سناریوی 10میلیاردی مردی برای ربودن برادر
چهار آدمربا بعداز 30روز شکنجه گروگان، وقتی او بیهوش شد به تصور اینکه مرده، پیکر نیمه جانش را در اتوبان تهران ــ کرج رها کردند.
به گزارش خبرنگار جامجم، روزهای پایانی اسفند سال گذشته خانوادهای با حضور در شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران شکایت کردند، پسر 37سالهشان برای انجام کارهایش از خانه بیرون رفته و بعد از آن ناپدید شده است. پس از این شکایت، پرونده با دستور قضایی به پلیس آگاهی تهران ارسال شد. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه در روزهای پایانی فروردین امسال خانواده مرد گمشده به پلیس آگاهی آمدند و گفتند پسرشان به خانه برگشته و میگوید 30روز در اسارتگاه آدمربایان شکنجه شده است. بنابراین مأموران به تحقیق از گروگان نجات یافته پرداختند که او در اظهاراتش گفت: برای دیدار دوستانم به محله تیردوقلوی تهران رفته بودم. در خیابان منتظر تاکسی بودم که پژویی مقابلم توقف کرد، چهارمرد از آن پیاده شدند و با چاقو مرا تهدید کرده و کتکم زده و ربودند. بعد خودرو مقابل باغ ویلایی اطراف تهران توقف کرد و مرا پیاده کردند.
وی افزود: مرا به داخل خانه برده و در اتاقی زندانی کردند. کتکم زدند و بعد با طناب دستان و پاهایم را بستند. تهدید میکردند باید هرچه دارم به آنها بدهم. اگر سند دارم باید به نام آنها ثبت شود. گفتم بگذارید با خانوادهام حرف بزنم که پول بگیرم. گفتند خودشان با آنها تلفنی حرف زدند و پولی برای آزادی من ندادند. مدام شکنجهام داده و جانم در خطر بود. 100میلیون تومان تلفنی از دوستانم توانستم بگیرم و این پولها به حسابهای مختلفی که گفته بودند، واریز شد. در روزهای آخر سفته و چکهایی را مقابلم گذاشتند تا امضاء کنم. در برگههایی هم نوشتهای گرفتند که معادل 10میلیارد تومان به آنها بدهکارم و به زور امضا و اثر انگشتم را روی این برگهها ثبت کردند. 30روز در اسارتگاه آنها بودم و شکنجه شدم. روز آخر وقتی دیدند زیر شکنجه بیهوش شدم به تصور اینکه مردهام، مرا پتوپیچ کرده در خودرو انداخته و بیرون بردند و در اتوبان تهران ـــ کرج رهایم کردند و رفتند. راننده عبوری مرا یافت و به بیمارستان رساند.
درحالی که تحقیقات ادامه داشت، دو روز پیش شاکی دوباره به اداره پلیس آمد و گفت: پیش یکی از دوستانم رفته بودم که برایم تعریف کرد پسر عموی مادرم شبی مهمان او بوده و به او گفته برادر من نقشه ربودن مرا طراحی و چهار خلافکار حرفهای آن را اجرا کرده و شکنجهام دادند. چراکه من و برادرم سر ملک 10میلیارد تومانی با هم اختلاف داشتیم و تصور میکنم حرفهایی که شنیدم، درست باشد.
دیروز پسر عموی مادری شاکی بازداشت شد و او در تحقیقات گفت: شاکی و برادرش از اقوامم هستند و با هم سر ملک 10میلیارد تومانی اختلاف داشتند و مشکلشان حل نمیشد. برادرش یک روز سراغم آمد وگفت اگر کمک کنم برادرش را برباید، یک میلیارد تومان سهمم میشود که ترسیده و قبول نکردم. بعدهم خودش چهارمرد خلافکار را استخدام کرده و نقشه را اجرا کرد.
عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران با تأیید این خبر به جامجم گفت: دستور احضار برادرشاکی صادر و چهارآدمربا نیز تحت تعقیب قرار گرفتند و تحقیقات از مرد آشنا که بازداشت شده نیز ادامه دارد.
وی افزود: مرا به داخل خانه برده و در اتاقی زندانی کردند. کتکم زدند و بعد با طناب دستان و پاهایم را بستند. تهدید میکردند باید هرچه دارم به آنها بدهم. اگر سند دارم باید به نام آنها ثبت شود. گفتم بگذارید با خانوادهام حرف بزنم که پول بگیرم. گفتند خودشان با آنها تلفنی حرف زدند و پولی برای آزادی من ندادند. مدام شکنجهام داده و جانم در خطر بود. 100میلیون تومان تلفنی از دوستانم توانستم بگیرم و این پولها به حسابهای مختلفی که گفته بودند، واریز شد. در روزهای آخر سفته و چکهایی را مقابلم گذاشتند تا امضاء کنم. در برگههایی هم نوشتهای گرفتند که معادل 10میلیارد تومان به آنها بدهکارم و به زور امضا و اثر انگشتم را روی این برگهها ثبت کردند. 30روز در اسارتگاه آنها بودم و شکنجه شدم. روز آخر وقتی دیدند زیر شکنجه بیهوش شدم به تصور اینکه مردهام، مرا پتوپیچ کرده در خودرو انداخته و بیرون بردند و در اتوبان تهران ـــ کرج رهایم کردند و رفتند. راننده عبوری مرا یافت و به بیمارستان رساند.
درحالی که تحقیقات ادامه داشت، دو روز پیش شاکی دوباره به اداره پلیس آمد و گفت: پیش یکی از دوستانم رفته بودم که برایم تعریف کرد پسر عموی مادرم شبی مهمان او بوده و به او گفته برادر من نقشه ربودن مرا طراحی و چهار خلافکار حرفهای آن را اجرا کرده و شکنجهام دادند. چراکه من و برادرم سر ملک 10میلیارد تومانی با هم اختلاف داشتیم و تصور میکنم حرفهایی که شنیدم، درست باشد.
دیروز پسر عموی مادری شاکی بازداشت شد و او در تحقیقات گفت: شاکی و برادرش از اقوامم هستند و با هم سر ملک 10میلیارد تومانی اختلاف داشتند و مشکلشان حل نمیشد. برادرش یک روز سراغم آمد وگفت اگر کمک کنم برادرش را برباید، یک میلیارد تومان سهمم میشود که ترسیده و قبول نکردم. بعدهم خودش چهارمرد خلافکار را استخدام کرده و نقشه را اجرا کرد.
عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران با تأیید این خبر به جامجم گفت: دستور احضار برادرشاکی صادر و چهارآدمربا نیز تحت تعقیب قرار گرفتند و تحقیقات از مرد آشنا که بازداشت شده نیز ادامه دارد.




