سند تحول، کلید تولید سریالهای باکیفیت
در سالهای اخیر یکی از پرتکرارترین نقدهایی که درباره تلویزیون مطرح میشود این است که «صداوسیما کیفیت را فدای کمیت کرده است.» این جمله بارها در شبکههای اجتماعی، گفتوگوهای رسانهای و حتی برخی محافل هنری تکرار شده اما اگر وضعیت امروز تولیدات تلویزیونی را با دقت بیشتری بررسی کنیم، مشخص میشود که این گزاره بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای جاری باشد، بازتاب تصویری قدیمی از دورهای است که سیاستگذاری تولید سریالها بیشتر تابع پر کردن کنداکتور بود.
اکبر یداللهی - گروه رسانه
درحالیکه امروز،بااجرای سند تحول رسانهملی و بازتعریف مأموریت شبکهها،مسیر تولیدسریالها به سمت موضوعمحوری و سیاستگذاری هدفمند حرکت کرده است. در گذشته، یکی از چالشهای جدی تلویزیون این بود که کنداکتور پخش بهمثابه «چاه ویل آنتن»عمل میکرد؛ یعنی شبکهها ناچار بودند برای پر کردن ساعات پخش، پیدرپی سفارش تولید بدهند.طبیعی بود که در چنین شرایطی، گاهی سرعت تولید برکیفیت اثر غلبه کنداما درساختار جدید،این الگو تغییرکرده است.امروز تولید سریالها نه صرفا برای پر کردن جدول پخش، بلکه درچارچوب موضوعات راهبردی و اولویتهای فرهنگی انجام میشود.
سند تحول، سند مسیر تازه تولیدات نمایشی
در سندتحول رسانهملی، چند محور اصلی برای تولیدات نمایشی تعریف شده است؛ از خانواده و جمعیت گرفته تا روایتهای میهنی، ملی و تاریخی، همچنین پرترههای سیاسی واجتماعی وموضوعات مرتبط با سبک زندگی.هدف از این سیاستگذاری آن است که سریالها صرفا یک سرگرمی گذرا نباشند، بلکه بتوانند روایتگر دغدغههای واقعی جامعه باشند.
به همین دلیل است که بسیاری از پروژههای جدید تلویزیون از همان مرحله ایده و فیلمنامه، با نگاه مسألهمحور طراحی میشوند. همزمان با این تغییر رویکرد، تقسیم کار میان شبکهها نیز شفافتر شده است. در ساختار فعلی، شبکههای یک و سه مسئولیت اصلی پخش سریالهای مستمر را برعهده دارند و موظفند کنداکتور نمایشی خود را بهصورت منظم مدیریت کنند. در مقابل، شبکه دو بیشتر به سمت سریالهای مناسبتی و خانوادگی حرکت کرده است؛ آثاری که برای ایام خاصی مانند ماه رمضان یا مناسبتهای ملی و مذهبی طراحی میشوند. این نظم تازه باعث شده تولیدات نمایشی در جای درست خود قرار گرفته و از آشفتگیهای گذشته فاصله بگیرند. به بیان دیگر، اگر در گذشته گاهی احساس میشد سریالها صرفا برای پر کردن آنتن ساخته میشود، امروز تلاش شده هر اثر در نسبت با مأموریت شبکه و موضوع محوری مشخص تعریف شود. همین تغییر نشان میدهد که ادعای «فدا شدن کیفیت به پای کمیت» در شرایط کنونی چندان قابل دفاع نیست؛ زیرا سیاستگذاری جدید اساسا بر هدفمند شدن تولیدات تأکید دارد.
بودجههای سنگین، دستمزدهای بالا
اما در حالیکه تلویزیون تلاش کرده مسیر تولید خود را بازتعریف کند، شبکه نمایش خانگی با چالش دیگری روبهرو شده است؛ چالشی که بیشتر به وفور تولید و رقابت پلتفرمها برای جلب توجه مخاطب مربوط میشود. در سالهای اخیر هر پلتفرم تلاش کرده چند پروژه همزمان در دست تولید داشته باشد؛ پروژههایی با بودجههای سنگین، دستمزدهای بالا و حضور بازیگران پرشمار. این رقابت ظاهرا پرزرقوبرق، در عمل گاهی به افزایش کمیت تولیدات بدون تضمین کیفیت روایت منجر شده است. نمونه قابل توجه این وضعیت را میتوان در برخی سریالهای پرهزینه اخیر مشاهده کرد. آثاری که با تبلیغات گسترده و ترکیب بازیگران مشهور معرفی شدند اما در عمل نتوانستند مخاطب را با داستانی منسجم همراه کنند.
در چنین فضایی حتی پروژههایی که از ابتدا با هیاهوی رسانهای فراوان آغاز میشوند، لزوما به موفقیت پایدار نمیرسند.
یکی از نمونههای بحثبرانگیز، سریال «هزار و یک شب» بود؛ اثری که با حضور چهرههای شناختهشده و تبلیغات گسترده وارد میدان شد. بسیاری تصور میکردند این سریال میتواند یکی از برگهای برنده نمایش خانگی باشد اما واکنشها نشان داد که ستارههای پرشمار و هزینههای بالا، لزوما جایگزین داستان قوی نمیشوند. روایت پراکنده، شخصیتهایی که فرصت پرداخت عمیق پیدا نکردند و فقدان پیوند منطقی میان رخدادهای داستانی، باعث شد بخشی از مخاطبان نتوانند با سریال ارتباط برقرار کنند. در واقع، تجربه هزارویک شب یک پیام روشن داشت: حتی تولیدات پرستاره نیز اگر بر پایه فیلمنامه منسجم و شخصیتپردازی دقیق شکل نگیرند، نمیتوانند مخاطب را برای مدت طولانی همراه نگه دارند. به بیان سادهتر، ستارهها میتوانند توجه اولیه را جلب کنند اما آنچه مخاطب را نگه میدارد قصه است.
این مسأله تنها به یک سریال محدود نمیشود. نگاهی کلی به تولیدات چند سال اخیر نمایش خانگی نشان میدهد که در برخی موارد، الگوی تولید به سمت شباهتهای ساختاری حرکت کرده است. بسیاری از سریالها در ژانرهای مشابه ساخته میشوند؛ فضاهای لوکس شهری، شخصیتهای مشابه و روایتهایی که بیشتر بر تنشهای ظاهری و موقعیتهای هیجانی تکیه دارند. تفاوت اصلی گاهی فقط در لوکیشنها یا ترکیب بازیگران دیده میشود. در چنین شرایطی، مخاطب که برای تماشای این آثار هزینه اشتراک، اینترنت و زمان صرف میکند، انتظار طبیعی دارد که با تجربهای متفاوت و خلاقانه روبهرو شود. وقتی این انتظار برآورده نشود، واکنش مخاطب نیز سریع خواهد بود؛ زیرا برخلاف تلویزیون که دسترسی عمومی و رایگان دارد، مخاطب نمایش خانگی به شکل مستقیم برای محتوا هزینه میپردازد.
سند تحول، سند مسیر تازه تولیدات نمایشی
در سندتحول رسانهملی، چند محور اصلی برای تولیدات نمایشی تعریف شده است؛ از خانواده و جمعیت گرفته تا روایتهای میهنی، ملی و تاریخی، همچنین پرترههای سیاسی واجتماعی وموضوعات مرتبط با سبک زندگی.هدف از این سیاستگذاری آن است که سریالها صرفا یک سرگرمی گذرا نباشند، بلکه بتوانند روایتگر دغدغههای واقعی جامعه باشند.
به همین دلیل است که بسیاری از پروژههای جدید تلویزیون از همان مرحله ایده و فیلمنامه، با نگاه مسألهمحور طراحی میشوند. همزمان با این تغییر رویکرد، تقسیم کار میان شبکهها نیز شفافتر شده است. در ساختار فعلی، شبکههای یک و سه مسئولیت اصلی پخش سریالهای مستمر را برعهده دارند و موظفند کنداکتور نمایشی خود را بهصورت منظم مدیریت کنند. در مقابل، شبکه دو بیشتر به سمت سریالهای مناسبتی و خانوادگی حرکت کرده است؛ آثاری که برای ایام خاصی مانند ماه رمضان یا مناسبتهای ملی و مذهبی طراحی میشوند. این نظم تازه باعث شده تولیدات نمایشی در جای درست خود قرار گرفته و از آشفتگیهای گذشته فاصله بگیرند. به بیان دیگر، اگر در گذشته گاهی احساس میشد سریالها صرفا برای پر کردن آنتن ساخته میشود، امروز تلاش شده هر اثر در نسبت با مأموریت شبکه و موضوع محوری مشخص تعریف شود. همین تغییر نشان میدهد که ادعای «فدا شدن کیفیت به پای کمیت» در شرایط کنونی چندان قابل دفاع نیست؛ زیرا سیاستگذاری جدید اساسا بر هدفمند شدن تولیدات تأکید دارد.
بودجههای سنگین، دستمزدهای بالا
اما در حالیکه تلویزیون تلاش کرده مسیر تولید خود را بازتعریف کند، شبکه نمایش خانگی با چالش دیگری روبهرو شده است؛ چالشی که بیشتر به وفور تولید و رقابت پلتفرمها برای جلب توجه مخاطب مربوط میشود. در سالهای اخیر هر پلتفرم تلاش کرده چند پروژه همزمان در دست تولید داشته باشد؛ پروژههایی با بودجههای سنگین، دستمزدهای بالا و حضور بازیگران پرشمار. این رقابت ظاهرا پرزرقوبرق، در عمل گاهی به افزایش کمیت تولیدات بدون تضمین کیفیت روایت منجر شده است. نمونه قابل توجه این وضعیت را میتوان در برخی سریالهای پرهزینه اخیر مشاهده کرد. آثاری که با تبلیغات گسترده و ترکیب بازیگران مشهور معرفی شدند اما در عمل نتوانستند مخاطب را با داستانی منسجم همراه کنند.
در چنین فضایی حتی پروژههایی که از ابتدا با هیاهوی رسانهای فراوان آغاز میشوند، لزوما به موفقیت پایدار نمیرسند.
یکی از نمونههای بحثبرانگیز، سریال «هزار و یک شب» بود؛ اثری که با حضور چهرههای شناختهشده و تبلیغات گسترده وارد میدان شد. بسیاری تصور میکردند این سریال میتواند یکی از برگهای برنده نمایش خانگی باشد اما واکنشها نشان داد که ستارههای پرشمار و هزینههای بالا، لزوما جایگزین داستان قوی نمیشوند. روایت پراکنده، شخصیتهایی که فرصت پرداخت عمیق پیدا نکردند و فقدان پیوند منطقی میان رخدادهای داستانی، باعث شد بخشی از مخاطبان نتوانند با سریال ارتباط برقرار کنند. در واقع، تجربه هزارویک شب یک پیام روشن داشت: حتی تولیدات پرستاره نیز اگر بر پایه فیلمنامه منسجم و شخصیتپردازی دقیق شکل نگیرند، نمیتوانند مخاطب را برای مدت طولانی همراه نگه دارند. به بیان سادهتر، ستارهها میتوانند توجه اولیه را جلب کنند اما آنچه مخاطب را نگه میدارد قصه است.
این مسأله تنها به یک سریال محدود نمیشود. نگاهی کلی به تولیدات چند سال اخیر نمایش خانگی نشان میدهد که در برخی موارد، الگوی تولید به سمت شباهتهای ساختاری حرکت کرده است. بسیاری از سریالها در ژانرهای مشابه ساخته میشوند؛ فضاهای لوکس شهری، شخصیتهای مشابه و روایتهایی که بیشتر بر تنشهای ظاهری و موقعیتهای هیجانی تکیه دارند. تفاوت اصلی گاهی فقط در لوکیشنها یا ترکیب بازیگران دیده میشود. در چنین شرایطی، مخاطب که برای تماشای این آثار هزینه اشتراک، اینترنت و زمان صرف میکند، انتظار طبیعی دارد که با تجربهای متفاوت و خلاقانه روبهرو شود. وقتی این انتظار برآورده نشود، واکنش مخاطب نیز سریع خواهد بود؛ زیرا برخلاف تلویزیون که دسترسی عمومی و رایگان دارد، مخاطب نمایش خانگی به شکل مستقیم برای محتوا هزینه میپردازد.
تیتر خبرها
-
ایران؛ طراح نظم جدید منطقه
-
دژهایی که ویرانه شدند
-
تحریمزدایی با «ساخت ایران»
-
14 قهرمان در آغوش زنجان
-
سرزمین جانفدایان
-
«صمود2» سند جدید رسوایی صهیون
-
حالا نوبت بازی ماست
-
جادوی قلم، اعجاز وطن
-
سند تحول، کلید تولید سریالهای باکیفیت
-
تجربههای کودکانه با بابام
-
بازیها؛ خط مقدم جنگ شناختی
-
عذرخواهی فیفا از ایران




