نگاه درونی به کولبری در «نون خ 5»!
انتخاب مسیری جادهای و سفرنامهای در سری پنجم مجموعه «نونخ»، موجب شد تا موضوعاتی ملموس برای مشاهده و تأمل در آن، دیده شود؛ از نگاهی متفاوت به جغرافیا و مردم چابهار تا موضوعاتی مانند کودکان سرطانی و پیشرفتهای فنی در تولید رادیوداروها.
در سیر رسیدن به موضوع رادیوداروها، کولبران هم دیده شدند؛ افرادی که سالهاست در حال انتقال کالا در مسیرهای صعبالعبور کوهستانی هستند و در فضای سیاستزده حاکم بر مناطق مرزی، مورد سوءاستفاده برای انتقال محمولههای ممنوعه و غیرمجاز، بخصوص اسلحه و مانند آن و حتی ورود تروریست در پوشش کولبر به داخل کشور قرار گرفته که همگان از این بخش ماجرا آگاهیم. با این وجود آنچه در این مجموعه از کولبر دیده شد، تصویری واقعی و متفاوت بود.افرادی که با سختیهای طبیعی در مسیر حرکت، با پذیرش مخاطرات جسمانی و حتی با بر کف گرفتن جانشان، به انتقال کالا میپردازند و حتی از نظر سنی یا جنسیت هم، تفکیک و تمایزی میانشان دیده نمیشود، گروهی قابلتوجه هستند.اینان با شناخت از طبیعت وحشی، امکان حرکت در فصول متفاوت، بر دوش کشیدن کالاهای حجیم و سنگین، لحاظ ویژگیهای انسانی در تصمیمگیری در لحظات حساس و البته هرکدام به دلایلی طبیعی برای تأمین نیازهای زیستی، دراین مسیر قراردارند.قراردادن داستان انتقال محمولهای حیاتی برای کودکان سرطانی، خصلت انسانی کولبران را در این روایت به تماشا گذارد.ما به عنوان بینندهای که معمولا در برزخ اخبار فضای مجازی، با روایات دیگری از این افراد روبهرو هستیم، دیدیم که چگونه پیشگامی آنان برای رساندن این محموله به مقصد، توانست لحظات طبیعی زیست آنان را برایمان به رخ بکشد. اینکه هر کدام از آنان میتوانستند از این محموله برای مقاصد دیگری بهره ببرند یا به مالاندوزی بیشتر بیندیشند، اما در بزنگاه تصمیمگیری نهایی، در مسیر درست قرار گرفتند، یکی از آموزههای به دست آمده از این کولبران در این مجموعه بود. حساسیت سازندگان مجموعه برای رسیدن به درکی طبیعی از کار این افراد، موجب شد تا عناصر تولید و بازیگران، به دور از ترفندها و تکنیکهای داستانی و تصویری، همگام با این افراد شوند و در طبیعت کوهستانی و برفی منطقه، به حرکت درآیند و لحظات ترس و اضطرابی را چه در سقوط از ارتفاع یا مدفون شدن در زیر بهمن و درون غار را نمایش دهند. آسیب دیدن سعید آقاخانی، کارگردان و بازیگر نقش نخست این مجموعه، یکی ازاموری بودکه برای انتقال تصویری طبیعی وبدون ترفند ازاین افرادوشرایط کاری طبیعیشان، حادث شد. سلامت نگاه به این موضوع، همانند آنچه درباره واقعیت منطقه چابهار و مردمانش دیدیم، باید به ما به عنوان بیننده این مجموعه، فراتر از آنچه در اذهان داشتیم، برداشت دیگری بدهد. این تصویرسازی، بدون سوگیری واضح، صرفا برای قراردادن بیننده در برابر واقعیتی اصیل بود تا خودمان، به استمزاج بپردازیم تصوراتمان را ازچنین پدیدههایی، پالوده کنیم.
حسین سلطانمحمدی | منتقد سینما و تلویزیون



