اندیشه یکی است!
بهترین شروع برای کتابی که در عنوان از «ظرافت جوجهتیغی» حرف میزند، چه میتواند باشد؟ آنچه هرگز ممکن نیست فکرش را بکنید؛ خودکشی کودکی 12ساله است.
تنها خواندن چند صفحه از کتاب کافی است که مطمئن شویم با کتابی متفاوت سروکار داریم. آنقدر متفاوت که ما را به ادامه دادن و بیشتر خواندن مجبور کند. کتاب، داستان ساختمانی است با ساکنانی از طبقه مرفه که همگی تحصیلکرده و از قشر ثروتمند جامعه هستند. در بین اینها زن سرایدار است که راوی و شخصیت اول داستان است. از همینجاست که کلیشههای ذهنی شکسته میشود. زنی 54 ساله با قدرت تفکر و روایت بسیار بالا که راوی داستان است.سرایداری که از شغلش راضی است و نمیخواهد هرگز به چیزی جز سرایداری مشغول باشد و مهمتر از آن، نمیخواهد تصویر کلیشهای یک زن سرایدار را برهم بزند.تمام مدت روز تلویزیون راروشن میکندتا صدای آن در سکوت بپیچد و بیتوجه به تلویزیون، کتاب میخواند.آنقدر ادبیات خوانده که اسم گربهاش را به طرفداری از تولستوی، لئون گذاشته است. با مارکس و دیدگاهش آشناست. غلطهای دستوری و زبانی افراد تحصیلکرده ساختمان آزارش میدهد و بیش از هرکس در میان تمام ساکنان معنای زندگی را فهمیده است.
نویسنده: موریل باربری
مترجم: مرتضی کلانتریان
نشر: آگاه
سال انتشار: 1400
نویسنده: موریل باربری
مترجم: مرتضی کلانتریان
نشر: آگاه
سال انتشار: 1400




