داستان چرچیل و خط ویژه و كدخدا
در بحبوحه جنگ جهانی دوم، در روزهایی كه انگلستان زیر بمباران شدید آلمانها قرار داشت، دولتمردان انگلستان تصمیم گرفتند جلسهای فوقالعاده مهم برگزار كنند تا پس از بحث و تبادل نظر و همفكری به این نتیجه برسند كه در برابر نیروهای متحد چه گِلی به سر خود بگیرند. چرچیل نخستوزیر انگلستان كه مشغلههای فراوانی در اداره كشور و جنگ داشت، چند دقیقه مانده به شروع جلسه راننده خود را صدا كرد و به او گفت در سریعترین زمان ممكن او را به محل جلسه برساند. راننده چرچیل، اتومبیل را آتش كرد و گازش را گرفت و راه افتاد. در راه به خیابانی رسیدند كه ورودممنوع بود، اما در آن خط ویژه بیآرتی قرار داشت. راننده گفت: اگر از خط ویژه برویم پنج دقیقه دیگر میرسیم، اما اگر بیندازیم در خیابان شكسپیر دوتا چراغ داریم كه همیشه خدا پشتش ترافیك است و 15 الی 20 دقیقه دیگر میرسیم.
چرچیل گفت: همین را برو. راننده اتومبیل را به داخل خط ویژه هدایت كرد و مجدد گازش را گرفت. در میانه مسیر یك افسر راهنمایی و رانندگی كه برگهای جریمهاش را نیز در دست گرفته بود، راه اتومبیل را بست و آن را متوقف كرد. راننده سرش را از شیشه بیرون آورد و گفت: جناب سروان، ایشان نخستوزیر انگلستان است و باید فورا به جلسهای مهم و محرمانه با حضور كلیه سران برسد. جناب سروان نگاهی به داخل اتومبیل كرد و به چرچیل ادای احترام نمود و گفت: هم ایشان را میشناسم و هم قوانین راهنمایی و رانندگی را و هم وظیفه خودم را. لطفا دور بزنید و مسیری را كه آمدهاید برگردید.
چرچیل به راننده دستور داد دور بزند. سپس سیگار برگش را روشن كرد و گفت: ما در جنگ پیروز میشویم. راننده پرسید: چرا جناب چرچیل؟ چرچیل گفت: چون به رغم بمباران سنگین دشمن، در خیابانهای لندن قانون حاكم است. به این ترتیب چرچیل به جلسه محرمانه سران نرسید و سران نتوانستند در برابر حملات آلمانها ترتیب خاصی اتخاذ كنند و انگلستان در آستانه انهدام كامل قرارگرفت، تا آنكه آمریكاییها وارد جنگ شدند و معادله جنگ به سود متفقین تغییر كرد. هماكنون آمریكا بهخاطر نقش تاثیرگذارش در به پایان رساندن جنگ جهانی دوم، كدخدای اروپاست و در برخی خیابانهای انگلستان نیز كماكان قانون حاكم است.
چرچیل گفت: همین را برو. راننده اتومبیل را به داخل خط ویژه هدایت كرد و مجدد گازش را گرفت. در میانه مسیر یك افسر راهنمایی و رانندگی كه برگهای جریمهاش را نیز در دست گرفته بود، راه اتومبیل را بست و آن را متوقف كرد. راننده سرش را از شیشه بیرون آورد و گفت: جناب سروان، ایشان نخستوزیر انگلستان است و باید فورا به جلسهای مهم و محرمانه با حضور كلیه سران برسد. جناب سروان نگاهی به داخل اتومبیل كرد و به چرچیل ادای احترام نمود و گفت: هم ایشان را میشناسم و هم قوانین راهنمایی و رانندگی را و هم وظیفه خودم را. لطفا دور بزنید و مسیری را كه آمدهاید برگردید.
چرچیل به راننده دستور داد دور بزند. سپس سیگار برگش را روشن كرد و گفت: ما در جنگ پیروز میشویم. راننده پرسید: چرا جناب چرچیل؟ چرچیل گفت: چون به رغم بمباران سنگین دشمن، در خیابانهای لندن قانون حاكم است. به این ترتیب چرچیل به جلسه محرمانه سران نرسید و سران نتوانستند در برابر حملات آلمانها ترتیب خاصی اتخاذ كنند و انگلستان در آستانه انهدام كامل قرارگرفت، تا آنكه آمریكاییها وارد جنگ شدند و معادله جنگ به سود متفقین تغییر كرد. هماكنون آمریكا بهخاطر نقش تاثیرگذارش در به پایان رساندن جنگ جهانی دوم، كدخدای اروپاست و در برخی خیابانهای انگلستان نیز كماكان قانون حاكم است.




