نگاهی به سریال «بیستکویید» که از شبکه 3 پخش میشود
تلخی کووید با کام شیرین قصه
شبکه سه مدتی است پخش سریالی با عنوان «بیستکویید» را آغاز کرده است. مجموعهای به کارگردانی هادی حاجتمند که سریالسازی را با این کار تجربه میکند. اگر از بینندههای این سریال باشید میدانید داستان از جایی آغاز میشود که خانواده محمدجواد با بازی علی عاملهاشمی به اتفاق خانواده از خواستگاری نافرجامی بازمیگردند.
گویا این عروس هم مورد پسند آقاداماد قرار نگرفته و خانواده از این موضوع ناراحت هستند، تا اینکه محمدجواد بهطور اتفاقی با دختری آشنا میشود که آغازکننده ماجراهای بسیاری است. یکی از نکاتی که درباره این سریال وجود دارد این است که داستان در شهر مشهد مقابل دوربین رفته و کارگردان ترجیح داده از پایتخت و زندگی پایتختنشینی فاصله گرفته و داستانش را در شهر دیگری چون مشهد روایت کند. شهری که هرکدام از ما حداقل یکبار هم که شده برای زیارت امامرضا(ع) به آن سفر کردهایم و اغلب خاطرات خوش و شیرینی هم داریم. همین نکته باعث شده مخاطب در کنار تماشای صحن و بارگاه امامرضا(ع) و زیارت ایشان از راه دور، با جاذبههای دیگر این شهر هم آشنا میشود. چون بیستکویید سکانسهای بسیاری از جاذبههای گردشگری این شهر دارد. از طرفی همین امر باعث شده تا مخاطب با برخی چهرههای هنری این شهر هم آشنا شود. کارگردان از حضور هنرمندان بومی دعوت به همکاری کرده و این فرصت را در اختیار آنها قرار داده است. گرچه در کنار آنها بازیگران شناختهشدهای هم حضور دارند مثل حسن زارعی، علی عاملهاشمی، میرطاهر مظلومی، علیرام نورایی و ... بااینحال مخاطب با هنرمندانی هم روبهرو میشود که شاید پیش از این مجال حضور در سریالی را نداشتند و همواره روی صحنه تئاتر هنرنمایی میکردند. از طرفی گویش شیرین و گوشنواز مشهدی هم فضای این مجموعه را برای مخاطب تلطیف کرده است.
اما یکی دیگر از نکات قابلتوجه این سریال المانها و نمادهای ایرانی است که فضا را برای بیننده جذابتر و ملموستر کرده و او را مشتاق به تماشای سریال میکند. از سفرهای که روی زمین پهن میشود تا اهالی یک خانواده پرجمعیت که دور آن جمع میشوند و غذای ایرانی میخورند و درباره اتفاقات و مسائل روز با هم صحبت میکنند، سکانس آشنایی برای همه ماست که روزگاری زندگیهایمان اینگونه به هم شباهت داشت؛ اما متاسفانه زندگی مدرن باعث تغییرات اساسی در وجود همه ما شده است. خانواده محمدجواد در این سریال نماد هر خانواده اصیل ایرانی است که سعی میکردند مسائل و مشکلاتشان را با همفکری و مشورت یکدیگر رفع کنند یا دور یک سفره جمع میشدند و ساعتی را به دور از دغدغههای همیشگی زندگی میگذراندند و از خوردن غذای ایرانی لذت میبردند. کارگاه نجاری خانواده هم از آن نمادهایی است که در زندگی امروزه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، چراکه مشاغل به سمت فردیت رفتهاند تا یک کار خانوادگی. اما درعینحال که این سریال به ارزشهای زندگی ایرانی توجه دارد، کاملا بهروز هم هست. مثلا اینکه دختر خانواده ویدئوهایی از پدر نقال خود را در فضای مجازی بازنشر میکند. از این نکتهها در سریال زیاد به چشم میخورد که قطعا از تماشای آن لذت خواهید برد. شاید با دیدن برخی از سکانسهای این سریال کاممان تلخ شود، اما گروه سازنده تلاش کرده است روایت داستانی تلخ را در قالب طنز برایمان شیرین کند.
زینب علیپور طهرانی | گروه رسانهاما یکی دیگر از نکات قابلتوجه این سریال المانها و نمادهای ایرانی است که فضا را برای بیننده جذابتر و ملموستر کرده و او را مشتاق به تماشای سریال میکند. از سفرهای که روی زمین پهن میشود تا اهالی یک خانواده پرجمعیت که دور آن جمع میشوند و غذای ایرانی میخورند و درباره اتفاقات و مسائل روز با هم صحبت میکنند، سکانس آشنایی برای همه ماست که روزگاری زندگیهایمان اینگونه به هم شباهت داشت؛ اما متاسفانه زندگی مدرن باعث تغییرات اساسی در وجود همه ما شده است. خانواده محمدجواد در این سریال نماد هر خانواده اصیل ایرانی است که سعی میکردند مسائل و مشکلاتشان را با همفکری و مشورت یکدیگر رفع کنند یا دور یک سفره جمع میشدند و ساعتی را به دور از دغدغههای همیشگی زندگی میگذراندند و از خوردن غذای ایرانی لذت میبردند. کارگاه نجاری خانواده هم از آن نمادهایی است که در زندگی امروزه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، چراکه مشاغل به سمت فردیت رفتهاند تا یک کار خانوادگی. اما درعینحال که این سریال به ارزشهای زندگی ایرانی توجه دارد، کاملا بهروز هم هست. مثلا اینکه دختر خانواده ویدئوهایی از پدر نقال خود را در فضای مجازی بازنشر میکند. از این نکتهها در سریال زیاد به چشم میخورد که قطعا از تماشای آن لذت خواهید برد. شاید با دیدن برخی از سکانسهای این سریال کاممان تلخ شود، اما گروه سازنده تلاش کرده است روایت داستانی تلخ را در قالب طنز برایمان شیرین کند.
تیتر خبرها




