سلفی با چوبه دار
در این ستون زندگی قاتلان معروف ایران که سرنوشتی جز چوبه دار نداشتند، به نوعی از زبان خودشان و بر اساس اعترافاتشان در دادگاه مرور میشود . مرد متجاوز معروف به مرد ژله ای ،یکی از مجرمانی بود که این هفته سراغ او رفتهایم.
مرد ژلهای
اسمم امین است و رسانهها لقب مرد ژلهای را روی من گذاشته بودند. اتهامم تجاوز به زنان و آزار و اذیت آنها در جنوب شیراز بود و به خاطر همین موضوع در ملآ عام پای چوبه دار رفتم تا نام من در فهرست سلفی بگیران با چوبه دار ثبت شود.
از سال 94 جرایم خود را آغاز كردم. روزها به سپیدان میرفتم و یونجه میخریدم و غروبها به شیراز برمی گشتم.
یك شب تصمیم گرفتم شبانه از راه پشت بام وارد خانهها شده و زنان را مورد آزار و اذیت قرار دهم. برای اینكه بتوانم در مواقع خطر، فرار كنم به بدنم روغن میزدم. به خاطر همین كار هم به مرد ژلهای معروف شدم. شب وقتی اعضای خانوادهام میخوابیدند از راه پشت بام به پشت بام خانههای دیگر رفته و اگر پنجره خانهای باز بود وارد میشدم و زنان را مورد آزار و اذیت قرار میدادم و بعد از همان مسیر به خانه برمی گشتم.
در مدتی كه فعالیت مجرمانه ام را انجام میدادم، وارد خانه بیش از صد زن شدم اما همیشه موفق نبودم و گاهی نمیتوانستم وارد اتاق شوم و برخی مواقع مرد خانه بیدار میشد و فرار میكردم. به خاطر اینكه بدنم چرب بود، كسی نمیتوانست هنگام فرار مرا بگیرد. ساعت 12 شب از خانه بیرون میرفتم و قبل از پنج صبح به خانه بر میگشتم. برای اینكه دستگیر نشوم هر چهار شب یك بار از خانه بیرون میرفتم و برای تهدید زنان تیغی همراه داشتم.
سرانجام شهریور 94 دستگیر شده و در دادگاه با حضور شاكیان محاكمه شدم. قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیاتم و اظهارات متهمان، مرا به اعدام در ملآ عام محكوم كردند.
16 خرداد 95 به اتهام افساد فی الارض پای چوبه دار رفتم و حكم اعدام اجرا شد تا پرونده زندگی ام برای همیشه بسته شود.
مرد ژلهای
اسمم امین است و رسانهها لقب مرد ژلهای را روی من گذاشته بودند. اتهامم تجاوز به زنان و آزار و اذیت آنها در جنوب شیراز بود و به خاطر همین موضوع در ملآ عام پای چوبه دار رفتم تا نام من در فهرست سلفی بگیران با چوبه دار ثبت شود.
از سال 94 جرایم خود را آغاز كردم. روزها به سپیدان میرفتم و یونجه میخریدم و غروبها به شیراز برمی گشتم.
یك شب تصمیم گرفتم شبانه از راه پشت بام وارد خانهها شده و زنان را مورد آزار و اذیت قرار دهم. برای اینكه بتوانم در مواقع خطر، فرار كنم به بدنم روغن میزدم. به خاطر همین كار هم به مرد ژلهای معروف شدم. شب وقتی اعضای خانوادهام میخوابیدند از راه پشت بام به پشت بام خانههای دیگر رفته و اگر پنجره خانهای باز بود وارد میشدم و زنان را مورد آزار و اذیت قرار میدادم و بعد از همان مسیر به خانه برمی گشتم.
در مدتی كه فعالیت مجرمانه ام را انجام میدادم، وارد خانه بیش از صد زن شدم اما همیشه موفق نبودم و گاهی نمیتوانستم وارد اتاق شوم و برخی مواقع مرد خانه بیدار میشد و فرار میكردم. به خاطر اینكه بدنم چرب بود، كسی نمیتوانست هنگام فرار مرا بگیرد. ساعت 12 شب از خانه بیرون میرفتم و قبل از پنج صبح به خانه بر میگشتم. برای اینكه دستگیر نشوم هر چهار شب یك بار از خانه بیرون میرفتم و برای تهدید زنان تیغی همراه داشتم.
سرانجام شهریور 94 دستگیر شده و در دادگاه با حضور شاكیان محاكمه شدم. قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیاتم و اظهارات متهمان، مرا به اعدام در ملآ عام محكوم كردند.
16 خرداد 95 به اتهام افساد فی الارض پای چوبه دار رفتم و حكم اعدام اجرا شد تا پرونده زندگی ام برای همیشه بسته شود.




