نگاهی به کتاب «آه! ارنستو» نوشته «مارگریت دوراس» با ترجمه «مهدیه فرشادجو»
خواندم و یاد گرفتم
همیشه برای انتخاب کتابها درکتابفروشی، کتابهایی که عکس حیوانات وحشرهها روی جلدشان است را برمیدارم و اول عکسهایش را نگاه میکنم. این کتاب را مادرم از قفسه کتاب جدا کرد و وقتی داد دستم، عکس قورباغه، پروانه، لاکپشت، یک کلاغی که نمیدانم چرا زرد رنگ بود و یک ماهی عجیب و غریب، توجهم را جلب کرد.
اول خیال کردم قرار است در این کتاب اطلاعاتی درمورد حیوانات باشد.مادرم گفت نویسنده این کتاب، نویسنده مورد علاقهاش است که برای بچهها هم داستان مینویسد.روی جلد هم نوشته شده بود:«داستانی ازنویسندهای بزرگ برای بچهها». وقتی کتاب را ورق زدم، فهمیدم این کتاب درمورد حیوانات نیست.داستان درمورد پسری به اسم ارنستو است که دلش نمیخواهد به مدرسه برود. او خیال میکند در مدرسه چیزهایی یاد میدهند که برای اوسخت است و آنها را بلدنیست. پدر و مادر ارنستو از این بابت خوشحال نیستند و با خودشان میگویند که این مشکل بزرگی است. بالاخره مادر ارنستو تصمیم میگیرد با معلم او صحبت کند و این مسأله را در میان بگذارد. ارنستو پافشاری و با معلمش خیلی زیاد کلکل میکند. بقیهاش را باید خودتان بخوانید. حالا شما فکر میکنید ارنستو میتواند پدر و مادر ومعلمش را راضی کند که به مدرسه نرود؟ پشت جلد کتاب نوشته شده که مارگریت دوراس نویسنده همه دورانهاست.مادرم میگوید او یکی از بزرگترین نویسندههای کشور فرانسه است. نویسندهای که باید اسمش را در خاطرم نگه دارم تا وقتی که بزرگتر شوم و کتابهای دیگرش را هم بخوانم. این کتاب را خانم مهدیه فرشادجو به زبان فارسی ترجمه کرده و در نشر کتابهای دارکوب چاپ شده است. من این کتاب را خواندم و یاد گرفتم. شما هم بخوانید و یاد بگیرید.
نازنینفاطمه امیرفرجی - نوجوان کتابخوانتیتر خبرها




