جذابیتهای آموزش از پشت اسکرین
این در دهههای70و80 بود که معدل، ملاک خوبی برای ارزیابی دانشآموزان محسوب میشد.خاطرم هست وقتی کارنامهام را به دست پدرم میدادند، با کلی استرس منتظر میشدم تا نظرش را درباره نمراتم بگوید. اگرچه هیچ وقت معدل 20 را تجربه نکردم ولی همه مرا فرد آیندهداری میدیدند. چرا؟ چون همیشه معدل بالایی داشتم. اما امروزه، دیگر استعارههای ذهنی آن زمان برای یکیدانستن معدل و درخشیدن آینده از میان رفته است.
چندی پیش خبری را در سایت فرارو دیدم که نوشته بود «وضعیت قرمزِ معدل دانشآموزان؛ این افت از کجا آمده؟». خلاصه که معدل پایین دانشآموزان در امتحان نهایی سال جاری، زنگ خطر را برای بسیاری به صدا درآورده است. فکر میکنند دانشآموزان دارند از دست میروند اما من این زنگ خطر را بیشتر متوجه نهادهای آموزشی میدانم و نه دانشآموزان. یا حداقل اینطور بگویم بهتر است: معدل پایین دلیلی بر کمهوشی دانشآموزان یا ازدسترفتن آنها نیست. باید توجه داشت که آگاهی همواره مفهومی متغیر بوده است و این متغیربودن وامدار دگرگونیهای فناورانه است. فرض کنید در قرنهای گذشته، این که بلد باشی زمین را در بهترین کیفیت شخم بزنی و آن را برای کشت و درو آماده کنی، معیار خوبی بود برای این که کسی را متخصص بدانیم یا ندانیم؛ زیرا زمین، منبع کار وتخصص بود. بعدها که سواد، مفهومی برونجامعهپذیرانه پیدا کرد، معنا و مفهوم سواد نیز عوض شد.برونجامعهپذیری یعنی اگر همه فرآیندهای جامعهپذیری درون گروههای کوچک محلی و روستایی انجام میشد، حال با رسمیشدن آموزش، نهادهایی بیرونی عهدهدار آموزش محسوب میشوند: مدرسه، مکتب و دانشگاه. از زمان شکلگیری دولت مدرن در ایران مدرسه درزمینه آموزشی و توسعه آگاهی، همهکاره شد. برای همین، بسیار دیدهایم و شنیدهایم و خواندهایم که پدر روستایی زحمتکشی همه توان خود را به خرج رسانده تا فرزندش به مدرسه ودانشگاه برود و برای خودش کَسی شود. با این حال دو روند مهم، این وضعیت را نیز دگرگون کرده است: نخست خردشدن وتخصصیشدن آگاهی و دوم پاندمیهای جهانی مثل کرونا. فرقی نمیکند که متولد کدام دهه باشید! میتوان پیشبینی کرد که هیچکدام از درسهایی که درمدرسه خواندهاید را به یاد نمیآورید. درهرصورت، دولت باید آموزشهایی را به عموم مردم بدهد اما باید توجه داشت که نوجوانان کنونی بخش گستردهای از آگاهی خود را از کانالها و مجاری دیگر مانند یوتیوب کسب میکنند. روند استفاده از یوتیوب سالبهسال در حال افزایش است. امروزه، یوتیوب گستردهترین منبع آموزشهای تخصصی شده است: کوتاه، متمرکز و گسترده. با یوتیوب افراد دیگر به سراغ موضوعات تخصصی وموردعلاقه خود میروند وتوجه خود را در دنیای توجهربای رسانهای، به آن معطوف میکنند. به نظر، نوجوانان دیگر حوصله آموزشهای رسمی را ندارند! پاندمی کرونا و اسکرینی-رسانهایشدن آموزش نیز عامل دیگر رباینده توجه است. پژوهشی میخواندم که رابطه بین آموزش مجازی و کاهش تمرکز را بررسی کرده بود و بین این دو، رابطه مستقیم ترسیم کرده بود. در مجموع باید توجه داشت که بعد از کرونا و هجوم بیسابقه به رسانههای واسط آموزشی، هم فرصت یادگیری را گسترده کرده است و در عین حال جذابیت آموزشهای رسمی رازیرسؤال برده است.جمیع این شرایط وبسیاری موضوعات دیگری که گفتنشان جا افتاد، زنگ خطر را برای آموزش رسمی به صدا درآورده است: به نظرم نباید همه ایراد را متوجه دانشآموزان کرد؛ شاید ما باید برنامهریزیهای درسی خود را تغییر دهیم!
مهدی کاشفی فرد - پژوهشگر و دکترای ارتباطات
مهدی کاشفی فرد - پژوهشگر و دکترای ارتباطات




