد و توهم توطئه نیست]ممکن است کم بیاورد. تنها پناهگاه ممکن در برابر این تزویرهای مدرنیته (صهیونیسم جهانی)که در لفافه واقعیت پوشانده شده، همانا پناه بردن به بنیان فرهنگی غنی خودی است نه به‌عنوان پسرفت و عقبگرد، بلکه در ادامه همان روند پویای فرهنگی بالیدن و نوشکفتن! 

علی مظاهری | روزنامه‌نگار