زن متهم به همسرکشی در دادگاه:
اگر شوهرم را نمیکشتم، خودم کشته میشدم
زن جوان که در جریان درگیری صبحگاهی با همسرش او را با ضربه چاقو به قلبش کشته بود، در جلسه دادگاه مدعی شد که قصدش از این کار، نجات جان خودش بوده است.
به گزارش خبرنگار «جامجم»، رسیدگی به این پرونده جنایی از صبح دهم اردیبهشت سال گذشته آغاز شد. زن جوان وحشتزده از خانهشان در پاکدشت بیرون آمد و برای نجات جان همسرش درخواست کمک کرد. همسایهها با اورژانس تماس گرفتند اما وقتی امدادگران اورژانس درخانه حاضر شدند،دریافتند مردجوان براثراصابت ضربه چاقوبه سینهاش جان باخته است.با گزارش موضوع به پلیس، تحقیقات جنایی آغاز شد. جسد به پزشکی قانونی منتقل شد که در بررسیها ضربه چاقو به قلب و خونریزی، علت مرگ اعلام شد.
زن جوان به ناممینا در تحقیقات به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت: چهار سال قبل با محمود آشنا شده و ازدواج کردیم. همیشه با هم اختلاف و درگیری داشتیم. خانوادهها برای اینکه به دعواهای ما پایان دهند، پیشنهاد دادند بچهدار شویم. دوسال قبل بچهدار شدیم اما رفتار همسرم تغییری نکرد. هر روز بداخلاقتر میشد. سرهرموضوعی دعوا راه میانداخت و مرا به باد کتک میگرفت. امروز صبح (روزحادثه) با داد وفریاد محمود و کتکهایش ازخواب بیدار شدم. از من خواست تلفنم را به او بدهم که مقاومت کردم. مرا روی زمین انداخت و با دست گلویم راگرفت. چشمانم سیاهی رفت. نفسم به شماره افتاده بود. برای نجات خودم تقلا میکردم که دستم به چاقویی خورد که روی زمین افتاده بود. با آن ضربهای به شوهرم زدم که غرق در خون روی زمین افتاد. ترسیدم و از همسایهها کمک خواستمکه وقتی امدادگران اورژانس آمدند، گفتند او مرده است.
با تکمیل تحقیقات در دادسرای پاکدشت، برای «مینا»کیفرخواست صادر و پرونده برای محاکمه به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. درجلسه رسیدگی به این پرونده اولیای دم مقتول از طرف خودشان و فرزند صغیر پسرشان درخواست قصاص کردند.
پدر محمود در شکایتش گفت: پسرم هرگز عروسم را کتک نزده بود و مینا دروغ میگوید. نمیدانم در آن درگیری چه اتفاقی رخ داد که این زن پسرم را کشت. درخواست ما قصاص است و حاضر به بخشش نیستیم.
رئیس دادگاه سپس از مینا خواست از خود دفاع کند که زن جوان گفت: روز حادثه خواب بودم که با شوک کتک زدن شوهرم از خواب بیدار شدم. او قوی هیکل بود و نمیتوانستم خودم را از دست او نجات بدهم. دستم به کارد میوهخوری خورد و خواستم آن را به سمت همسرم بگیرم تا بترسد و رهایم کند که ناخواسته چاقو در بدنش فرو رفت.
رئیس دادگاه: چاقو را برای ترساندن همسرت سمت اوگرفتی یا دفاع از خودت؟
متهمبهقتل: قصدم ترساندن همسرم بود. محمود گلویم را گرفته بود و نفسم بند آمده بود. فکر کردم دیگر زنده نمیمانم.
پس از دفاعیات متهم و وکیلمدافعش، قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.
زن جوان به ناممینا در تحقیقات به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت: چهار سال قبل با محمود آشنا شده و ازدواج کردیم. همیشه با هم اختلاف و درگیری داشتیم. خانوادهها برای اینکه به دعواهای ما پایان دهند، پیشنهاد دادند بچهدار شویم. دوسال قبل بچهدار شدیم اما رفتار همسرم تغییری نکرد. هر روز بداخلاقتر میشد. سرهرموضوعی دعوا راه میانداخت و مرا به باد کتک میگرفت. امروز صبح (روزحادثه) با داد وفریاد محمود و کتکهایش ازخواب بیدار شدم. از من خواست تلفنم را به او بدهم که مقاومت کردم. مرا روی زمین انداخت و با دست گلویم راگرفت. چشمانم سیاهی رفت. نفسم به شماره افتاده بود. برای نجات خودم تقلا میکردم که دستم به چاقویی خورد که روی زمین افتاده بود. با آن ضربهای به شوهرم زدم که غرق در خون روی زمین افتاد. ترسیدم و از همسایهها کمک خواستمکه وقتی امدادگران اورژانس آمدند، گفتند او مرده است.
با تکمیل تحقیقات در دادسرای پاکدشت، برای «مینا»کیفرخواست صادر و پرونده برای محاکمه به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. درجلسه رسیدگی به این پرونده اولیای دم مقتول از طرف خودشان و فرزند صغیر پسرشان درخواست قصاص کردند.
پدر محمود در شکایتش گفت: پسرم هرگز عروسم را کتک نزده بود و مینا دروغ میگوید. نمیدانم در آن درگیری چه اتفاقی رخ داد که این زن پسرم را کشت. درخواست ما قصاص است و حاضر به بخشش نیستیم.
رئیس دادگاه سپس از مینا خواست از خود دفاع کند که زن جوان گفت: روز حادثه خواب بودم که با شوک کتک زدن شوهرم از خواب بیدار شدم. او قوی هیکل بود و نمیتوانستم خودم را از دست او نجات بدهم. دستم به کارد میوهخوری خورد و خواستم آن را به سمت همسرم بگیرم تا بترسد و رهایم کند که ناخواسته چاقو در بدنش فرو رفت.
رئیس دادگاه: چاقو را برای ترساندن همسرت سمت اوگرفتی یا دفاع از خودت؟
متهمبهقتل: قصدم ترساندن همسرم بود. محمود گلویم را گرفته بود و نفسم بند آمده بود. فکر کردم دیگر زنده نمیمانم.
پس از دفاعیات متهم و وکیلمدافعش، قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.




