قتل پسر جوان بهخاطر دوستی با خواهرزن!
مردجوان که پسری را بهخاطر دوستی با خواهرزنش به قتل رسانده، در جلسه دادگاه ادعای جدیدی مطرح و دوستش را بهعنوان قاتل معرفی کرد.
به گزارش خبرنگار جامجم، تحقیقات جنایی در این پرونده ازبامداد24مردادسال1401آغاز شد. تیم جنایی تهران در جریان یک درگیری مرگبار در یک خانه واقع در محله امامزاده حسن قرار گرفت. در این حادثه، مردی 30 ساله بهنام میثم با ضربه قمه به قتل رسید. ضارب که شهاب نام دارد شناسایی و در یکی از شهرهای غربی کشور دستگیر شد.مرد جوان در جریان تحقیقات با اعتراف به این جنایت گفت: خواهرزنم در خانهای مجردی در محله امامزاده حسن زندگی میکرد و همسرم زیاد به خانهاش میرفت. او وقتی در خانه خواهرش بود، به تلفنهای من پاسخ نمیداد که این موضوع باعث حساسیت من شد.یک روزمتوجه وجودگوشی تلفنهمراهی در خانه شدم که همسرم گفت متعلق به خواهرش است. گوشی را بررسی کردم و پی بردم مردی غریبه چند بار با او تماس گرفته است. همسرم ادعا کرد مردجوان میثم نام دارد وباخواهرش در ارتباط است.به همسرم گفتم دیگر حق نداری به خانه خواهرت بروی، اما توجهی نکرد و تا دیروقت آنجا میماند. ازاین موضوع عصبانی شده و با میثم تماس گرفتم وخواستم به رابطهاش با خواهرزنم پایان دهد، اما او حرفهایی درباره خواهرزنم و همسرم گفت که عصبانیام کرد.قرص و مشروب خوردم و در حال خودم نبودم. در این هنگام دوستم فرید تماس گرفت. وقتی حالم را دید خواست سراغ میثم برویم و ادبش کنیم. قمهام را برداشتم و با فرید به خانه خواهرزنم رفتیم. میثم در را باز کرد و به صورتم اسپری اشکآور پاشید. چشم و صورتم میسوخت. فکر کردم روی صورتم اسید ریخته است. همان موقع داییام که از ماجرا باخبر شده بود به آنجا آمد و با فرید مرا سوار موتور کردند. آنقدر روی موتور تقلا کردم که زمین خوردیم. با قمه به سمت خانه خواهرزنم رفتم و با لگد در راشکستم وچند ضربه به میثم زدم و رفتم. با تکمیل تحقیقات مشخص شد فرید در ماجرا نقشی نداشته و بههمینخاطر برای او قرار منع تعقیب صادر و پرونده با صدور کیفرخواست برای شهاب به دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. در جلسه محاکمه که در شعبه دوم برگزار شد، اولیای دم میثم برای قاتل پسرشان درخواست قصاص کردند. سپس شهاب در جایگاه ایستاد و گفت: بار اول که به مقابل خانه خواهرزنم رفتم، میثم روی من اسپری اشکآور پاشید. فرید روبهروی صورتم آتش روشن کرد تا سوزش چشمم کمتر شود. بار دوم که به مقابل خانه خواهرزنم رفتم، میثم زنجیر داشت. آن را بلند کرد تا به صورتم ضربه بزند. فکر کردم چاقو دستش است. به همین خاطر قمه را در هوا چرخاندم تا از خودم دفاع کنم. احساس کردم چاقو به دست او برخورد کرد. همان موقع فرید رسید و قمه را از من گرفت و به میثم ضربه زد. تا الان واقعیت را مخفی کردم. من برای دفاع از ناموس به آنجا رفتم و میثم مرتکب قتل شد. به خاطر رفاقتی که داشتیم قتل را گردن گرفتم. در این هنگام قاضی از متهم پرسید کسی از تو درخواست کمک کرده بود که به آنجا رفتی؟ که او در پاسخ گفت: بهخاطر غیرتم رفتم. نمیتوانستم ببینم خواهرزنم با مرد غریبه ارتباط دارد.پس از دفاعیات متهم، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.




