گفتوگو با قدسیه علی اوسط، بانوی طلبهای كه میخواست شیمیدان شود!
پله پله تا خدا
وقتی صحبت از طلبگی میشود، ناخودآگاه تصویر مردی جوان با عمامه به سر و عبایی بر دوش در ذهن شكل میگیرد. اما غافل از این كه طلبگی تنها محدود به مردان نمیشود و خانمها هم از این امر مستثنا نیستند. در جامعه خانمهایی در نقش طلبه فعالیت میكنند كه شاید در ظاهر تفاوتی با من و شما نداشته باشند، اما در اصل مبلغانی هستند كه وظیفه اصلی آنها هدایت و نشان دادن مسیر درست زندگی به جوانان و دیگر افراد جامعه به ویژه بانوان است.
ندا اظهری
قدیسه علی اوسط، بانوی طلبهای است كه قصه زندگیاش را امروز برای شما روایت میكنیم، او در مقطع چهار حوزه كه معادل دكترای دانشگاه است، در رشته علوم قرآنی، تفسیر تطبیقی تحصیل میكند. متولد سال 51 است و دو پسر 14 و 20 ساله دارد. از 19 سالگی تبلیغ را آغاز كرده و از سال دوم حوزه به تشویق استادانش سعی كرد آنچه میآموزد را به دیگران یاد دهد و همین باعث شد تا از جلسات خانگی كار تبلیغ را شروع كند. آن زمان با وجود این كه سواد دینی كمی داشت، مباحثی را كه در حوزه میآموخت با جرأت و جسارتی كه داشت در همین جلسات تدریس میكرد. خودش میگوید: «چند سالی را در حوزه تهران تحصیل كردم. آن زمان حوزه مصوبی كه رسمی باشد در نزدیكی منزل ما وجود نداشت و درواقع، حوزههای آزادی بود كه از سوی سازمان تبلیغات برگزار میشد. اما به این دلیل كه هم سطح پایینی داشتند و هم مدرك معتبری ارائه نمیدادند، دیگر ادامه ندادم و تحصیلم را در حوزه جامعهالزهرای قم شروع كردم. سطح 2، 3 را در حوزه قم و سطح 4 را در حوزه تهران خواندم».
این طلبه درباره آشنایی عامه مردم با طلبههای خانم میگوید: «خانمهای طلبه را خیلی نمیشناسند، اوایل فقط در مسجد و مدرسه تبلیغ میكردیم، اما بزرگان توصیه كردند در جلسات خانگی هم ورود كنید كه بساط خانمجلسهایها- به معنای عام كه بدون اطلاعات وارد میشوند- برچیده شود. اوایل در جلسات خانگی برایشان عجیب بود كه ما طلبهایم، اما در مساجد تقریبا جاافتاده و پذیرفته شده بود، اما حالا چند سالی است كه بدنه جامعه این موضوع را پذیرفته است».
شیمی را خیلی دوست داشتم
علی اوسط در ادامه گفتوگو میگوید: «دیپلمم را در رشته تجربی گرفتم و از همان زمان به شیمی علاقه زیادی داشتم اما یك تلنگر مسیر زندگیام را تغییر داد. به پیشنهاد یكی از دوستانم وارد كلاسهای طرح آزاد حوزه شدم كه در یك حسینیه برگزار میشد. یكی دو جلسهای به صورت امتحانی در آن شركت كردم و از همانجا بود كه مسیرم را انتخاب كردم و وارد حوزه شدم و قید دانشگاه و رشته شیمی را زدم».
او خانوادهای مذهبی داشته و خودش هم در بسیج مدرسه فعالیت داشت. پدربزرگ و عمو و دامادشان هم روحانی بودند، اما تاكنون هیچ خانم طلبهای در خانواده نداشتند. در دوران مدرسه به ادبیات و نویسندگی علاقه داشته و نمایشنامه مینوشته و دست به قلم بوده، اما با وجود این كه شیمی را خیلی دوست داشت، اما هرگز از راهی كه آمده پشیمان نیست. او ادامه میدهد: «شاگردانی دارم كه رشته تجربی یا ریاضی خواندهاند و بعضی كلاسهای علوم قرآنی را هم شركت میكنند و بر سر دوراهی هستند. توصیه میكنم چند جلسهای را در كلاسهای قرآنی شركت كنند و اگر میتوانند هر دو را همزمان با هم بخوانند و یكی از آنها را غیرحضوری بخوانند. من معتقدم كه باید دانش دین را داشت، اما خودم ضرورتی نمیدیدم كه دو رشته را با هم بخوانم. به نظر من اگر در یك رشته تبحر داشته باشم بهتر است تا پراكنده كاركردن، اما همزمان زبان عربی را كجدار و مریز ادامه میدهم».
سبك زندگی یك خانم طلبه
علیاوسط درباره تفاوتی كه زندگی یك خانم طلبه با دیگران باید داشته باشد به چاردیواری میگوید: «سبك زندگی یك طلبه خانم طبیعتا باید نسبت به یك خانم معمولی متفاوت باشد، اما یك خانم هرگز نمیتواند الزامات یك آقا را داشته باشد. گاهی شرایط زندگی همسر یك خانم طلبه روی سبك زندگی او تأثیر مستقیم میگذارد. شؤوناتی را رعایت میكنیم اما مانند یك آقا نه. چیزی كه بیشتر از هر چیز در جامعه نمود پیدا میكند، لباس یك روحانی است. یك پزشك و نظامی را به لباس او میشناسند یا طلبه آقا را به لباس در جامعه میشناسند اما ما خانمها لباس خاصی نداریم و وقتی به طور محجبه در جامعه ظاهر میشوم، هیچ فرقی با خانمهای محجبه دیگر ندارم و در نتیجه نگاه خاصی به من نمیشود و من در همان حد یك خانم محجبه در جامعه مراعات میكنم، مگر این كه كسی ما را بشناسد و آنجاست كه مجبور میشویم برخی شؤون را بیشتر رعایت كنیم چون آن زمان احساس مسؤولیت بیشتری میكنیم». او خودش با پوشش معمولی كه دارد راحتتر است و معتقد است داشتن پوشش خاص، مسؤولیتش را در جامعه بیشتر میكند و باید برخی معذوریتها را رعایت كند.
همسرم همراه بود
در همان سالهای اولی كه در تهران كلاسهای آزاد را شركت میكرد، ازدواج كرد. همسرش نظامی است و در طول مسیر زندگی همیشه یار و یاور و همراهش بوده است. علیاوسط میگوید: «من از همان ابتدا به همسرم گفتم كه دوست دارم درسم را ادامه دهم. او نه تنها مانع كارم نشد، بلكه همیشه مشوقم بود و میتوانم بگویم خیلی همراه است. عامل اصلی موفقیت این است كه مردی همراه و پشت انسان باشد. قبل از ازدواجم پدر و مادرم مشوقم بودند و بعد از ازدواج هم همسرم مشوق اصلی بود.»
پسر بزرگش كه 20 ساله است، رشته فنی خوانده و فوقدیپلم نقشهبرداری دارد و حالا در آستانه دوران سربازی، مشغول تحصیل در رشته گرافیك است. مادر این خانواده میگوید: «او همیشه به كامپیوتر و گرافیك علاقهمند بود و به دلیل علاقهای كه از كودكی به نقاشی و هنر داشت، او را آزاد گذاشتم تا در هر رشتهای كه دوست دارد تحصیل كند. اما پسر دومم، عاشق ریاضی و كارهای فنی است و فقط به او پیشنهاد كلاسهای قرآنی را دادم كه اگر دوست دارد كنار رشته اصلیاش، این را هم داشته باشد.»
نقش آموزهها انكارناپذیر است
طبیعتا قرار گرفتن در مسیر درست و قرآنی، زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد. این استاد دانشگاه در ادامه گفتوگو میگوید: «مسلما این مسیری كه تا امروز طی كردم روی زندگی مشترك و تربیت فرزندانم تأثیر داشته است. آدمی نوع زندگیاش را بر مبنای تفكراتش شكل میدهد. همیشه در زندگی فراز و نشیب و سختی و اختلاف فكر و اختلاف فرهنگ بین زن و شوهر وجود دارد. گاهی كه برخی جوانها برای مشاوره به من مراجعه میكنند، از اختلافهایی كه بینشان پیش میآید تعجب میكنم. خیلی مسائلی كه برای آنها دغدغه است، من اصلا به آن فكر نمیكنم و خیلی ساده از كنارش میگذرم.» او ادامه میدهد: «در تربیت فرزندانم هم سعی كردهام وقتی با من درباره موضوعی صحبت میكنند، برایشان توضیح داده و راه درست را به آنها نشان دهم و انتخاب نهایی را بر عهده خودشان میگذارم. من حتی در حفظ سوره توحید هم به آنها اصرار نمیكردم و اجازه میدادم هر وقت كه خودشان تمایل نشان دهند، شروع به حفظ كنند. واجبات را به آنها یاد میدادم، اما در مستحبات اصراری نمیكردم و آنها را به خودشان واگذار كرده بودم.»
انس با قرآن
در ایام ماه رمضان كلاسهای حوزه تعطیلیبردار نیست و با همان جدیت ادامه دارد. در این میان، نمیتوان از كار تبلیغی خانمهای طلبه و مبلغ غافل شد كه وظیفه دشواری دارند.
علیاوسط درباره این ماه مبارك و فضیلتی كه برای خانمها دارد، میگوید: «ماه رمضان با همه گرفتاریهایی كه انسانها دارند، فضیلت خودش را دارد و انس با قرآن در افراد بیشتر میشود كه این اولین خیر و بركت این ماه است. گرسنگی بحث دیگری است كه در این ماه مطرح میشود. من قبول ندارم كه با گرسنگی در این ماه میتوانیم حال فقرا را بفهمیم. ما زمانی حال آنها را میفهمیم كه پولی برای خرید نداشته باشیم تا غذایی بخوریم، در حالی كه ما هم افطار و هم سحر غذا میخوریم، اما این را نمیتوان انكار كرد كه فكر آدمی بیشتر به سمت معنویات میرود؛ چه در بحث كمك به افراد نیازمند و چه در بحث انس با قرآن».
برکات ماه رمضان
هیچكس با شكم سیر به جایی نمیرسد و حتی اگر از راه حلال هم باشد، نوعی سنگینی و كدورت به همراه دارد و دوری از خدا میآورد. گرسنه شباهت زیادی به ملائكه دارد و روزه نوعی روحانیت ایجاد میكند. معمولا در این ماه، اعضای خانواده بیشتر در كنار هم هستند و مهمترین آن برای خانمهای عوام و خانهدار رجوع به قرآن است. حتی افرادی كه ترجمه نمیدانند و سوادی هم ندارند، همین صرف خواندن هم اثر دارد. همانگونه كه یك موسیقی بد یا غذای حرام روی انسان اثر منفی میگذارد، قرآن خواندن هم به همان نسبت اثرات معنوی مثبت زیادی به دنبال دارد. حتی حضور در مسجد و دیدار با مؤمنان و اقامه نماز جماعت هم بركات و نوری به دنبال دارد كه در این ماه خوشبختانه مردم نسبت به آن حساسیت بیشتری نشان میدهند.
این طلبه درباره آشنایی عامه مردم با طلبههای خانم میگوید: «خانمهای طلبه را خیلی نمیشناسند، اوایل فقط در مسجد و مدرسه تبلیغ میكردیم، اما بزرگان توصیه كردند در جلسات خانگی هم ورود كنید كه بساط خانمجلسهایها- به معنای عام كه بدون اطلاعات وارد میشوند- برچیده شود. اوایل در جلسات خانگی برایشان عجیب بود كه ما طلبهایم، اما در مساجد تقریبا جاافتاده و پذیرفته شده بود، اما حالا چند سالی است كه بدنه جامعه این موضوع را پذیرفته است».
شیمی را خیلی دوست داشتم
علی اوسط در ادامه گفتوگو میگوید: «دیپلمم را در رشته تجربی گرفتم و از همان زمان به شیمی علاقه زیادی داشتم اما یك تلنگر مسیر زندگیام را تغییر داد. به پیشنهاد یكی از دوستانم وارد كلاسهای طرح آزاد حوزه شدم كه در یك حسینیه برگزار میشد. یكی دو جلسهای به صورت امتحانی در آن شركت كردم و از همانجا بود كه مسیرم را انتخاب كردم و وارد حوزه شدم و قید دانشگاه و رشته شیمی را زدم».
او خانوادهای مذهبی داشته و خودش هم در بسیج مدرسه فعالیت داشت. پدربزرگ و عمو و دامادشان هم روحانی بودند، اما تاكنون هیچ خانم طلبهای در خانواده نداشتند. در دوران مدرسه به ادبیات و نویسندگی علاقه داشته و نمایشنامه مینوشته و دست به قلم بوده، اما با وجود این كه شیمی را خیلی دوست داشت، اما هرگز از راهی كه آمده پشیمان نیست. او ادامه میدهد: «شاگردانی دارم كه رشته تجربی یا ریاضی خواندهاند و بعضی كلاسهای علوم قرآنی را هم شركت میكنند و بر سر دوراهی هستند. توصیه میكنم چند جلسهای را در كلاسهای قرآنی شركت كنند و اگر میتوانند هر دو را همزمان با هم بخوانند و یكی از آنها را غیرحضوری بخوانند. من معتقدم كه باید دانش دین را داشت، اما خودم ضرورتی نمیدیدم كه دو رشته را با هم بخوانم. به نظر من اگر در یك رشته تبحر داشته باشم بهتر است تا پراكنده كاركردن، اما همزمان زبان عربی را كجدار و مریز ادامه میدهم».
سبك زندگی یك خانم طلبه
علیاوسط درباره تفاوتی كه زندگی یك خانم طلبه با دیگران باید داشته باشد به چاردیواری میگوید: «سبك زندگی یك طلبه خانم طبیعتا باید نسبت به یك خانم معمولی متفاوت باشد، اما یك خانم هرگز نمیتواند الزامات یك آقا را داشته باشد. گاهی شرایط زندگی همسر یك خانم طلبه روی سبك زندگی او تأثیر مستقیم میگذارد. شؤوناتی را رعایت میكنیم اما مانند یك آقا نه. چیزی كه بیشتر از هر چیز در جامعه نمود پیدا میكند، لباس یك روحانی است. یك پزشك و نظامی را به لباس او میشناسند یا طلبه آقا را به لباس در جامعه میشناسند اما ما خانمها لباس خاصی نداریم و وقتی به طور محجبه در جامعه ظاهر میشوم، هیچ فرقی با خانمهای محجبه دیگر ندارم و در نتیجه نگاه خاصی به من نمیشود و من در همان حد یك خانم محجبه در جامعه مراعات میكنم، مگر این كه كسی ما را بشناسد و آنجاست كه مجبور میشویم برخی شؤون را بیشتر رعایت كنیم چون آن زمان احساس مسؤولیت بیشتری میكنیم». او خودش با پوشش معمولی كه دارد راحتتر است و معتقد است داشتن پوشش خاص، مسؤولیتش را در جامعه بیشتر میكند و باید برخی معذوریتها را رعایت كند.
همسرم همراه بود
در همان سالهای اولی كه در تهران كلاسهای آزاد را شركت میكرد، ازدواج كرد. همسرش نظامی است و در طول مسیر زندگی همیشه یار و یاور و همراهش بوده است. علیاوسط میگوید: «من از همان ابتدا به همسرم گفتم كه دوست دارم درسم را ادامه دهم. او نه تنها مانع كارم نشد، بلكه همیشه مشوقم بود و میتوانم بگویم خیلی همراه است. عامل اصلی موفقیت این است كه مردی همراه و پشت انسان باشد. قبل از ازدواجم پدر و مادرم مشوقم بودند و بعد از ازدواج هم همسرم مشوق اصلی بود.»
پسر بزرگش كه 20 ساله است، رشته فنی خوانده و فوقدیپلم نقشهبرداری دارد و حالا در آستانه دوران سربازی، مشغول تحصیل در رشته گرافیك است. مادر این خانواده میگوید: «او همیشه به كامپیوتر و گرافیك علاقهمند بود و به دلیل علاقهای كه از كودكی به نقاشی و هنر داشت، او را آزاد گذاشتم تا در هر رشتهای كه دوست دارد تحصیل كند. اما پسر دومم، عاشق ریاضی و كارهای فنی است و فقط به او پیشنهاد كلاسهای قرآنی را دادم كه اگر دوست دارد كنار رشته اصلیاش، این را هم داشته باشد.»
نقش آموزهها انكارناپذیر است
طبیعتا قرار گرفتن در مسیر درست و قرآنی، زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد. این استاد دانشگاه در ادامه گفتوگو میگوید: «مسلما این مسیری كه تا امروز طی كردم روی زندگی مشترك و تربیت فرزندانم تأثیر داشته است. آدمی نوع زندگیاش را بر مبنای تفكراتش شكل میدهد. همیشه در زندگی فراز و نشیب و سختی و اختلاف فكر و اختلاف فرهنگ بین زن و شوهر وجود دارد. گاهی كه برخی جوانها برای مشاوره به من مراجعه میكنند، از اختلافهایی كه بینشان پیش میآید تعجب میكنم. خیلی مسائلی كه برای آنها دغدغه است، من اصلا به آن فكر نمیكنم و خیلی ساده از كنارش میگذرم.» او ادامه میدهد: «در تربیت فرزندانم هم سعی كردهام وقتی با من درباره موضوعی صحبت میكنند، برایشان توضیح داده و راه درست را به آنها نشان دهم و انتخاب نهایی را بر عهده خودشان میگذارم. من حتی در حفظ سوره توحید هم به آنها اصرار نمیكردم و اجازه میدادم هر وقت كه خودشان تمایل نشان دهند، شروع به حفظ كنند. واجبات را به آنها یاد میدادم، اما در مستحبات اصراری نمیكردم و آنها را به خودشان واگذار كرده بودم.»
انس با قرآن
در ایام ماه رمضان كلاسهای حوزه تعطیلیبردار نیست و با همان جدیت ادامه دارد. در این میان، نمیتوان از كار تبلیغی خانمهای طلبه و مبلغ غافل شد كه وظیفه دشواری دارند.
علیاوسط درباره این ماه مبارك و فضیلتی كه برای خانمها دارد، میگوید: «ماه رمضان با همه گرفتاریهایی كه انسانها دارند، فضیلت خودش را دارد و انس با قرآن در افراد بیشتر میشود كه این اولین خیر و بركت این ماه است. گرسنگی بحث دیگری است كه در این ماه مطرح میشود. من قبول ندارم كه با گرسنگی در این ماه میتوانیم حال فقرا را بفهمیم. ما زمانی حال آنها را میفهمیم كه پولی برای خرید نداشته باشیم تا غذایی بخوریم، در حالی كه ما هم افطار و هم سحر غذا میخوریم، اما این را نمیتوان انكار كرد كه فكر آدمی بیشتر به سمت معنویات میرود؛ چه در بحث كمك به افراد نیازمند و چه در بحث انس با قرآن».
برکات ماه رمضان
هیچكس با شكم سیر به جایی نمیرسد و حتی اگر از راه حلال هم باشد، نوعی سنگینی و كدورت به همراه دارد و دوری از خدا میآورد. گرسنه شباهت زیادی به ملائكه دارد و روزه نوعی روحانیت ایجاد میكند. معمولا در این ماه، اعضای خانواده بیشتر در كنار هم هستند و مهمترین آن برای خانمهای عوام و خانهدار رجوع به قرآن است. حتی افرادی كه ترجمه نمیدانند و سوادی هم ندارند، همین صرف خواندن هم اثر دارد. همانگونه كه یك موسیقی بد یا غذای حرام روی انسان اثر منفی میگذارد، قرآن خواندن هم به همان نسبت اثرات معنوی مثبت زیادی به دنبال دارد. حتی حضور در مسجد و دیدار با مؤمنان و اقامه نماز جماعت هم بركات و نوری به دنبال دارد كه در این ماه خوشبختانه مردم نسبت به آن حساسیت بیشتری نشان میدهند.




