دوام بیرحمانه چیزها
خودنوشتها همیشه به عنوان یک ژانرپرطرفدار درادبیات مطرح بوده است.«طبیعت بیجان با صدفها و لیمو» هم از جمله همینگونه است که نویسنده در آن به نوشتن از تجربههای زیسته خود میپردازد.
«خانههای ما شرححال مایند، روایت شکستها و کامیابیهایمان». روایت شکست من در اتاق زیرشیروانی رقم خورده، اتاقی از کف تا سقف پر، بیجای سوزن انداختن، شبیه چینههای غاری که باستانشناسان میکاوند تا شواهدی از سکونت پیدا کنند. من و والی از ورمانت که آمدیم، هرچند اجناس خریده از حراجمان را مختصر کردیم اما همه چیز را دور نریختیم؛ چیزهای که بهشان تعلقخاطر داشتیم - کتاب سالهای دبیرستانش، شیشههای سکه و دکمه و نشان، یادگاریهایی از نمیدانم کی، کلکسیون خنزر پنزر. روزنوشتها و دفتریادداشتهای خودم، مجلههای نازکی که سالها پیش شعرهایم را درشان چاپ میکردم. چیزهای بهدردنخوری آنقدر چشمگیر و جذاب که دلمان نمیآمد از شرّشان خلاص شویم: تکهتکههای بازشده عروسکی چینی، قابی بزرگ با نقاشی دستی خیالپرور و قرن نوزدهمی از نیلوفرهای آبی زیر مهتاب. هرچه به خانه نمیآمد، جایش آن بالا بود و چیزهای جدیدی هم اضافه میشد، بهعلاوه لباسکهنههایمان. آخر باید با اینها چهکار میکردم؟»
نویسنده: مارک دوتی
مترجم: سحر مرعشی
نشر: گمان
سال انتشار: 1402




