نسخه Pdf

 روایت ترس و تنهایی انسان

برای داستان بلند «امیلی ال» به قلم مارگریت دوراس

روایت ترس و تنهایی انسان

جان لاک، فیلسوف قرن هفدهم انگلستان در رساله‌ای در باب فهم بشر گفته است که هویت فردی همان هویت ضمیر خودآگاهی است که از طریق استمرار در زمان جریان دارد. به بیان دیگر، فرد به واسطه خاطراتی که از افکار و اعمال گذشته‌اش دارد، با هویت مستمر خود ارتباط می‌یابد.

هیوم نیز منشأ هویت فردی را درمجموعه خاطره‌های خود می‌دانست و می‌گفت: «چنانچه خاطره‌ای نداشتیم، هیچ‌گونه تصوری از علیت نمی‌داشتیم و در نتیجه تصوری هم از آن زنجیره علت و معلولی که نفس یا ذات ما را تشکیل می‌دهد، نمی‌داشتیم.» چنین دیدگاهی از خصوصیات رمان است. کندوکاو در شخصیت آدمی، آن گونه که در نفوذ متقابل خودآگاهی گذشته و حال نشان داده می‌شود، موضوعی است که بسیاری از رمان‌نویسان، از استرن گرفته تا رمان‌نویس فرانسوی اوایل قرن بیستم، مارسل پروست به آن پرداخته‌اند. شخصیت‌ها در انواع ادبی پیش از رمان معمولا اسامی خاص داشتند که در حقیقت حاکی از آن بود که نویسنده نمی‌خواهد شخصیت‌هایش را موجوداتی کاملا فردیت یافته نشان دهد، حال آن که رمان‌نویسان پیشگام به نحو بسیار بارزی از این سنت گسستند و برای شخصیت‌های رمان‌های‌شان نام‌هایی برگزیدند که نشان می‌داد باید آنها را افرادی خاص در محیط اجتماعی همان دوران دانست.
آنچه درداستان بلند «‌امیلی ال» حائز اهمیت است، شیوه داستان در داستانی است که نویسنده به واسطه آن دو روایت را به طور موازی پیش می‌برد. راوی زن نویسند‌ای است که ماجرای تنهایی، ترس و دلباختگی‌اش را از طریق روایت سرگذشت کاپیتان و همسرش بازگو می‌کند. نویسنده صحنه آغازین داستان را با غروب و ترس شروع می‌کند و صحنه پایانی هم با همین عنصر، به همراه خواب و شب، پایان می‌پذیرد. اساسا عنصر غروب و رنگ سرخ، موتیف داستان است. دوراس نویسنده هوشمندی است که هرگز دچار تیپ‌سازی نمی‌شود. در این داستان هم هیچ‌کدام از شخصیت‌ها، نام خاصی ندارند. به گونه‌ای که حتی نام امیلی ال هم مستعار و به صورتی کاملا تصادفی انتخاب شده است. دوراس به عمد نام‌ها را مخفی نگه می‌دارد. گویی آدم‌ها در انزوای خودشان با بیم و هراس زندگی می‌کنند و از ترس گریزی نیست. مارگریت دوراس همواره می‌کوشد تا جهان، آدم‌ها و سرگذشت آنها را همان‌گونه که هست به ما نشان دهد. امیلی ال، روایت ترس و تنهایی انسان است در آشفته بازاری به نام جهان. این داستان بلند به ترجمه شیرین بنی‌احمد در نشر نیلوفر به چاپ رسیده است.‌

سعیده اسداللهی‌ - نویسنده