بلندپروازیهای خطرناک عصبشناسان
آیا میتوان خاطرات یک فرد متوفی را بازیابی کرد؟ بهعنوان یک انسان در دنیای معاصر شاید حداقل یکبار به این موضوع اندیشیدهایدکه پس از مرگ چه برسرحجم انبوه اطلاعات شخصی که در انواع شبکههای اجتماعی یا فضای ابری ذخیره کردهایدخواهد آمد؟
چه فرد یا افرادی به آنها دسترسی خواهند داشت و در یک کلام چه کسی یا چه قانونی از حریم خصوصیتان، پس از مرگ شما دفاع خواهد کرد؟ اگر خواندن این چند سطر کوتاه شما را مضطرب کرده است، بهتر است بیشتر نگران باشید؛ زیرا دانشمندان علوم اعصاب در تلاشند تا اطلاعات مهمتری بهدست آورند: آنها به دنبال یافتن راهی برای بازیابی خاطرات ثبتشده در مغز افراد پس از
مرگ هستند.با این حال، نیازی به وحشتزدگی نیست؛ این ایده درحالحاضر در مرحله نظری قرار دارد و با چالشهای زیادی روبهروست. همچنین هنوز هیچ آزمایش تجربی یا بالینی در این زمینه انجام نشده است، یا حداقل چنین چیزی به رسانهها اعلام نشده است.دانشمندان کنجکاو میخواهند بفهمند آیا میتوان به خاطرات مغز یک فرد متوفی دسترسی داشت؟ عصبشناسان معتقدند که بازیابی خاطرات فرآیندی پیچیده و نامشخص است؛ اما انگرامهای حافظه در مغز میتوانند به امیدواری نسبت به احتمالات آینده کمک کنند. انگرامهای حافظه بهعنوان رد یا اثر ماندگاری شناخته میشوند که هر تجربه و احساس فیزیکی و جسمی در مغز بهجا میگذارد؛ به عبارتی، یک تصویر ذهنی نهان یا بالقوه است.براساس تحقیقات منتشرشده در نیچر، انگرامها در هیپوکامپ، که منطقهای حیاتی برای شکلگیری حافظه بهشمار میآید، شناسایی شدهاند. این فرآیند شامل گروههایی از نورونهاست که از طریق سیناپسها به یکدیگر متصل میشوند و هر انگرام قطعاتی از یک حافظه را ذخیره میکند. با گذشت زمان، این خاطرات تثبیت شده و در مناطق مختلف مغز توزیع میشوند.
دان آرنولد، عصبشناس در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، اشاره میکند که اگرچه انگرامها نمایانگر ذخیرهسازی حافظه هستند، اما خود حافظه نیستند و این موضوع، بازیابی بالقوه خاطرات را پیچیدهتر میکند.چاران رانگانات،مدیربرنامه«حافظه و انعطافپذیری» در دانشگاه کالیفرنیا، توضیح داد که حافظه انسان بازسازیکننده است. برخلاف یک فایل ثابت، حافظه شامل یادآوری قطعات و پرکردن شکافها با تفسیر است. این ماهیت پویا به چالش بازآفرینی دقیق رویدادهای گذشته میافزاید. خاطرات مرتبط با احساسات یا جزئیات حسی ممکن است در نواحی مختلف مغز ذخیره شوند و این موضوع، روند بازیابی را پیچیدهتر میکند. شاید این پرسش برای بسیاری مطرح شود که چرا باید خاطرات یک انسان پس از مرگ بازیابی شود. در پاسخ به این سوال باید گفت که تصویرهای ذهنی ناشی از تجربه درد، بیهوشی و ترس ــ چه واقعی و چه خیالی ــ که در لحظات نجات جان بهوجود میآید نیز ثبت میشود. تصور کنید که دستیابی به چنین امکانی توسط دانشمندان تا چه حد میتواند به جرمشناسان کمک کند، بهویژه در مواردی که به مرگ یا قتل فردی منجر شده است. از سوی دیگر، این امر میتواند بهعنوان یک عامل بازدارنده بالقوه، میزان جرم و جنایت در جامعه را کاهش دهد. بنابراین، بازیابی خاطرات مردگان میتواند در برخی موارد مفید باشد. البته باید توجه داشت که کسی به خاطرات افراد عادی که زندگی معمولی داشتهاند، نه پیش از مرگ و نه پس از آن، توجهی نخواهد داشت؛ پس نگران نباشید. درحالیکه فناوری فعلی برای رسیدن به این هدف کافی نیست، اما پیشرفتها از نظر تئوری میتوانند به بازسازی شبکههای عصبی برای شبیهسازی خاطرات کمک کنند. بااینحال، همچنان نیاز به اسکن مداوم مغزی در طول زندگی فرد برای ترسیم فرآیند شکلگیری حافظه و الگوهای بازیابی آن احساس میشود. درحالحاضر، کارشناسان بر این باورند که خاطرات یک فرد با او میمیرند، زیرا هیچ روش قابل اعتمادی برای استخراج یا بازآفرینی تجربیات آنان وجود ندارد.
آیسا اسدی - روزنامه نگارمرگ هستند.با این حال، نیازی به وحشتزدگی نیست؛ این ایده درحالحاضر در مرحله نظری قرار دارد و با چالشهای زیادی روبهروست. همچنین هنوز هیچ آزمایش تجربی یا بالینی در این زمینه انجام نشده است، یا حداقل چنین چیزی به رسانهها اعلام نشده است.دانشمندان کنجکاو میخواهند بفهمند آیا میتوان به خاطرات مغز یک فرد متوفی دسترسی داشت؟ عصبشناسان معتقدند که بازیابی خاطرات فرآیندی پیچیده و نامشخص است؛ اما انگرامهای حافظه در مغز میتوانند به امیدواری نسبت به احتمالات آینده کمک کنند. انگرامهای حافظه بهعنوان رد یا اثر ماندگاری شناخته میشوند که هر تجربه و احساس فیزیکی و جسمی در مغز بهجا میگذارد؛ به عبارتی، یک تصویر ذهنی نهان یا بالقوه است.براساس تحقیقات منتشرشده در نیچر، انگرامها در هیپوکامپ، که منطقهای حیاتی برای شکلگیری حافظه بهشمار میآید، شناسایی شدهاند. این فرآیند شامل گروههایی از نورونهاست که از طریق سیناپسها به یکدیگر متصل میشوند و هر انگرام قطعاتی از یک حافظه را ذخیره میکند. با گذشت زمان، این خاطرات تثبیت شده و در مناطق مختلف مغز توزیع میشوند.
دان آرنولد، عصبشناس در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، اشاره میکند که اگرچه انگرامها نمایانگر ذخیرهسازی حافظه هستند، اما خود حافظه نیستند و این موضوع، بازیابی بالقوه خاطرات را پیچیدهتر میکند.چاران رانگانات،مدیربرنامه«حافظه و انعطافپذیری» در دانشگاه کالیفرنیا، توضیح داد که حافظه انسان بازسازیکننده است. برخلاف یک فایل ثابت، حافظه شامل یادآوری قطعات و پرکردن شکافها با تفسیر است. این ماهیت پویا به چالش بازآفرینی دقیق رویدادهای گذشته میافزاید. خاطرات مرتبط با احساسات یا جزئیات حسی ممکن است در نواحی مختلف مغز ذخیره شوند و این موضوع، روند بازیابی را پیچیدهتر میکند. شاید این پرسش برای بسیاری مطرح شود که چرا باید خاطرات یک انسان پس از مرگ بازیابی شود. در پاسخ به این سوال باید گفت که تصویرهای ذهنی ناشی از تجربه درد، بیهوشی و ترس ــ چه واقعی و چه خیالی ــ که در لحظات نجات جان بهوجود میآید نیز ثبت میشود. تصور کنید که دستیابی به چنین امکانی توسط دانشمندان تا چه حد میتواند به جرمشناسان کمک کند، بهویژه در مواردی که به مرگ یا قتل فردی منجر شده است. از سوی دیگر، این امر میتواند بهعنوان یک عامل بازدارنده بالقوه، میزان جرم و جنایت در جامعه را کاهش دهد. بنابراین، بازیابی خاطرات مردگان میتواند در برخی موارد مفید باشد. البته باید توجه داشت که کسی به خاطرات افراد عادی که زندگی معمولی داشتهاند، نه پیش از مرگ و نه پس از آن، توجهی نخواهد داشت؛ پس نگران نباشید. درحالیکه فناوری فعلی برای رسیدن به این هدف کافی نیست، اما پیشرفتها از نظر تئوری میتوانند به بازسازی شبکههای عصبی برای شبیهسازی خاطرات کمک کنند. بااینحال، همچنان نیاز به اسکن مداوم مغزی در طول زندگی فرد برای ترسیم فرآیند شکلگیری حافظه و الگوهای بازیابی آن احساس میشود. درحالحاضر، کارشناسان بر این باورند که خاطرات یک فرد با او میمیرند، زیرا هیچ روش قابل اعتمادی برای استخراج یا بازآفرینی تجربیات آنان وجود ندارد.




