عشق در میانه جنگ
این داستان روایتگر زندگی خانوادهای در جنوب ایران است. هنگامی که جنگ، سایه سیاهش را بر خانه نقلیشان میافکند و آنها را وارد ماجراهای جدید میکند. پدر خانواده تعمیرکار پیانو و عاشق موسیقیست.
سارا، دختر خانواده به پیشنهاد پدر پیانو مینوازد و «کوکو» پیانوی قدیمی عضوی از خانوادهشان است. زمانی که پدر برای کار به خارج از کشور میرود، جنگ اوج میگیرد و این خانواده بدون پدر راهی تهران میشوند و در مسیر با افراد جدیدی آشنا میشوند. سارا شخصیت محوری داستان است و داستان از زبان او روایت میشود و در طول داستان دغدغهها و تفکرات او از دیگر شخصیتها بیشتر مطرح شده و انگار که جنگ و عشق از دید یک نوجوان 13 ساله در حال بررسیست. یونس یکی دیگر از شخصیتهای داستان، پسری 17ساله است که طبع شاعری دارد و همراه خانواده سارا از خرمشهر به تهران میآید. این داستان عاشقانه ظریف و در لفافه آنقدر در لایههای زیرین فرو رفته که شاید برخی آن را حس نکنند ولی با کمی دقت میتوان پاکی و زلالی عشق را در قلب دو نوجوان ساده و خالی از هرگونه سیاهی پیدا کرد و همراه آنها به روزهای سخت جنگ سفر کرد و از همراه شدن با ایشان لذت برد. نویسنده در روایت داستان با زمان بازی کرده و اتفاقات را به دو بخش گذشته و حال تقسیم کرده و به صورت موازی هر دو زمان را به صورت یک فصل در میان نگاشته است.
نویسنده: جمشید خانیان
نشر: کانون پرورش فکری
سال انتشار:1398
تعداد صفحه: 166
نویسنده: جمشید خانیان
نشر: کانون پرورش فکری
سال انتشار:1398
تعداد صفحه: 166




