نقش زنان و چالشهای آنها در جامعه
حضور اجتماعی زنان، مشارکت، اثرگذاری و نقشآفرینی آنان در جامعه، صرفا به معنای حضور و بروز نیست. تفاوت نگاه ما به زنان، زمانی که مسئولیت اجتماعی آنان را همچون مردان میپذیریم، فقط به ظاهر شدن آنان در عرصه عمومی محدود نمیشود بلکه مشارکت، تاثیرگذاری و نقشآفرینی آنها نیز حائز اهمیت است.
این به آن معناست که استفاده از ظرفیت، استعداد و توانمندیهای زنان در جامعه، برای ما از اهمیت ویژهای برخوردار است. از سوی دیگر، باید زمینه رشد و شکوفایی استعدادها و ظرفیتهای زنان در جامعه و عرصههای گوناگون فراهم شود. نکته اساسی این است که این زمینهسازی برای رشد و پیشرفت زنان باید بهنحوی صورت گیرد که هویت آنان دچار آسیب نشود. با وجود این، رویکرد برابرطلبی غربی تاثیراتی نظیر مردوارهشدن زنان داشته و در محیطهای کاری نیز خود را نشان داده است. این محیطها در بهترین شرایط خنثی و بدون توجه به جنسیت و در بدترین شرایط نیز مردمحور هستند. در هر دو حالت، این نگاه نادرست به برابری باعث آسیب به زنان میشود، چراکه آنها گاه در شرایطی ناسازگار با هویت زنانهشان مجبور به کار میشوند. این وضعیت منجر به تنشها و تعارضات مختلفی در زندگی کاری، خانوادگی و هویت فردی زنان شده است. یعنی تعارضی که میان هویت خانوادگی، کاری و فردی زنان ایجاد میشود، یکی از پیامدهای مردواره شدن زنان در جامعه است. این مسأله ناشی از نوعی نگاه برابریطلبانه ناصحیح است که به جای توجه به فرد و هویت منحصربهفرد او، الگوهای یکسانی را برای همه تحمیل میکند. با اینحال، نگاه قرآنی مبنای زوجیت و مکمل بودن زن و مرد را پذیرفته است اما این به معنای الزام به ایفای نقش مادری توسط زنان در خانه و نقش بیرونی توسط مردان نیست. همانطور که مردان در رشد و پیشرفت جامعه اهمیت دارند، زنان نیز دارای نقشی کلیدی هستند، تا آنجا که زن بودن و هویت زنانگی آنان تهدید نشود.
دکتر عاصمه قاسمی | جامعهشناس



