خلاق در بحران
خلاقیت به عنوان توانایی خلق ایدههای جدید و ارزشمند تعریف میشود که هم نوآورانه باشد و هم برای فرد یا جامعه مفید. خلاقیت شامل دو فرآیند اصلی است: تفکر (ایدهپردازی) و تولید (اجرای ایدهها). بدون اقدام، ایدهها صرفا تخیل باقی میماند و خلاقیت کامل نمیشود. خلاقیت اغلب از ترکیب دانش، تجربه و دیدگاههای جدید بهوجود میآید،جایی که افراد الگوهای پنهان را کشف میکنند یا ارتباطات غیرمنتظرهای بین مفاهیم ایجاد میکنند.
حمایت در شرایط ایدهآل
نوع اول افراد خلاق در شرایط پایدار بزرگ میشوند و از حمایت والدین برای دنبال کردن حرفه خود برخوردارند. به آنها درس داده میشود و منابع فراوانی برای یادگیری بیشتر در مورد آنچه دوست دارند، در اختیار دارند. نوع دیگر افراد خلاق اما کسانی هستند که در سنین بسیار کم آسیبهای روحی را تحمل کردهاند و دنیای درونی عمیقی را برای کمک به مبارزه با اضطراب مداوم در خود پرورش دادهاند.
مشهورترین خلاقان با کودکی سخت
منطقی است که بسیاری ازغولهای خلاق زمان ما،ونسان ونگوگ،چارلز دیکنز،جان لنون،بتهوون وفریدا کالو،همگی دوران کودکی سختی را پشتسر گذاشتهاند و این ممکن است پیشران خلاقیت باورنکردنی آنها باشد. دونالد وینیکات، روانکاو مشهور، سال۱۹۷۱درکتاب «بازی و واقعیت» خاطرنشان میکندکه وقتی کودکان خردسال هستند واضطراب جدایی از والدین خود را دارند، به رفتارهای خاص میچسبند. با طولانی شدن این اضطراب، رفتارها به خلاقیت تبدیل میشوند.
دنیای ذهنی موازی
کارلو والریو بلینی،استاد اطفال دانشگاه سیهنا مینویسد:«برخی ازدانشگاهیان مدلی رابرای توضیح این پدیده پیشنهاد کردهاند؛ تا سطح مشخصی از جدایی یا بیتوجهی از والدین، ظرفیت پرورش استعدادها افزایش مییابد اما فراتر از یک حد مشخص، این ظرفیت کاهش مییابد و تغییرات در رفتاراجتماعی حادترمیشود.»بلینی میگوید وقتی جوانان دچارآسیب روحی میشوند، این آسیب باعث میشود که آنها یک «دنیای ذهنی موازی» برای محافظت از خود در برابر دنیای بیرون ایجاد کنند. بلینی مینویسد: «نتیجه این است که، به طور متناقضی، کودکانی که در یک محیط نامطلوب بزرگ میشوند، میتوانند دنیای خلاقانه درونی خود را برای زنده ماندن از استرس توسعه دهند.»
آسیبدیدهها هنرمندترند
وقتی کودکان خردسال دچار آسیب روحی میشوند، نسبت به کودکانی که این تجربه را ندارند، تخیل قویتری پرورش میدهند که زمینه مساعدی را برای فرآیند خلاقیت در آنها فراهم میکند. یافتههای بلینی در مطالعهای که در سال۲۰۱۸ توسط دانشگاه ایالتی کالیفرنیا روی ۲۳۴ هنرمند حرفهای انجام شد، نشان دادکه این هنرمندان نسبت به کسانی که درهنرهای نمایشی فعالیت نداشتند، میزان بیشتری از آسیبهای دوران کودکی وغفلت را تجربه کردهاند. همچنین هنرمندانی که در دوران کودکی تجربیات نامطلوب داشتهاند، بیشتر جذب فرآیند خلاقیت شده و پذیرای هنر هستند.
نوع اول افراد خلاق در شرایط پایدار بزرگ میشوند و از حمایت والدین برای دنبال کردن حرفه خود برخوردارند. به آنها درس داده میشود و منابع فراوانی برای یادگیری بیشتر در مورد آنچه دوست دارند، در اختیار دارند. نوع دیگر افراد خلاق اما کسانی هستند که در سنین بسیار کم آسیبهای روحی را تحمل کردهاند و دنیای درونی عمیقی را برای کمک به مبارزه با اضطراب مداوم در خود پرورش دادهاند.
مشهورترین خلاقان با کودکی سخت
منطقی است که بسیاری ازغولهای خلاق زمان ما،ونسان ونگوگ،چارلز دیکنز،جان لنون،بتهوون وفریدا کالو،همگی دوران کودکی سختی را پشتسر گذاشتهاند و این ممکن است پیشران خلاقیت باورنکردنی آنها باشد. دونالد وینیکات، روانکاو مشهور، سال۱۹۷۱درکتاب «بازی و واقعیت» خاطرنشان میکندکه وقتی کودکان خردسال هستند واضطراب جدایی از والدین خود را دارند، به رفتارهای خاص میچسبند. با طولانی شدن این اضطراب، رفتارها به خلاقیت تبدیل میشوند.
دنیای ذهنی موازی
کارلو والریو بلینی،استاد اطفال دانشگاه سیهنا مینویسد:«برخی ازدانشگاهیان مدلی رابرای توضیح این پدیده پیشنهاد کردهاند؛ تا سطح مشخصی از جدایی یا بیتوجهی از والدین، ظرفیت پرورش استعدادها افزایش مییابد اما فراتر از یک حد مشخص، این ظرفیت کاهش مییابد و تغییرات در رفتاراجتماعی حادترمیشود.»بلینی میگوید وقتی جوانان دچارآسیب روحی میشوند، این آسیب باعث میشود که آنها یک «دنیای ذهنی موازی» برای محافظت از خود در برابر دنیای بیرون ایجاد کنند. بلینی مینویسد: «نتیجه این است که، به طور متناقضی، کودکانی که در یک محیط نامطلوب بزرگ میشوند، میتوانند دنیای خلاقانه درونی خود را برای زنده ماندن از استرس توسعه دهند.»
آسیبدیدهها هنرمندترند
وقتی کودکان خردسال دچار آسیب روحی میشوند، نسبت به کودکانی که این تجربه را ندارند، تخیل قویتری پرورش میدهند که زمینه مساعدی را برای فرآیند خلاقیت در آنها فراهم میکند. یافتههای بلینی در مطالعهای که در سال۲۰۱۸ توسط دانشگاه ایالتی کالیفرنیا روی ۲۳۴ هنرمند حرفهای انجام شد، نشان دادکه این هنرمندان نسبت به کسانی که درهنرهای نمایشی فعالیت نداشتند، میزان بیشتری از آسیبهای دوران کودکی وغفلت را تجربه کردهاند. همچنین هنرمندانی که در دوران کودکی تجربیات نامطلوب داشتهاند، بیشتر جذب فرآیند خلاقیت شده و پذیرای هنر هستند.
تیتر خبرها




