فروش جیپ مشکی، دختر و پسر سارق را گرفتار کرد
دختر جوان فکر نمیکرد بعد از فرار از خانهشان، گرفتار دزد حرفهای شود و برای تامین هزینه مصرف شیشهاش مجبور به زورگیری از زنان شود.
به گزارش خبرنگار جامجم، اوایل زمستان سال گذشته زنی با حضور در شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران از دختر و پسری سارق شکایت کرد. در ادامه پرونده به پلیس آگاهی تهران ارسال و شاکی در این باره گفت: صبح دخترم را به مدرسه رساندم و همراه پسر خردسالم برگشتم. ناگهان دختر و پسری با چاقو به ما حمله کردند. با طناب دست و پایمان را بستند و شش النگوی طلایم را سرقت کرد و متواری شدند. همسایهای که از آسانسور بیرون آمده بود ما را یافت و نجات داد. در بازبینی فیلم دوربین مداربسته ساختمان متوجه شدیم سارقان با یک جیپ مشکی فرارکردند.
پلیس بهدنبال متهمان بود که با گذشت چهار ماه از این ماجرا، دو روز پیش شوهر شاکی به پلیس اطلاع داد مرد سارق را بازداشت کرده است. ماموران به آنجا رفتند و سارق را دست و پا بسته تحویل گرفتند. آنها ابتدا به تحقیق از همسر و برادران شاکی پرداختند که او در اظهاراتش گفت: بعد از این سرقت ما خواستیم به پلیس برای دستگیری زن و مرد سارق کمک کنیم. من و برادران همسرم احتمال میدادیم سارقان در سایتهای اینترنتی بخواهند طلاها را بفروشند، این سایتها را هر روز رصد میکردیم چند روز پیش بهطور اتفاقی چشمانم به آگهی فروش یک جیپ مشکی در سایت اینترنتی افتاد که مردی در قلعه حسنخان آن را برای فروش گذاشته بود. عکس خودرو با خودروی سارقان شباهت داشت. با برادرزنهایم بهعنوان مشتری به محل ملاقات با فروشنده خودرو رفتیم. از او عکس پنهانی گرفتیم و برای همسرم فرستادم که او تایید کرد همان مرد سارق است. برسرش ریختیم و بعد او را تحویل پلیس دادیم.
این درحالی بود که شهاب متهم پرونده گفت: معتاد به شیشه هستم و پنج مرتبه بابت سرقت از خانهها به شیوه توپیزنی و بالکنروی بازداشت و زندانی شدم. آخرینبار هم سه سال بابت سرقت خانه، زندان بودم و بعد از پایان محکومیتم آزاد شدم. چون باید رد مال میپرداختم از چند خانه دوباره سرقت کردم. زمستان سال گذشته در بوستانی در جنوب تهران نشسته بودم که دختری 19 ساله و معتاد را دیدم و آشنا شدیم. او پول و طلا از خانهشان دزدیده و فرارکرده بود که او را به خانهام راه دادم و پول و طلاهایش را گرفتم و با آن گذران زندگی کردم.
وی افزود: پولمان که تمام شد او را برای سرقت با خودم همراه کردم. با هم سوار جیپم میشدیم و به مقابل مدارس میرفتیم تا طلای دختران دانشآموز یا مادرشان را سرقت کنیم. درچند اقدام زنان و دختران مقاومت کردند و نتوانستیم سرقت کنیم. سرانجام زنی را که با پسرش آمده بود تعقیب کرده و به خانهاش رسیدیم. با چاقو او و پسرش را تهدید کرده ودست وپایشان را بستیم و شش النگوی طلای آن زن راسرقت کرده وفروختیم. جیپ رابرای فروش گذاشتم که ازبدشانسیام مشتری مالباخته بودوگرفتار شدم.
با اعتراف او، شبنم هم بازداشت شد و در تحقیقات گفت: من در مهمانیهای شبانه به شیشه معتاد شدم. وسایل خانه را بههم میریختم، به زور از خانوادهام پول میگرفتم و شیشه برای مصرف میخریدم. آخر هم پول و طلای خانه را سرقت کرده و فرار کردم که به دام این دزد حرفهای افتادم و با او سرقت انجام میدادم.
افضلی، بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه 34 تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: با اعتراف این دختر و پسر جوان تحقیقات از آنها در پلیس آگاهی ادامه دارد.
پلیس بهدنبال متهمان بود که با گذشت چهار ماه از این ماجرا، دو روز پیش شوهر شاکی به پلیس اطلاع داد مرد سارق را بازداشت کرده است. ماموران به آنجا رفتند و سارق را دست و پا بسته تحویل گرفتند. آنها ابتدا به تحقیق از همسر و برادران شاکی پرداختند که او در اظهاراتش گفت: بعد از این سرقت ما خواستیم به پلیس برای دستگیری زن و مرد سارق کمک کنیم. من و برادران همسرم احتمال میدادیم سارقان در سایتهای اینترنتی بخواهند طلاها را بفروشند، این سایتها را هر روز رصد میکردیم چند روز پیش بهطور اتفاقی چشمانم به آگهی فروش یک جیپ مشکی در سایت اینترنتی افتاد که مردی در قلعه حسنخان آن را برای فروش گذاشته بود. عکس خودرو با خودروی سارقان شباهت داشت. با برادرزنهایم بهعنوان مشتری به محل ملاقات با فروشنده خودرو رفتیم. از او عکس پنهانی گرفتیم و برای همسرم فرستادم که او تایید کرد همان مرد سارق است. برسرش ریختیم و بعد او را تحویل پلیس دادیم.
این درحالی بود که شهاب متهم پرونده گفت: معتاد به شیشه هستم و پنج مرتبه بابت سرقت از خانهها به شیوه توپیزنی و بالکنروی بازداشت و زندانی شدم. آخرینبار هم سه سال بابت سرقت خانه، زندان بودم و بعد از پایان محکومیتم آزاد شدم. چون باید رد مال میپرداختم از چند خانه دوباره سرقت کردم. زمستان سال گذشته در بوستانی در جنوب تهران نشسته بودم که دختری 19 ساله و معتاد را دیدم و آشنا شدیم. او پول و طلا از خانهشان دزدیده و فرارکرده بود که او را به خانهام راه دادم و پول و طلاهایش را گرفتم و با آن گذران زندگی کردم.
وی افزود: پولمان که تمام شد او را برای سرقت با خودم همراه کردم. با هم سوار جیپم میشدیم و به مقابل مدارس میرفتیم تا طلای دختران دانشآموز یا مادرشان را سرقت کنیم. درچند اقدام زنان و دختران مقاومت کردند و نتوانستیم سرقت کنیم. سرانجام زنی را که با پسرش آمده بود تعقیب کرده و به خانهاش رسیدیم. با چاقو او و پسرش را تهدید کرده ودست وپایشان را بستیم و شش النگوی طلای آن زن راسرقت کرده وفروختیم. جیپ رابرای فروش گذاشتم که ازبدشانسیام مشتری مالباخته بودوگرفتار شدم.
با اعتراف او، شبنم هم بازداشت شد و در تحقیقات گفت: من در مهمانیهای شبانه به شیشه معتاد شدم. وسایل خانه را بههم میریختم، به زور از خانوادهام پول میگرفتم و شیشه برای مصرف میخریدم. آخر هم پول و طلای خانه را سرقت کرده و فرار کردم که به دام این دزد حرفهای افتادم و با او سرقت انجام میدادم.
افضلی، بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه 34 تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: با اعتراف این دختر و پسر جوان تحقیقات از آنها در پلیس آگاهی ادامه دارد.




