نسخه Pdf

ماجرای «امین آراء»

ماجرای «امین آراء»

از تولد ایده تا به چاپ رسیدنِ «امین آراء» دو انتخابات طول کشید. ایده‌ کار در خلال روزهای زمستان1398 که اززمین و زمان،حرف و حدیث انتخابات و نامزدی و هواداری و تبلیغات انتخابات یازدهمین دوره مجلس می‌باریدشکل گرفت.

آن روزها فراغت بیشتری داشتم و ذهنم آرام‌تر بود و می‌شد که وقت داشته باشم برای فکر کردن و به یاد آوردن وقایع از انتخابات مجلس ششم در زمستان 1378 که از قضا همزمان با آن انتخابات رفته بودم در جرگه‌ ناظرین بر انتخابات و از آن سال به بعد، هر بار در هر انتخاباتی به نحوی حاضر و در همه‌شان ناظر شورای نگهبان بودم. می‌دانیم که هربارعلم کردن خیمه‌ رای، هزار حادثه و واقعه و یادداشت دارد.در آن زمستان انتخاباتی،همه14انتخاباتی را که در خلال 78تا98 برگزار شده بود، نوشتم و با خودم عهد داشتم که راستش را بنویسم و تمام زورم را زدم که همه‌ راستش را نوشته باشم. آن وقتی که داشتم اینها را می‌نوشتم، هیچ ایده‌ای برای چاپ‌شان نداشتم اما می‌دانستم هر چیزی که روی صفحه‌ سفید ویرایشگر کلمات نوشته شود، بی‌برو برگرد روزی در جایی بازیابی می‌شود و سوای اینها، هرروایتی باید با لحاظ امانتداری وراستی ودرستی تمام به انجام برسد.انتخابات 98 که از قضا آخرین انتخابات سده‌ ماضیه بود، گذشت و در خلال روزهای انتخابات 1400 که اولین انتخابات در قرن جدید بود، فکری شدم که جزوه‌ یادداشت‌های انتخاباتی‌ام را چاپ کنم که بهتر بماند.این بود که یک‌روز گیوه ور کشیدم تا قم و بعد از زیارت، رفتم دفتر انتشارات شهید کاظمی و قرار و مدار چاپ را گذاشتیم.زیارت مجددی کردم و برگشتم. کتاب هنوز نه اسم داشت و نه طرح جلد.چند بار بالا و پایین کردیم تا رسیدیم به «اَمینِ‌آراء» امین بودن، صفت ناظر شورای نگهبان است و امانتداری شیوه‌اش و من یک ناظر معمولی بودم که قرار بود مشاهداتش را از انتخابات در برشی 20ساله در سرحدات شمال‌غربی ایران بزرگ روایت کند. جلد را هم دوستان طراح قمی به نهایتِ نزدیکی به معنا طراحی کردند.برشی از صندوق‌های قدیمی آرا که کارتن بیسکویت را با پارچه جلد می‌گرفتیم و تا می‌زدیم و می‌دوختیم و با لاک و مهر، جای دوخت و دوزها را قورقوشوم (پلمب) می‌زدیم و به اندازه یک کاغذ رای تا شده، شکاف باز می‌کردیم روی صندوق.

حسین شرفخانلو - نویسنده