نسخه Pdf

«مژگان» دنیا را زیر و رو کرد!

برای «مرا پیدا کن»

«مژگان» دنیا را زیر و رو کرد!

چندین بار طرح جلدش را برای معرفی و خبر چاپ و... توی استوری‌ها دیده بودم. از داستانش خبر نداشتم، اما عنوانش که می‌گفت این کتاب، روایت یک زندگی عاشقانه است، از همان‌هایی که زن‌ و مرد به سختی به‌ هم رسیده‌اند‌؛ یکی از این سر دنیا و یکی آن سر دنیا. یا مثلا از زندگی گفته که اولش همه‌چیز آرام و رمانتیک و عاشقانه است اما بعد به بهانه‌ای مثل جنگ یا کار خانم‌ و آقا از هم دور افتاده‌اند. با قلب کوچک روی جلد، بیشتر تایید می‌کردم تصورات‌ خودم را برای خودم.

کم‌کم گذشت. از همان استوری‌ها ماجرا را شنیدم. عاشقانه بود.اما دیگرنه‌! حالا دیگر عشقی نیست؛ نه این‌که نباشد یا فکر‌کنید عشق گمشده باشد، نه! حکایت شیرین و فرهاد دیگر نیست! دختری جوان، دانشجو و فعال با پسری...خوب این که می‌شود همان عشق لیلی‌ و ‌مجنون. از بعدش بخواهم بگویم، می‌شود چالش‌ها و بالا و پایین شدن زندگی مشترک که همه‌جا هم مشترک است؛ در همه زندگی‌ها. یکی در شیب رفتش زیاد هست و یکی در سرازیری برگشتش.
ازآخر داستان می‌گویم؛ ازجایی که مادری خواسته یا ناخواسته، با تقدیر یا اجبار تن به جدایی می‌دهد. جدایی از وطن، جدایی از مذهب، جدایی از زندگی و جدایی از فرزند. طلاق تلخ است‌ اما جدایی از فرزند، تلخ‌تر.
«مرا پیدا کن» شرح حال مادری‌ است که روزهای شیرین زندگی مشترک را مثل خیلی از دختران ایرانی شروع کرده، با سادگی، با عشق و با تصمیم بر این‌که می‌سازم و می‌سازم. با گذشت و چشم‌پوشی و همراهی و همدلی، پابه‌پای زندگی آمد جلو. زخم خیانت از دوستش به روحش زده شد، ولی باز هم برای زندگی‌اش تلاش کرد. مشکلات شخصیتی همسرش را دید ولی باز هم ساخت؛ همراهش شد و ... مژگان امید داشت به آینده. وجود پسرش، بذر امید را در دلش نگه داشت وگرنه... همین امید، روزهای تلخ زندگی در هند را برایش شیرین کرد.حتما شنیده‌اید فلانی دنیا را زیر و رو می‌کند؛ مصداقش را می‌شود در این کتاب دید. راوی داستان، مژگان این کار را کرد. برای بودن و نفس کشیدن کنار محمدابراهیمش. می‌خواست قد کشیدن پسرش را ببیند، رشد و پیشرفتش را. اما‌ نشد. نگذاشتند. و حالا قصه پرغصه روزهای دلتنگی و جدایی‌اش در این کتاب به امانت مانده است تا روزی که نجوای درونش به گوش جهان برسد، مرا پیدا کن. جهان برای او، یعنی پسرش.
کتاب را معصومه رامهرمزی نوشته. قلمش ساده و بیانش شیواست. از بیان جزئیات مشخص است که همه‌جا و هر لحظه همراه راوی کتاب بوده است.

​​​​​​​ناهید حسن‌پور - نویسنده