متهم در جلسه دادگاه و تحقیقات منکر دومین قتلش شد
قتل یک زن بعد از رهایی از مجازات کشتن همسر
مرد میانسال که چند سال قبل همسرش را کشته و بارضایت آزادشده بود،حالا به اتهام قتل یک زن دیگردرجلسه محاکمهاش بازداشت شد.متهم در تحقیقات منکر قتل این زن شده بود.
به گزارش خبرنگار جامجم، تحقیقات جنایی این پرونده ازآذر1398و با گزارش قتل زنی درشرق تهران آغاز شد. این زن به تنهایی زندگی میکرد و دخترش پس از دو روز بیخبری با ورود به خانه با جسد مادرش در حالی که به طرز هولناکی به قتل رسیده بود، روبهرو شد. تیم جنایی در بررسی محل قتل، دریافت قاتل با قربانی آشنا بوده وبه راحتی وارد خانه شده است. همچنین با توجه به اینکه وسیله باارزشی از خانه سرقت نشده بود،احتمال قتل به دلیل انتقام مطرح شد.ماموران با تحقیقات محلی دریافتند مرد بنگاهداری به نام احسان به خانه مقتول در رفت و آمد بوده که دستگیر شد. مرد میانسال در تحقیقات گفت: مینا جای دخترم بود و من چند بار برای انجام کارهای اداری کمکش کردم. خودم هم از شنیدن خبر قتل او شوکه شدهام. با توجه به نبود ادله علیه این مرد، وی آزاد شد تا اینکه سرانجام ماموران با کشف سرنخهایی دوباره به احسان رسیدند واو رادوباره دستگیر کردند. در بررسیهای جدید مشخص شد، احسان چند سال قبل پس از بازداشت به اتهام قتل همسرش، اعتراف کرد وی را با متکا خفه کرده و جسدش را در رودخانه انداخته است. او پس از مدتی رضایت گرفت و آزاد شد. احسان در بازجوییهامنکر قتل مینا شد و بعد ازحدود10ماه بازداشت به دلیل ابتلای شدید به کرونا بیرون آمد. بازپرس پرونده با توجه به دلایل موجود در پرونده برای او به اتهام قتل کیفرخواست صادر کرد و پرونده برای محاکمه به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
درجلسه دادگاه دخترمقتول برای قاتل مادرش درخواست قصاص کرد.سپس وکیل او در جایگاه ایستاد و گفت: همه شواهد به خصوص متن پیامهای ارسالی مقتول و متهم نشان میدهد مینا از ارتباط با این مرد پشیمان شده بوده و قصد داشته به آن پایان دهد که با مزاحمت احسان روبهرو میشود. حتی مقتول به دوستانش هم گفته بود که از این ارتباط خسته شده است. مینا با کسی مشکل نداشت و تنها فردی که با او مشکل داشت، احسان بود. آخرین بار یکی از همسایهها مینا و احسان را شب قبل از قتل در پارکینگ دیده بود. قبل از کشف جسد یکی از دوستان مینا نگران غیبت او شده و با احسان تماس میگیرد که این مرد مدعی میشود، مینا کشته شده و سرش را در حمام بریدند. او سابقه قتل دارد و برای او درخواست قصاص دارم. رئیس دادگاه سپس با تفهیم اتهام به احسان از او خواست از خود دفاع کند که این مرد با رد اتهامش گفت: من بنگاه معاملات ملکی دارم. تیر ماه سال 1398 مینا برای پیدا کردن خانه به بنگاهم آمد اما فایل مناسبی نداشتم. روز بعد تماس گرفت و مدعی شد خانهای در دیوار پیدا کرده و خواست همراهش بروم تا سرش کلاه نگذارند. من هم قبول کردم و خانه را در بنگاه من قولنامه کردیم. بعد از این ماجرا به دلیل فوت یکی از بستگان ش به مسافرت رفت و چند ماهی نبود. وقتی برگشت، کارهایی داشت که من انجام میدادم. حتی با همکارش دنبال سرویس برای رفتن به محل کار بودند که من سرویس آنها شدم. یک بار برایش کولر جابهجا کردم و برای تشکر مرا به شام دعوت کرد و از آن به بعد رابطه ما نزدیکتر شد اما عشقی میان ما نبود. چند روز قبل از قتل او را برای شام دعوت کردم که قبول نکرد و من هم پیگیر نشدم. روزبعد هم زنگ زدم اما جواب نداد تا اینکه ماموران روز شنبه سراغم آمدند و فهمیدم مینا پنجشنبه قبل کشته شده است.
رئیس دادگاه: بررسی پیامکها نشان داد این اواخر با مینا اختلاف داشتی؟
متهم به قتل: اگر اختلافی داشتیم، کارهایش را به من نمیسپرد. من به او کمک میکردم و بیش از این ارتباطی نداشتیم.
رئیس دادگاه: خانهات چقدر با خانه مقتول فاصله داشت؟
متهم به قتل: ما نزدیک هم هستیم. شاید 10 تا 20 متر.
رئیس دادگاه: درباره شهادت شهود چه میگویی؟
متهم به قتل: قبول ندارم. یکی از شهود، به دلیل خرید ملک با من اختلاف داشت و شاهد دوم هم دروغ میگوید. او چند روز بعد از کشف جسد با من تماس گرفت و دروغ گفته روز کشف جسد زنگ زده است.
وکیل متهم در دفاع از او گفت: موکلم سابقه قتل در پروندهاش دارد و همین باعث شده، او را به عنوان قاتل بازداشت کنند.
پس از دفاعیات متهم و وکیلش، قضات دادگاه او را بازداشت و روانه زندان کردند تا درباره پرونده تصمیمگیری کنند.
درجلسه دادگاه دخترمقتول برای قاتل مادرش درخواست قصاص کرد.سپس وکیل او در جایگاه ایستاد و گفت: همه شواهد به خصوص متن پیامهای ارسالی مقتول و متهم نشان میدهد مینا از ارتباط با این مرد پشیمان شده بوده و قصد داشته به آن پایان دهد که با مزاحمت احسان روبهرو میشود. حتی مقتول به دوستانش هم گفته بود که از این ارتباط خسته شده است. مینا با کسی مشکل نداشت و تنها فردی که با او مشکل داشت، احسان بود. آخرین بار یکی از همسایهها مینا و احسان را شب قبل از قتل در پارکینگ دیده بود. قبل از کشف جسد یکی از دوستان مینا نگران غیبت او شده و با احسان تماس میگیرد که این مرد مدعی میشود، مینا کشته شده و سرش را در حمام بریدند. او سابقه قتل دارد و برای او درخواست قصاص دارم. رئیس دادگاه سپس با تفهیم اتهام به احسان از او خواست از خود دفاع کند که این مرد با رد اتهامش گفت: من بنگاه معاملات ملکی دارم. تیر ماه سال 1398 مینا برای پیدا کردن خانه به بنگاهم آمد اما فایل مناسبی نداشتم. روز بعد تماس گرفت و مدعی شد خانهای در دیوار پیدا کرده و خواست همراهش بروم تا سرش کلاه نگذارند. من هم قبول کردم و خانه را در بنگاه من قولنامه کردیم. بعد از این ماجرا به دلیل فوت یکی از بستگان ش به مسافرت رفت و چند ماهی نبود. وقتی برگشت، کارهایی داشت که من انجام میدادم. حتی با همکارش دنبال سرویس برای رفتن به محل کار بودند که من سرویس آنها شدم. یک بار برایش کولر جابهجا کردم و برای تشکر مرا به شام دعوت کرد و از آن به بعد رابطه ما نزدیکتر شد اما عشقی میان ما نبود. چند روز قبل از قتل او را برای شام دعوت کردم که قبول نکرد و من هم پیگیر نشدم. روزبعد هم زنگ زدم اما جواب نداد تا اینکه ماموران روز شنبه سراغم آمدند و فهمیدم مینا پنجشنبه قبل کشته شده است.
رئیس دادگاه: بررسی پیامکها نشان داد این اواخر با مینا اختلاف داشتی؟
متهم به قتل: اگر اختلافی داشتیم، کارهایش را به من نمیسپرد. من به او کمک میکردم و بیش از این ارتباطی نداشتیم.
رئیس دادگاه: خانهات چقدر با خانه مقتول فاصله داشت؟
متهم به قتل: ما نزدیک هم هستیم. شاید 10 تا 20 متر.
رئیس دادگاه: درباره شهادت شهود چه میگویی؟
متهم به قتل: قبول ندارم. یکی از شهود، به دلیل خرید ملک با من اختلاف داشت و شاهد دوم هم دروغ میگوید. او چند روز بعد از کشف جسد با من تماس گرفت و دروغ گفته روز کشف جسد زنگ زده است.
وکیل متهم در دفاع از او گفت: موکلم سابقه قتل در پروندهاش دارد و همین باعث شده، او را به عنوان قاتل بازداشت کنند.
پس از دفاعیات متهم و وکیلش، قضات دادگاه او را بازداشت و روانه زندان کردند تا درباره پرونده تصمیمگیری کنند.




