یادی از شهید باکری در تلویزیون

یادی از شهید باکری در تلویزیون

همزمان با فرارسیدن سالگرد شهید حمید باکری شبکه قرآن و معارف سیما با پخش برنامه‌هایی یاد آن شهید والامقام را گرامی می‌دارد. مستند «به‌نام فرماندهان» فردا(9 اسفند)ساعت17 برای علاقه‌مندان پخش می‌شود.

حمید باکری در آذرماه سال ۱۳۳۴در شهرستان ارومیه به‌دنیا آمد. وی دردوران هشت‌سال دفاع‌مقدس درعملیات مسلم‌بن‌عقیل مسئول محور یکم تیپ عاشورا و درعملیات والفجر مقدماتی فرمانده تیپ۹لشکر۳۱عاشورا بود. همچنین درنبردهای والفجر۱، والفجر۲، والفجر۴ وخیبر جانشینی فرمانده لشکر۳۱عاشورا رابرعهده داشت.شهید حمید باکری درعملیات خیبر درسال1362در خدمت گردان‌های خط‌شکن لشکر، با نبردی برق‌آسا خط دشمن را درجزیره مجنون جنوبی شکست ودرکوتاه‌ترین زمان ممکن پل شحیطاط، تنها راه ارتباط زمینی دشمن با جزایر را به تصرف درآورد. وی سه روز در برابر حملات بی‌امان دشمن تا پای جان جنگید تا سرانجام روز ۶ اسفندماه به درجه رفیع شهادت نایل آمد و پیکر پاک او جاودانه شد و هرگز به میهن بازنگشت.

علاقه کرد‌ها به روایت سنجرخان
شبکه یک مدتی است اقدام به پخش مجموعه‌ای به نام «سنجرخان» کرده است. مجموعه‌ای به کارگردانی محمدحسین لطیفی که درباره یکی از قهرمانان قوم کُرد است.حسین جلالی، تهیه‌کننده سریال سنجرخان در گفت‌وگویی بیان کرد: استقبال بیش ‌از حد انتظار بود. فکر می‌کنم حداقل بیش از۹۰درصدمردم کردستان این سریال را تماشامی‌کنند.ما ازاستان‌های مختلف،کردستان عراق، کشور‌های اروپایی و حتی از آمریکا بازخورد‌هایی داشته‌ایم. بعضی ازکسانی که درایران نیستند، در زمان‌هایی که سریال دیر شروع می‌شود، به ما پیام می‌دهند و می‌گویند ما به‌سختی شبکه یک را پیدا می‌کنیم، پس چرا سنجرخان پخش نمی‌شود؟ وی ادامه داد: شخصی به اسم سنجرخان وزیری از منطقه کردستان می‌آید ودربرابر ظلم داخلی و هجوم خارجی قیام می‌کند ومی‌ایستد. متاسفانه هیچ‌وقت شخصیت سنجرخان بازنمایی رسانه‌ای و روایت نشد. او هم‌عصر با میرزا‌کوچک‌خان بود، اما میرزا‌کوچک‌خان روایت شد و همه او را می‌شناسند، ولی سنجرخان را نه. هدف ما این بود که بتوانیم سنجرخان را به مردم سرزمین خودمان وخارج از کشور به‌عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنیم.

راز نیمح
مریم فلاح:
یک کارتون فانتزی ماجراجویانه. داستان سفر یک موش بیوه به نام خانم «بریسبی» و چهار فرزند کوچکش که در یک مزرعه زندگی می‌کردند. درحالی که پسرش «تیموتی» به‌خاطر بیماری آسم روز به روز وضعش وخیم‌تر می‌شد، خانم بریسبی باید قبل از این‌که تراکتورها مزرعه را صاف کنند راهی برای انتقال خانواده‌اش به جایی امن پیدا می‌کرد. در این مسیر خانم بریسبی با جغدی دانا ملاقات کرد که به او اطلاع داد،موش‌های زیرزمینی که زیربوته‌ای‌‌ ازگل رز زندگی می‌کنند،می‌توانند به او کمک کنند. پس ازرسیدن به خانه موش‌ها،خانم بریسبی وخانواده‌اش متوجه جامعه‌ای ازموش‌های متمدن وباهوش شدندکه به فناوری‌های پیشرفته دست پیدا کرده‌ بودند. اوپس ازآشنایی با رهبرآنها«نیکومودوس» دریافت که بسیاری از موش‌های این جامعه از آزمایشات ترسناکی که زندگی آنها را تهدید می‌کرده نجات پیدا کرده‌اند؛ آزمایش‌های وحشتناکی که تا همین امروز هم روی موش‌‌ها انجام می‌شود.